تشنه صلح (۱۹)

صحبت دکتر سماک با بلاغت و روشنگری و انصافی که در کلامش بود، شنوندگانی را که من دیدم و از هر دین و مذهبی بودند،خرسند کرده بود.- همین هفته پیش در رم، به دکتر سماک گفتم، آن سخنرانی ظرفیت این که تبدیل به یک رساله بشود، داراست، هیچ جمله ای نیندیشیده نیست!-او از نقطه ای فرای همه ادیان و یا از نقطه مشترک همه ادیان یعنی انسان سخن گفته بود. کار شریعت و عالمان شریعت این است که انسان ها را از دریای انسانیت بیرون می کَشند و در دریاچه ها و یا برکه ها و غارهای شریعت مخصوص خویش زندانی می کنند. ایمان را تبدیل به شریعت و انسان را تبدیل به مسلمان و مسیحی و یهودی و…می کنند. وقتی به دیده انکار می نگرد و دیگری را کافر و ملحد و گمراه می انگارد، در شناخت خویش هم دچار اشکال می شود. ما تنها در رابطه با دیگری و شناخت دیگری می توانیم از خودمان نیز شناخت داشته باشیم.
موقع شام در رستوران هتل بروفانی، همه دوستان حاضر توجه و سخنشان در باره، سخنرانی دکتر سماک بود. سوامی و دوستش، امانويل پیشوای دینی یونانی الاصل که در حقیقت نفر دوم کلیسای ارتدوکس به حساب می آید. فیصل بن معمر، دبیر کل کایسید، و پیتر مسسول امور بین الملل کایسید، دور میز نشسته بودیم. فیصل گفت از بس دکتر سماک خوب حرف زد به خانم نیوانو- عضو بودایی هیات مدیره کایسید- گفتم: متن سخنرانی را من نوشته ام! گفتم، حق با شماست. ما یک مثل در زبان فارسی داریم که، « این همه آوازه ها از شه بود!» همیشه این روش و رفتار شاهان بوده است که می خواسته اند، هر کار خوبی به نامشان تمام شود. قرآن هم می گوید: یریدون ان یحمدوا بما لایصنعون!
گفتم: خوب است بحث را اینگونه پیش ببریم و هر کدام از منظر خود بگوییم مهمترین نکته یا فراز سخن دکتر سماک کدام بود؟ ممکن است بعضی هم نظر باشیم. سوامی که داشت شیشهٔ عینک اش را پاک می کرد. دستمال کوچک داخل جعبه عینک اش نارنجی کمرنگ است و جعبه هم نارنجی و…کلا پوشش سوامی در طیفی از رنگ نارنجی قرار گرفته است. روزی به او گفتم از سویی می خواهی با یک رنگ خودت را از رنگ تعلق رنگها آزاد کنی، اما از سوی دیگر یافتن یک رنگ می شود یک کار دشوار! گفت: نه دشوار نیست وقتی یک رنگ شدی آن رنگ خود با جلوه های مختلفش به سویت می آید، مگر قرآن نمی گوید رنگ خدا!
امانويل گفت: به نظرم ایمان خدشه ناپذیر فرانسیس داستان غریبی بود. خدایان اساطیر یونان هم چنین ایمانی نداشته اند. ایمان همراه با رضایت جان و اطمینان به خداوند و از سوی دیگر خود را ناچیز انگاشتن و تمام ارزش و اعتبار را به ایمان و خداوند و مسیح نسبت دادن، انصافا روح بزرگ و پاکی داشته است. همین تنها رفتنش به سمت سپاه دشمن! چه اطمینانی داشته است؟
گفتم: نسبت بین دین و ازادی که دکتر سماک مطرح کرد، بسیار نکته مهمی ست. معمولا عالمان دینی از آزادی دفاع نمی کنند. پیداست منظورم آزادی کسی ست که سخن مخالف می گوید. تکفیر و تفسیق و طرد شیوه عالمان رسمی در برابر کسانی بوده است که سخنی دیگر می گفتند. مگر عالمان سنتی یهود، فریسیان و صدوقیان مسیح را تکفیر نکردند و سرانجام در شورای سنهدرین به تصلیب عیسای مسیح حکم ندادند. دکتر سماک به رساله لاهوتی -سیاسی اسپینوزا اشاره کرد. در مقدمه رساله اسپینوزا نوشته است: ازادی به تقوی و ایمان آسیبی نمی رساند! به نادانی و خرافه و ترس آسیب می زند! دکتر سماک از من پرسید رساله اسپینوزا به فارسی ترجمه شده است؟ با کمال شرمندگی گفتم: هنوز نه! شنیده ام یکی از دوستان قدیم و همشهری ام در حال
ترجمه است. گفت به زبان عربی هم ده سال پیش ، -ترجمه دکترحسن حنفی از رساله اسپینوزا منتشر شده است. ببین ما حتی در ترجمه هم نزدیک سیصد و پنجاه سال عقبیم! ترجمه دکتر حسن حنفی را شما دیده اید؟ گفتم بله، پی د اف ترجمه در اینترنت هست. هم ترجمه عالیست و هم توضیحات و پی نوشت ها! البته ایشان از فرانسه ترجمه کرده است و در مقدمه از این که به نسخه اصلی لاتین رساله در مصر دسترسی نداشته است، افسوس خورده است. دکتر سماک گفت: این که افسوس ندارد حتما نسخه لاتین بایست در اینترنت باشد (۱)

*************
telegram.me/maktuob

1- http://spinozaetnous.org/wiki/Tractatus_theologico-politicus
ممکن است در زمان ترجمه کتاب به عربی، توسط دکتر حسن حنفی دست کم ۱۸ تا ۱۶ سال پیش، متن لاتین در دسترس نبوده باشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)