اندکی تامل در باره پاسخ مدرسان ارجمند و فضلای محترم حوزه علمیه قم

از این که تا به حال سه نفر از مدرسان و فضلای حوزه به یادداشت اینجانب در باره سخن مرجع محترم تقلید آیه الله وحید خراسانی توجه داشته و نقد و نظر خود را مطرح کرده اند، بسیار سپاسگزارم.
سخن اینجانب نه در باره، موضوع معجزه بوده است و نه کرامت به نحوه معین. بلکه سخن بر سر روایت یک واقعه است که توسط دو نفر در نیمه قرن ششم هجری مطرح شده است. واقعه ای که تقریبا سیصد سال پیش از زمان روایت اتفاق افتاده است. سخن اینجانب این بود: هیچ نشانی از این واقعه در منابع متقدم نیست. راوی به کلی ناشناخته و به اصطلاح از مجاهیل است و نزول باران به اعتبار مکشوف شدن استخوان پیامبری در کف راهبی، بسیار دور از خرد روشن و باور است. سوم، در این روایت راهب باران می باراند و امام عسکری باران را متوقف می کند!
به گمانم یکی از تفاوت های شیوه پژوهش در این سوی دنیا با کشور ما، این نکته مهم است. ما معمولا در پیرامون موضوع سخن می گوییم. در این سو در باره موضوع سخن می گویند. اینجانب صرفا بر روایت جناب آیه الله وحید در باره درستی روایت نماز باران امام حسن عسکری و راهب مسیحی تشکیک کرده ام. تشکیک هم با توجه به راوی است که از مجاهیل است و متن که در متون اصلی شیعه تا نیمه قرن ششم دیده نمی شود. و نیز تفاوت هایی که در نام راوی و نام خلیفه وقت در متن طوسی و راوندی دیده می شود. شاید به همین دلیل آیه الله وحید همین موضوع را در جلد نخست منهاج الصالحین، صفحه ۴۶۴ نقل کرده اند. نکته مورد توجه تمامی ماخذی است که ایشان به ان ها ارجاع داده اند. در متن نوشته اند این کرامت- ایشان با دقت از به کار بردن واژهٔ معجزه پرهیز کرده اند.- را از منابع خاصه و عامه روایت کرده اند وبرخی منابع را، علی الاصول مهمترین آن ها را ذکر کرده اند
از آن جا که در منابع در بارهٔ نام راوی و خلیفه عباسی معاصر امام عسکری و مرتبط با ماجرا، اضطراب وجود دارد، ایشان نام راوی و نام خلیفه را که در متون متوکل و یا معتمد آمده است، ذکر نکرده اند.
قرآن مجید ما را به تفکر و تعقل و تدبر در آیات طبیعی و تکوینی و تاریخی و قرآنی و انسانی دعوت کرده است. نمی توانیم رخدادهایی مثل داستان استخوان و باران در اثر یا از اثر مکشوف شدن استخوان سیاه شده پیامبر درگذشته در کف راهب را بپذیریم! البته معجزه که خاص پیامبران است و آن هم محدود و معدود به اعتبار نص قرآن مجید. امامان ما هیچ کدام معجزه نداشته اند. کرامت هایی هم که در کتب مناقب و فضايل به انان نسبت داده شده است، می بایست هر مورد به دقت پژوهش شود و از بعد سندیت و اعتبار رجالی و محتوایی سنجیده شود. واقعیت این است درست مثل انسانی که دچار اضافه وزن می شود و تناسب اندامش به هم می خورد. کتاب های فضائل و مناقب حاوی داستان هایی هستند که از مقوله اضافه وزن اند. نه تنها بر اعتبار شیعه نمی افزایند، بلکه موجب مخدوش شدن چهره شیعه می شوند. اگر ما خود به نقد و بررسی این موارد نپردازیم، دیگران با مطامعی دیگر و زبانی دیگر چنین کاری را خواهند کرد.
اگر بخواهیم بحث را اندکی تعمیق ببخشیم. در سخن آیه الله وحید خراسانی که خوشبختانه در سایت ایشان موجود است. ایشان یک نکته کلامی /فلسفی؟ مطرح کرده اند. سه واحد یا موضوع زمان و دهر و سرمد را از هم تفکیک کرده اند و فرموده اند واحد امام دهر است و نه زمان. معنای این سخن این است که امام در ذیل چتر زمان زندگی نمی کند و یا قوانین واحد زمان بر او حاکم نیست. دوم به حدیث لوح فاطمه علیها سلام استناد کرده اند. این هر دو مورد جای تامل جدی دارد. هم موضوع کلامی نخست و هم وثاقت و سندیت حدیث لوح..
آیه کریمه: قل انما انا بشر مثلکم، معیار سنجش است. پیامبر و امامان شیعه همگی انسان بوده اند و نه فوق انسان! تنها وجه تمایز پیامبر وحی بوده است و بر هیچ امامی هم وحی نشده است. وحی با رحلت پیامبر اسلام منقطع شده است.


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)