تشنه صلح (۲۲)


پنل شماره ششم در سالن گراند هتل کانگرسی در خیابان رنزی، در ساعت نه و نیم صبح بر گزار می شد. ما به موقع رسیدیم اما صندلی خالی پیدا نکردیم. چهره جمعیت جوان و با نشاط و پر تحرک می نمود. انگار هر فردی مثل موجی بود که ارام ندارد. همان شور و شوق و تحرک یک جمع دانشجویی. چیزی شبیه همهمه کندوی عسل! برای فیصل بن معمر و من دو تا صندلی آوردند. مشکل دوم، گوشی های ترجمه همزمان هم تمام شده بود. جلوی من روی زمین چند دانشجو نشسته بودند. وقتی سخنرانان به انگلیسی سخن می گفتند از گوشی استفاده می کردند و وقتی به ایتالیایی و فرانسه صحبت می کردند با گوشی بازی می کردند! قرار شد گوشی را مشترک استفاده کنیم. یک سیم گوشی را به فیصل دادم و سیمی دیگر در گوش من. انگار داریم پچ پچ می کنیم!
مدیر پنل گیوم گوبرت فرانسوی و سردبیر لو کرویکس بود. شش نفر هم در پنل شرکت داشتند. ژان پیر دنیس، سردبیر لو ویه از فرانسه، آنتونیو فراری گزارشگر روزنامه کوریه دلا سرا از ایتالیا، انزو فورچوناتو مدیر دفتر مطبوعاتی اسی سی، محمد کریشنان از شبکه الجزیره قطر، دیوید پورتر از کلیسای انگلستان، فیلیپ پوئلا از رویتر.
جند نکته قابل تامل در پنل مطرح شد:
یکم: بخشی از مطبوعات و رسانه ها خود در یک سوی جنگ ایستاده اند. جنگ را به نفع طرف خودی توجیه می کنند و می کوشند وجه خشن جنگ را نرم و ملایم کنند. مثلا مطلقا تصویری از کودکان و زنانی که کشته می شوند را منتشر نمی کنند. اما از سوی دیگر بر چهره و رنج و مصیبت های کودکان زوم می کنند. درست مثل تلویزیون ها و مطبوعاتی که مساله فلسطین را با حس همراهی با اسرائیل منتشر می کنند.
دوم: اکر جنایت در غرب و به وسیله یک فرد غربی-مسیحی اتفاق افتاده باشد. بر دین و ملیت او تاکید نمی کنند. بلکه او را مثلا فردی بیمار و افسرده و دچار بحران روحی معرفی می کنند. مانند مک وی که انفجار اوکلاهما را انجام داد. اما اکر مسلمان و عرب باشد. مدام بر مسلمانی و ملیت او تاکید می شود.
سوم: در جنگ ها ، پیش و بیش از همه حقیقت قربانی می شود.
چهارم: ما نمی توانیم حال- اگر بتوان حال را تعریف کرد- از گذشته جدا کنیم. درست است همه ما از قتل پدر ژاک همل متاسف هستیم. اما یادمان باشد که قاتلش یک جوان الجزایری بود و میلیون ها نفر الجزایری توسط فرانسویان قتل عام شدند و هیچ صدایی از کلیسا برنخاست!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)