تاملی در باره فاجعه ساختمان پلاسکو

برخی حوادث آن چنان مهیب اند که آثارش و یاد و پژواکش فراموش نمی شود. گویی تبدیل به خاطره تلخ جمعی می شود. اگر انسان با صورت به دیواری سنگی برخورد کند، چه حسی خواهد داشت؟

حادثه ساختمان پلاسکو در ساحت ملی چنین فاجعه ای است. فاجعه آن قدر بزرگ و حساس وحسرت بار است که نمی توان و نبایست آن را در میزان منافع سیاسی و یا انتخابات سنجید، و به دنبال مچگیری بود. حادثه ابعاد مختلفی دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنم.
یکم: آیا بودجه سازمان اتش نشانی تهران و نیز همه آتش نشانی های سراسر کشور، تماما پرداخت شده ویا به هنگام پرداخت می شود؟ گفته می شود که آتش نشانان حتی لباس کار مناسب و به تعداد در اختیار نداشته اند و یا مسوول آسیب دیدن وسایل و لباسشان بوده اند.
دوم: قانون مدیرت بحران در چه شرایطی ست؟ یادم هست در سال ۱۳۵۹ که بحث سازمان دفاع غیر نظامی در مجلس اول مطرح بود، سپاه وارد صحنه شد و آن سازمان را به عنوان جزوی از بسیج ملی و بعدا مستضعفین در اختیار گرفت.
سوم: بنیاد مستضعفان بر اموال و املاک خود چه نظارتی دارد؟
چهارم: شهرداری تهران و شورای شهر چه مسوولیتی داشته اند.
پنجم: آیا درست است که بسیاری از کارگران واحد های ساختمان پلاسکو بیمه نبوده اند و به اصطلاح سیاه کار می کرده اند.
ششم: وقتی فاجعه ای رخ می دهد، به سرعت پلیس منطقه را حیطه بندی امنیتی می کند و به ماشین و عابر اجازه ورود به منطقه نمی دهد. پلیس کجا بود که مردم بالای ماشین آتش نشانی جمع شده بودند و عکس می گرفتند.
هفتم: ما چه آموزشی به مردم داده ایم که در اینگونه موارد درست رفتار کنند.

هشتم: چه کسی نظارت می کند که کپسول های آتش نشانی بیمارستان ها و سینماها و هتل ها و ادارات در روز مبادا کار می کنند یا نه؟ و چه کسانی می توانند از آن ها استفاده کنند؟
نهم: مرز بین واحد تولیدی و فروشگاه در کجاست. یادم هست ، همیشه یکی از نگرانی های دوران مسوولیتم در وزارت فرهنگ، کارگاه هایی بود که در اطراف میدان نقش جهان اصفهان کار می کردند و یک بار هم یکی از ان ها اتش گرفت.
************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)