برای کسانی که رای نمی دهند!


سیاست و قدرت با تاسف و حسرت با دنیای آرمان ها و آرزو ها نسبتی ندارد و یا فاصله بسیاری دارد. به ویژه انقلاب ها که در حقیقت فوران امید و آرمان یک ملت است ؛ همانند توفانی و یا اتشفشانی اتفاق می افتد و قتی توفان فرو می نشیند و آتشفشان خاموش می شود و گدازه ها سرد، احوال انقلاب دگرگون می شود. نهضت به نظام و حفظ ارزش ها به حفظ نظام و فداکاری به منفعت خواهی تبدیل می شود.
امروز نزدیک به چهار دهه از انقلاب در کشور ما می گذرد، می بینیم انانی که بیش از همه مدعی انقلاب اند ، اکثرا انقلابی های بعد از انقلابند و از آرمان های نخست فاصله بیشتری دارند. این سخن بگذار تا وقتی دگر! گوهر انقلاب ما راستی و صداقت و فداکاری و مردمدوستی بود. اکنون ببینید چه بازار مکاره ای از تزویر و ترفند و دروغ جاری است. بگذریم تا دغدغه ای در باره انتخابات را مطرح کنم. با هموطنانی سخن بگویم که در باره شرکت در انتخابات تردید دارند و یا حتی تصمیم گرفته اند شرکت نکنند. این نوشته سخن گفتن و هم اندیشی با صدای بلندست. شاید در ذهن شما جرقه ای بزند و؛ از تردید بیرون ایید و در انتخابات شرکت کنید و یا شاید قطعیت شما بر عدم شرکت، شعله ای از تردید در آن بیفتد.
گفته اند: سیاست مواجهه منطقی و خردمندانه با امر واقع است. ممکن است کسی بگوید: من از اساس با اصل نظام یعنی حکومت ولایت فقیه مخالفم. حالا شما میخواهید در همین چهارچوب ولایت فقیه به یک اخوند رای بدهم!؟ و رای نمی دهند. ان ها به یک آرمان از دید خودشان باور دارند، حال که چنان ارمانی میسر نمیشود چرا رای بدهند؟ در این گروه می توان از برخی احزاب و جمعیت ها هم نام برد که با صراحت انتخابات را تحریم کرده اند. برخی از آن ها در تحریم سابقه ای نزدیک به چهل ساله دارند. به عنوان نمونه برخی احزاب کردی بخشی از این داستان تحریم اند و در سوی دیگر همیشه شاهد حضور مردم کردستان در انتخابات بوده ایم! در واقع این گروه ها خودشان را تحریم کرده اند و نه انتخابات را. انتخابات یک امر واقع است که در کشور ما انجام می شود، کسانی که شرکت نمی کنند در واقع با عدم شرکت رای به نامزدهایی می دهند که ممکن است از باور ها و اندیشه و دیدگاه انان فاصله بیشتری داشته باشند.
بایست به این پرسش پاسخ گفت، تحریم یا حتی بی عملی و تنزه طلبی چه نتیجه ای خواهد داشت!؟
بگذارید مثال روشنی از امر واقع انتخابات در ایران مطرح کنم. سه نامزد در مظان اینکه ریاست جمهوری را در دوره اینده با کسب رای بیشتر به دست اورند وجود دارد. روحانی و رئیسی و قالیباف. کسانی که از موضع آرمانی شرکت نمیکنند، در دنیای واقع شاید با رئیسی و قالیباف مخالفت یا دشواری بیشتری داشته باشند، اما عدم شرکت درست به معنای رای به آن دو نامزد است! به همین دلیل همواره جناح اصولگرا در کشور ما طرفدار شرکت و حضور کمتر و مطمئن تر بوده اند. رسائی و ذوالنور با صراحت تمام این نکته را که دیگران در نهان مطرح می کنند، آشکارا بیان کرده اند.
فرض کنیم، شما که تردید دارید، اصلا با نظام جمهوری اسلامی مساله دارید، و با آن مخالفید، اما حتما کشور ایران و مردم ایران برای شما اهمیت دارد. به تجربه و با چشم باز دیده ایم که روسای جمهوری مثل خاتمی و اکنون روحانی بسیار متفاوت از احمدی نژاد بوده اند. رئیسی و قالیباف در یک کلام همان راه و روش و رفتار و ماجرا آفرینی و متشنج کردن روابط منطقه ای و بین المللی را در کارنامه خود خواهند داشت. آنان گر چه این روز ها از مردم و دموکراسی و کرامت بسیار سخن می گویند و حتی برای مردم اشک می ریزند، اما به دست هایشان نگاه کنیم!
این شعاری که در انتخابات کانادا مطرح شده بود: سیاستمداران بد توسط مردم خوبی که در انتخابات شرکت نمی کنند، انتخاب میشوند. شما انتخابات شورای شهر تهران را به یاد بیاورید. محصول عدم مشارکت، تهران فعلی است! شهری از هم گسیخته، بی هویت و به قول رئیس شورای شهر در خفقان. ببینید کار به کجا رسیده است که آقای چمران هم منتقد شده است.
این نکته گویی از شدت ظهور مخفی مانده است. قوای آمره در کشور ما در اختیار رییس جمهور نیست. مثلا وزیر کشور اگر رهبری نخواهد نمی تواند بر نیروی انتظامی اشرافی داشته باشد. دستگاه قضایی و شورای نگهبان و امامان جمعه و نیروهای نظامی و امنیتی و… در یک کلام سایه نهادهای مختلف آن چنان بر سر دولت افتاده است که نمی تواند نفس تازه کند!
اما مگر راه دیگری جز شرکت در انتخابات برای اصلاح امور وجود دارد؟
کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند. حتما توجه دارند که نمی توانند بر حذر از نتیجه انتخابات باشند. حتی اگر در خارج ایران زندگی کنند. اگر شما تصمیم نگیرید که به کدام نامزد رای بدهید، معنایش این است که دیگران برای شما تصمیم خواهند گرفت.
در یک کلام، اگر با نظام مساله دارید و مخالفید؛ با ایران و ملت ایران که مشکلی ندارید و نخواهید داشت. با توجه به شناختی که از نامزدها دارم به صراحت میگویم، رئیسی و قالیباف به مراتب بدتر از احمدی نژاد خواهند بود. احمدی نژاد و حلقه اش گاه از ایران و مکتب انسان هم سخن می گفتند؛ اینان کشور ما را و ملت ما را به سوی خلافت مذهبی و واپسگرایی در تمام حوزه ها سوق خواهند داد. از چراغ جمهوریت دفاع کنیم، خداوند خود حافظ اسلام است، و انا له لحافظون!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)