سیّد ما!

سیّد ما! مرگ تو پرواز بود
روشنیِ روشنیِ راز بود
بال فشاندی ز لب بام عمر
نغمه زنان، راز تو آواز بود
وقت سحر بانگ تو ای پیر ما
آینه ی صافیِ غمّاز بود
چشم جهان تار ز آوار خواب
چشم تو ای نور خدا باز بود
سید ما! نقطه انجام تو
حلقه وصل تو ز آغاز بود
محتسب از تلخی خود در هراس
تا عسل چشم تو دمساز بود
صوت تو ای راوی مشکل گشا
جادوی صد قصه طناز بود
*****
چهارده اسفند/۱۳۹۵

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)