نکته های قرآنی، تفاوت سقایة و صواع

در سوره یوسف، نکته های پرلطف و ظرافت های شگفت آوری وجود دارد. این زیبایی ها و ظرافت ها نشانه‌ٔ روشنی هستند که قرآن مجید کلام الهی است و نه سخنی با نظمی پریشان . یک نمونه از ده ها نمونه ای که می توان در سوره یوسف به آن اشاره کرد، دقت و تدّبر در باره دو واژهٔ سقایة و صواع الملک در آیه شماره ۷۰ و ۷۲ سوره یوسف است.
یکم: نگاهی به ترجمه های پارسی قرآن مجید
سقایة را مترجمان با تفاوت هایی و توضیحاتی گاه در بین دو کمان و یا خارج آن به نحو ذیل معنی کرده اند:
آیتی و مجتبوی: جام
قمشه ای و صادقی تهرانی و معزی: جام( زرین پادشاه)
خرمشاهی : جام (پادشاه)
فولادوند: آبخوری
مکارم شیرازی: ظرف آبخوری پادشاه
روشن و مدلل نیست، مترجمان محترمی که واژه پادشاه را در بین دو کمان و یا خارج آن قرار داده اند، این واژه را از کجا آورده اند!؟ قرآن مجید که نگفته است: سقایة ملک
بدیهی است که ترجمه جام و آبخوری مناسب است. آبخوری دقیق تر و جام زیباتر ست!
صواع الملک به نحو ذیل ترجمه شده است:
آیتی و خرمشاهی : جام پادشاه
مجتبوی: پیمانه-جام پادشاه
قمشه ای و فولادوند: جام شاه
مکارم شیرازی: پیمانه (جام) شاه
چرا واژه صواع را جام ترجمه کرده اند؟
این آمیختگی در تفاسیر قرآن مجید نیز دیده می شود. دقیقتر اگر سخن بگوییم، این آمیختگی از تفاسیر به ترجمه ها راه یافته است. تعداد قابل توجهی از تفاسیر قرآن مجید دو واژه سقایة و صواع ملک را یکسان و یا مترادف گرفته اند. مثلا طبرسی در مجمع البیان نوشته است: « سقایة و صواع یکی هستند. ».»
در تفسیر ابن ابی حاتم، صواع را به معنای هر گونه ظرف آبخوری معنی کرده است. تعبیر تُنگ پارسی را که زمخشری برای سقایة به کار برده است، ایشان به صواع نسبت داده است که موجه نمی نماید.
تنها تردید قابل توجهی که دیده می شود از آن امام فخر رازی است. ایشان با نقل تفسیر زمخشری در کشاف: « سقایة مشربة یسقی بها و هو الصواع»
سقایة، آبخوری است و همان صواع است؛ گفته شده است پادشاه در آن آب می نوشید، سپس به عنوان وسیله پیمایش یا پیمانه کردن استفاده می شد. امام فخر نوشته است: بعید می نماید که ظرف آبخوری پادشاه را به عنوان پیمانه استفاده کنند! بدیهی است که می بایست بین سقایة و صواع تفکیک قائل شویم.
دوم: قرآن مجید در ذکر این واژه ها، چهار وجه تفکیک قائل شده است. غریب می نماید که این موارد مورد توجه جدی قرار نگرفته است.
الف: قرآن از دو واژه متفاوت سقایة و صواع استفاده کرده است.
ب: صواع را به پادشاه نسبت داده است.
ج: ضمیر مونث ناظر و راجع به سقایة و ضمیر مذکر راجع به صواع است. ( آیه الله جوادی املی به تفاوت ضمیر ها و مرجع هر کدام اشاره کرده اند.).
د: سقایة با الف و لام ذکر شده است.
برخی مفسران که خواسته اند، سقایة و صواع را مترادف تفسیر کنند، گفته اند می توان برای واژه صواع هم ضمیر مذکر و هم مونث به کار برد. گمان نمی کنم بتوان در منابع و متون عربی شاهد معتبری یافت که به واژه صواع با ضمیر مونث اشاره شده باشد.
سوم: سقایة در حقیقت همان جام یا تُنگ آبخوری یوسف است. در عهد عتیق، سفر پیدایش، باب ۴۴ ایه ۲، به پیاله یا جام نقره ای اشاره شده است. واژه عبری دقیقا به معنای پیاله یا جام نقره است. ( گبوع ها کِسف: גְּבִיעַ הַכֶּסֶף ) زمخشری به واژه مکّوک در تبیین سقایه اشاره کرده است. مکوک همان تُنگ پارسی است، ظرفی با دهانه تَنگ و قسمت پایینی فراخ. صواع هم همان پیمانه است. پیمانه شاهی نه این که در خانه شاه است و او از آن آب می نوشد و یا با آن اندازه گیری می کند! چنان که در زبان پارسی وقتی گفته می شود آئینه شاهی،‌ مراد این نیست که آئینه ای است که در خانه شاه است. حافظ سروده است:
دل که آئینهٔ شاهی ست غباری دارد
از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
چنان که پیامبر اسلام هم در دوران مدنی و تاسیس حکومت و سازماندهی امور اقتصادی پیمانه ای معین کردند که به صاع نبوی مشهور بود. لزوما به این معنی نبود که صاع نبوی در خانه پیامبر بود. بلکه ماموران اخذ زکات که به نقاط مختلف می رفتند از صاع نبوی برای پیمایش و دریافت زکات استفاده می کردند.
چهارم: تفاوت واژگان سقایة و صواع، در حقیقت نشانه ای است که نمی بایست دو واقعه متمایز با یکدگر آمیخته شوند.
یوسف جام نقره ای آبخوری اش را به برادرش هدیه می دهد. و آن را در بارو بنه برادر می گذارد. از سوی دیگر پیمانه پادشاه هم گم شده است و ماموران فریاد می کنند که پیمانه شاهی گم شده است. ماموران در جستجوی بارو بنه پسران یعقوب، پیمانه را نمی یابند اما یافتن جام آبخوری برای آن ها سووال انگیز بوده است. چنین گمان می رود که بنیامین جام را سرقت کرده است. طبیعی است که بنیامین که از ماجرا خبر دارد سخنی نمی گوید.
پنجم:تفکیک دو واژه و دو ماجرا از یکدیگر، موجب می شود که دیگر نیازی به توجیهات دور از باور، نباشد. نه یوسف به کسی تهمت زده است و نه خلاف مروت شیوه و منش خویش که از محسنین و مخلَصین بود رفتار کرده است. او تنها با آگاهی بنیامین جام نقره و یا مطلا و یا طلای جواهر نشان خود را در بار یا خرجین بنیامین قرار داده است، تا وسیله ای باشد برای نگهداری او در پیش خودش.
شريف رضي در کتاب تنزیه الانبیا، در بیان رفع شبه و یا تنزیه یوسف گویی به متفاوت بودن سقایة از صواع توجه داشته است، منتها بیان روشنی در تفکیک دو ماجرا ندارد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)