ارمغان مور، نوشته شاهرخ مسکوب


نگاه به فردوسی و خواندن شاهنامه از زاویه دید شاهرخ مسکوب طراوت و لطف و زیبایی و غم دیگری دارد! او دیدبانی بود که افق های شاهنامه را از هر سو، برون و درون کاویده و به درستی دیده بود. روزی سیمین دانشور می گفت: شاهنامه مثل کوهی ست که رونده را پس میزند و رونده به سستی گام های خود پی می برد. نمیخواهم بگویم مسکوب از قله شاهنامه افق ها را نگریسته است، اما میگویم در تاریخ پژوهش شاهنامه او بی همتاست. بدیهی ست که مرادم جستجو در جانمایه شاهنامه و روان فردوسی ست و گرنه کار کارستان دکتر خالقی مطلق و همکاران، تا کنون همان اوج شناخت شاهنامه به عنوان متن مورد اعتمادست. مسکوب با هوشمندی بین دانستن شاهنامه و فهمیدن آن تمایز قائل شده است.
نوشته است: « وقت آن است که شاهنامه نه فقط دانسته بلکه اندیشیده شود تا همچنان زنده بماند.»
دانستن سطحی از آگاهی ست و فهمیدن ژرفایی دیگر دارد.شاهرخ مسکوب، در عمر هشتاد ساله اش، توجه و رویکرد و تاکیدش بر شاهنامه بود. کتاب ارمغان مور که به یک معنا آخرین کتاب او بود، دقیق ترین و دلپذیرترین کتاب شاهنامه پژوهی او نیز هست. کتاب توسط نشر نی به شکل ممتاز و بدون غلط منتشر شده است.(۱)
کتاب از پنج جستار تشکیل شده است، زمان ، آفرینش، تاریخ، جهانداری و سخن
بدیهی ست که در تبیین و تفسیر هرکدام در هر جستار گاه شاهد آمیختگی و بیان نسبت این عناوین با یکدیگر هستیم. همان گونه که در شاهنامه فردوسی که راوی ست به عنوان حکیم هم حضور دارد و از زبان خرد جاودان و یا پیر مغان سخن می گوید. مثل:
فریدون فرّخ فرشته نبود
ز مُشک و زعنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این سروری
تو داد و دهش کن فریدون توئی!
این سخن فردوسی ست، موجی از اندیشه و روح پاک و جان پیراسته او.
عنوان های دیگری نیز در شاهنامه وجود دارد که شایسته پژوهش و یا جستار نویسی ست، با همین آدابی که مسکوب نوشته است!
شادی، خرد، داد، دین، شرم، خویشتن کشی، ایران شهر و یا شهر ایران، آز و نیاز، آهستگی و شایستگی، زندگی و مرگ، از این جمله اند.
کاش همین رسمی که در اروپا و امریکا در دانشگاه ها بر قرار ست، در کشور ما هم سامان پیدا می کرد. مثلا کرسی شاهرخ مسکوب با عنوان شاهنامه شناسی در دانشگاهی تاسیس می شد و شاهنامه شناسی شایسته به تدریس و پژوهش می پرداخت. هرساله نشست هایی بر گزار می شد و کشور ما و یا دانشگاه تهران تبدیل به مرجعیت شاهنامه شناسی در جهان می شد.
*********

**********
(۱)- شاهرخ مسکوب، ارمغان مور، نشر نی، تهران۱۳۹۴ چاپ سوم
کتاب خوشبختانه با دقت تمام ویرایش و منتشر شده است. تنها دو نکته ویرایشی بر جای مانده است:
یکم:ص ۲۱۹، سطر ۱۳ و ۱۴:سخن چون برابر شود با خرد ،
که به اشتباه: خرد چون برابر شود با سخن ، آمده است.

دوم: ص ۲۴۶ سطر نهم: زیر و بم
***************
telegram.me/maktuob.me

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)