یادی از حضرات آیات شاهرخی و حسینی میانجی


ظرف مدتی کوتاه، آیه الله سید محمد تقی شاهرخی نماینده مجلس خبرگان و آیه الله سید کاظم حسینی میانجی، امام جمعه سابق خرم آباد در گذشتند و به معبود و معشوق ازلی پیوستند. با آیه الله شاهرخی می توانم بگویم دوست بودم و شاهد محبت و مهر همواره ایشان. هر وقت تهران بودند، حتما خدمتشان می رسیدم و یا ایشان به دفترم می آمدند. آیه الله حسینی میانجی، تنها ظرف چند روز سه دیدار با ایشان در خرم آباد در سال ۱۳۷۸ داشتم، که دیدار آخر با آیه الله شاهرخی و دیگر عالمان دینی خرم آباد مشترک بود.
سمینار معاونان و مدیران کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خرم آباد برگزار شده بود. مدیر کل فرهنگ و ارشاد لرستان، پیام داد که امام محترم جمعه آیه الله میانجی فرموده اند در سمینار شرکت نمی کنند و نیز نمی خواهند با وزیر ملاقات کنند! گفتم: اما وظیفه وزیر این است که وقتی وارد استان می شود، حتما به دفتر و منزل امام جمعه برود و دیدار کند! پیدا بود مدیرکل در مخمصه افتاده است. وقتی به خرم آباد رسیدیم، پس از استقرار در هتل، همراه معاونان به سمت خانه امام جمعه حرکت کردیم! کفتم مطمئن باشید حتما در را باز می کنند و راهمان می دهند. وارد خانه شدیم. سیمای مرحوم امام جمعه گرفته و استقبال از جمع ما خشک و سرد بود. گفتم: بفرمایید از مهمانانتان پذیرایی کنند! پذیرایی هم شدیم منتها چه پذیرایی یی! وقتی صحبتمان اندک اندک پیش رفت، چهره امام جمعه باز شد و لبخند زد. در گفتگو با ایشان به گونه ای صحبت کردم که به اصطلاح من هم اهل اصطلاحم. آیه الله شاهرخی از رفتنمان به منزل امام جمعه با خبر شده بود و بسیار خوشحال. گفت من باغچه ای در خارج شهر دارم، امام جمعه و تعدادی از علمای خرم آباد را فردا صبح برای صبحانه دعوت می کنم شما هم بیایید. رفتیم. هوا خوب و زنده و معطر بود. در جمع عالمان دینی بحث قرآنی در گرفت و ماجرای تحریف قرآن که در برخی منابع شواهدی بر آن - البته تمامی شواهد برساخته و بی اعتبار-دیده می شود و کتاب فصل الخطاب و…آیه الله شاهرخی می دانست که من مدتهاست به این بحث مشغولم و حضور ذهن دارم. می خواست با شیوه ای غیرمستقیم به امام جمعه بگوید که وزیر فرهنگ و ارشاد نه تنها مسلمان است بلکه دغدغه و اندیشه مباحث قرآنی را هم دارد. شیوه ایشان و گذار بحث موثر افتاد! امام جمعه به من گفت: شب برای بازدید شما به هتل می آیم در جلسه مدیران هم شرکت می کنم. گفتگویمان در هتل دونفره بود. بسیار با محبت و از سر لطف سخن گفت. بعدا به دوستان و معاونان گفتم، این هم از آثار گفتگو ست! وقتی به تهران بازگشتم. مدیر کل ارشاد زنگ زد و گفت: آیه الله میانجی خواسته اند اگر امکان دارد به ساخت حوزه علمیه خرم آباد کمک کنیم. کمک کردیم.
برای من درسی بود که بسیاری از سو تفاهمات ناشی از دوری و اطلاعات نادرست است.
و گفتگو همان کلید سحرآمیز مشکل گشاست!
***********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)