ای مسند قضا که بدین روزت اوفکند؟

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، افتخار دانشگاه و دانشگاهیان کشور ما، قصیده ای فراموش نشدنی در بارهٔ سرنوشت و سرگذشت شعر پارسی در زمانه ما دارند. بیت های آغاز ین قصیده چنین است:

ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند
ای خفته خوار بر ورق روزنامه ها
زار و زبون، ذلیل و زمینگیر و مستمند
به گمانم این داوری ویژه و منحصر به سرنوشت شعر پارسی نیست. شما وقتی به دستگاه قضایی هم نگاه می کنید همین است. به جای دکتر سید محمد بهشتی و آیه الله موسوی اردبیلی، اقای صادق لاریجانی نشسته است. دادستان مشهد را به عنوان دادستانی شجاع تشویق می کند! و با هیجان و عصبانیت از خود دفاع . اصلا شما را به خدا ببینید در کجای جهان رئیس قوه قضائیه این همه حرف می زند و در تمام مسائل موضعگیری می نماید. ایشان که به دادستان کل کشور حکم داده اند تا ماجرای لغو سخنرانی نایب رئیس مجلس را پیگیری کنند. پیش از پیگیری و گزارش وقتی از شجاعت دادستان تعریف می کنند، یعنی جهت گزارش را تایید کرده اند. اگر گزارش نشان داد که دادستان تدبیر و حزم و تانی لازم را که شان قضاست رعایت نکرده است؛ ایشان با این ستودن قاضی پیشاهنگام چه خواهند کرد؟ بر همین تعبیر دادستان شجاع ایشان اندکی تامل کنیم:
یکم: آیا دادستان که در واقع در مقام قاضی ارشد نشسته است و حکم صادر می کند، بایستی « شجاع » باشد؟ در کدام فصل از ابواب صفات و ویژگی های قاضی در تمامی مجموعه های حدیثی و فقه استدلالی از « شجاعت قاضی» سخن گفته شده است؟ همیشه تاکید بر احتیاط و تانی و توقف و عدالت و ایمان و دانایی قاضی است. مثلا مراجعه کنید به جلد ۲۷ وسائل الشیعه ، باب صفات قاضی .اگر جناب رئیس قضا فقط یک روایت یا اشاره یافتند که بایست قاضی شجاع باشد، به اطلاع همگان برسانند. أيه الله سید محمود هاشمی شاهرودی رسالهٔ خواندنی و دقیقی با عنوان: القضا و صفات القاضی عند الامام علی علیه السلام دارند. مطلقا در این رساله به شجاعت قاضی اشاره نشده است. سخن بر سر دقت و تانی و توقف قاضی است. شجاعت صفت امر جهاد است و نه امر قضا. چگونه است که این نکته بدیهی فقهی و حقوقی بر صادق لاریجانی مکتوم مانده است؟.
دوم: ظاهرا جناب غلامعلی صادقی دادستان انقلاب مشهد دومین دادستان شجاع جمهوری اسلامی است. دادستان شجاع تر از ایشان، سعید مرتضوی بود که در یک بعد از ظهر قریب به چهل روزنامه را توقیف کرد و با یک اقدام شجاعانه دیگر مدال کهریزک را بر سینه دستگاه قضایی و دادستانی تهران برای همیشه نصب کرد. اکنون آن شجاعت و دست و نیز تعطیل روزنامه ها و کهریزک و تامین اجتماعی سرانجام و سرنوشتش معلوم است. مردم هم به فضای مجازی که حقیقی است روی آورده اند و روزنامه های حقیقی رسمی در حقیقت مجازی شده اند.
سوم: دادستان مشهد در مصاحبه ای ، پیداست با پشت گرمی به دفاع رئیس قوه زبانش گرم شده است و گفته خودش تصمیم گرفته است که سخنرانی دکتر علی مطهری را لغو کند. در واقع ایشان خواسته اند از اطلاعات سپاه مشهد رفع شبهه نمایند. بسیار خوب اگر ایشان یا دادستان تهران روزی یا شبی تشخیص دادند که سخنرانی رئیس مجلس و یا رئیس جمهور به مصلحت نیست می توانند حکم به لغو سخنرانی بدهند!؟
چهارم: این روزها یاد و نام آیه الله موسوی اردبیلی را گرامی می داریم. مجتهد دانا و فقیه متبحر و مفسر نکته دان قرآن مجید و ادیب بلیغی بودند. تعریف می کردند: آقای بهشتی آمدند در اتاق من، من دادستان کل کشور بودم. برافروخته و با چشمان اشک آلود. گفتند آقای موسوی همسر بنی صدر را دستگیر کرده اند. بنی صدر مخفی شده بود. ماموران دادستانی و اطلاعات گمان کرده بودند با دستگیری همسر بنی صدر می توانند از او ردّی پیدا کنند. آقای بهشتی گفتند ما نیامده ایم که چنین کارهایی را انجام بدهیم. جرم بنی صدر جه ربطی به همسرش دارد؟ اگر شما دستور آزادی همسر بنی صدر را ندهید من به عنوان رئیس قوه و رئیس دیوانعالی کشور دستور می دهم. بعد شما مرا به دادگاه انتظامی قضات معرفی کنید، برای این که من چنین اختیاری ندارم و از اختیارات شماست! آیه الله موسوی اردبیلی هروقت این خاطره را تعریف می کردند، اشک می ریختند.
اکنون این انحطاط از کجا آمده است. شاید پاسخش این باشد اگر مرتضی مطهری زنده می ماند و یا سید محمد بهشتی چنین نمی شد. تا با حسرت بخوانیم:
ای مسند قضا که بدین روزت اوفکند؟
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند
*************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)