پدیده هزاره سوم


یکم: گونه ای ابهام و پیجیدگی در باره شخصیت و هویت و ریشه و تبار خانوادگی و سیاسی احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم خانم رجبی/الهام وجود دارد. این ابهام بر سرنوشت سیاسی و هویتی او نیز حاکم است. دکتر جلایی پور گوشه هایی از این ابهام را بیان کرده است. حجة الاسلام زائری هم به نقل از مرحوم آیه الله حاج آقا مجتبی تهرانی نکات مهمتری را توضیح داده است..
دوم: این که احمدی نژاد یکباره مثل قارچ می روید و هشت سال موجب انهدام اخلاق و ایمان و سیاست و اقتصاد و فرهنگ می شود. مدیریتی غریب از خود بروز می دهد. وزیر خارجه اش را در سفر عزل می کند و استاندارش را در حضور جمع تهدید میکند که او را از لوله فاضل آباد رد خواهد کرد و راست در چشم مرجع تقلید حکیمی نگاه میکند و از هاله نور سخن میگوید و تاکید میکند که: اغراق نمی کند! و از دختری سخن میگوید که در آشپزخانه توی قابلمه اورانیم غنی سازی می کرده است و حالا دانشمند اتمی شده و محافظ و کیا و بیا ! و کودک دوساله ای خارجی در آغوش مادرش از پیاده رو نیویرک او را توی ماشین زرهی با شیشه دودی می شناسد و میگوید: مامان محمود! چنین شخصیتی هنگامی میرُویَد و رئیس جمهور می شود که نظام حزبی به بازی گرفته نمی شود و هیات های مذهبی، جای حزب می نشینند و احمدی نژاد هم چفیه تبرک می کند!
سوم: در همین انتخابات ۱۳۹۶، وقتی حزبی مثل موتلفه که تاریخ و شناسنامه سیاسی تعریف شده دارد؛ وقتی می خواهد نامزدی معرفی کند. از انجا که نامزد معرف حزب یا جمعیت خواهد بود دقت می کند و شایسته ترین نامزد خود را معرفی می کند. چنان که مهندس میرسلیم تا به امروز از جمله کاندیداهایی است که ظرفیت و شرایط مناسبی دارد.
چهارم: یک جمعیت فصلی مثل آبادگران از راه میرسد و میشود سکوی پرش احمدی نژاد و فرصت های ملی را تباه می کند. کی قرار است از تجربه ها بیاموزیم؟ انقلابی که در آغازش، رهبرانش ضرورت سازماندهی حزبی را احساس کردند دریغ است که در چهلسالگی اینگونه بی سامان و دچار هرج و مرج سازمانی باشد. وقتی هم سخن از تشکل میرود سردار محترمی که با عملیات چند لایه نقش در پیروزی نفوذی در انتخابات ۱۳۸۴ را داشت جمنا راخلق می کند و سازمان می دهد. با این شیوه ها این قافله تا به حشر لنگ است.
پنجم: احمدی نژاد، اگر به رفتار او و حلقه اش و ادبیات آن ها دقت کنیم. در یک کلام دنبال ساختار شکنی و رویارویی با رهبری و نظام هستند. گمان می کنند می توانند یک شورش اجتماعی سیاسی و یا به تعبیر خودشان انقلاب نوینی بر پا کنند. این رویکرد صرفا از یک مالیخولیا نشات میگیرد. البته وجه بد بینانه اش هم سخن مئیر داگان است که گفت: اگر موساد تمام توان و تلاش خود را به کار میگرفت نمی توانست خدمتی که احمدی نژاد به اسرائیل کرد را انجام دهد!
درست در شرایطی که اسرائیل به دلیل حمله به غزه و کشتار فلسطینی ها در جهان متهم بود. احمدی نژاد با همفکری کسی که حالا احمدی نزاد و حلقه اولش را دلقک های بهاری می خواند؛ پروژه انکار هولوکاست را به نفع اسرائیل سازمان دادند.
ششم: بر خلاف برخی که باور دارند احمدی نژاد می بایست تایید شود و در انتخابات شرکت کند، باور دارم به دلیل ساختار شکنی های به شدت مشکوک، و عملکرد هشت ساله او، از ویژگی مدیریت و تدبیر بی بهره است. با کدام معیار فرد ماجراجو و ماجرا سازی می بایست به عنوان رجل مذهبی مدیر و مدبر تایید شود؟ شورای نگهبانی که هاشمی را که نماد مدیریت و تدبیر و رجل سیاسی مذهبی بود رد کرد، اگر احمدی نژاد را تایید کند، چگونه می تواند سر بالا کند و توی چشم ملت ایران نگاه؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)