سفر کوبا، ملاقات با کاسترو و بیماری ماندگار شعار زدگی و دروغ!


از سفر کوبا که بازگشتیم. یکی از نمایندگان همراه، جناب آقای علی محمد بشارتی نماینده محترم جهرم که عضو هیات رئیسه هم بودند، مثل خود من! در جلسه روز نوزدهم مهرماه ۱۳۶۰ نطق مفصلی در مجلس ایراد کردند و گزارش سفر به کوبا را دادند. مبالغه و شعار زدگی و دروغ در گزارش ایشان مشهود بود. بدیهی بود که با نیت صادقانه و دلسوزانه گمان می کردند که آن دروغ ها موجب تقویت اسلام و انقلاب اسلامی می شود. نطق را با این شعر -که در واقع شعار است- آغار کردند:

گر چرخ به کام ما نگردد کاریش کنیم که تا نگردد
گوئیم به او مطیع ماشو یا میگردد و یا نگردد
گر گشت ، چه نیک و رنه مادست از او نکشیم تا نگردد
در پنجه اقتدار اسلام نبود گرهی که وا نگردد
هرگز تن مردم خردمند با هیچ فشار تا نگردد
پیداست این شعرو شعار خنک دچار تغییرات هم شده است تا مطابق فضای مجلس ایراد شود. و اما دروغ؟ ایشان در نطق خود گفتند: وقتی فیدل کاسترو نام مبارک امام خمینی را بر زبان می آورد، تمام قد می ایستاد و سلام نظامی می داد! آقای بشارتی هم تحت تاثیر همین دروغ راست تر ایستادند و پشت تریبون سینه شان را جلو آوردند و سلام نظامی دادند! در مشروح مذاکرات مجلس دیدم که این تعبیر ایشان را تغییر داده اند! ایا ایشان که همان وقت عضو هیات رئیسه بوده اند به همکاران تنظیم کننده مشروح مذاکرات گفته اند که آن جمله را تغییر بدهند؟ آیا تذکر برخی نمایندگانی که در سفر بودند موجب تنبّه ایشان شده بو د ؟ عبارت موجود در مشروح مذاکرات این است:
هنگامی که کاسترو مسائل را استادانه تجزیه و تحلیل میکرد و سخت سرگرم بحث و گفتگو بود هر وقت به اسم امام می رسید کاملا خود را جمع وجور میکرد ،کرنش می نمود. میگوید که من از خود می پرسم آیا انقلابیون ایران میدانند که ریگان را آنها سرکار آوردند؟

مرد بسیار خطرناکی است فاشیست است ولی اگر بخواهد پرروئی کند من به مردم ایران میگویم که جوابش را بدهند (تکبیر نمایندگان )‌
واقعیت این بود که نه کاسترو قیام کرد و سلام نظامی داد و نه کرنش می کرد. حتما فیلم و صوت اقای بشارتی در آرشیو مجلس موجود است. کاسترو اساسا در وقت حرف زدن مثل شعله سیال بود. موسیقی زبان اسپانیولی هم، موزیک متن این بی تابی و تلاطم دست ها و حرکت سر و چشمان او. دو نکته مهم به نظرم می رسد:
چرا بایست متن مشروح مذاکرات با سخنی که در مجلس گفته شد متفاوت باشد؟ دوم: بیماری شعار زدگی و دروغ در سوی تقویت نظام و انقلاب و اسلام همچنان جاری است و تبدیل به مذهب مختار شده است.
شما وقتی متن نطق را می خوانید، انگار بعد از سفر ما آمریکا دود شد و به هوا رفت. گفته اند:
« در این کنفرانس برای نخستین بار جنایت آمریکا را در نقاط مختلف جهان برملا کردیم . بطوریکه آمریکا در جلوی چشمان حیرت زده و ناباور خود شاهد متلاشی شدن صفوف متحد کشورهای اقمار و هوادار خود بود. و در برابر مواضع محکم و افشاگریهای ماجز خشم و اخطار و خود خوری عکس العملی نداشت. » .
واقعیت این بود که کشورهای متحد آمریکا و اقمار آمریکا متلاشی نشدند! اصلا اجلاس بین المجالس چیزی در حد یک تفنن بوده و هست. این ها توهماتی بود که در ذهن یک انقلابی جوان اتفاق افتاده بود. در همان روزها ما با مهمترین و فاجعه بارترین توطئه امریکا و اقمارش یعنی دفاع از یورش صدام به ایران و اشغال بخش هایی از سرزمینمان رویارو بودیم.
مقصودم از نقل خاطره سفر به کوبا و گفتگو با کاسترو و گزارش به مجلس همین بود! تا ما خودمان را از شرّ ماندگار و تا ریشه نفوذ و نشت کردهٔ شعار زدگی و دروغ نرهانیم، نمی توانیم واقعیت ها را چنان که هستند ببینیم. پیامبر اکرم در دعای خویش از خداوند تمنا و طلب می کرد که: اللهم ارنی الاشیا کما هی! خداوندا پدیده ها را چنان که هستند به من بنما! ما پدیده ها را چنان که دوست می داریم می بینیم! اهورامزدا این سرزمین را از دشمن و خشکسالی و دروغ دور بدارد! نمایش بسیار موفق خشکسالی و دروغ کار درخشان محمد یعقوبی، در آذر ماه ۱۳۹۰ در تهران در روزگار رئیس جمهوری که در دروغگویی و شعار زدگی نبوغ داشت، برای مدتی توقیف شد.
*************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)