آیا ایران خطر منطقه ای و جهانی ست!؟(۳)


ابن حزم ظاهری اندلسی (۳۸۴-۴۵۶ه)
ابن حزم فقیه و محدث و متکلم و مورخ وادیب و شاعر و در یک کلام دانشمندی چند بعدی و به اصطلاح موسوعی یا دانشنامه ای ست. برخی پژوهشگران تبار او را پارسی دانسته اند.(۶)
از حیث فروانی کتاب ها و رساله ها، او را با طبری مقایسه کرده اند. برخی تندی و یاصلابت زبان او را با تیزی شمشیر حجّاج همراه دانسته اند.
تند ترین داوری ها در باره باور شیعه امامیه و نیز در باره شیعیان تا روزگار او، متعلق به اوست.
در کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، که در واقع مهمترین کتاب بحث عقایدی و کلامی ابن حزم به شمار می رود، در این کتاب ابن حزم به باور گروه های مختلف از جمله بت پرستان و آفتاب و ستاره پرستان و مسیحیان و آيین هندو ها و فرقه های اسلامی که او آن ها را خارج از اسلام می داند، مثل معتزله و جهمیه و قدریه و شیعه پرداخته است. گفته می شود ابن حزم این کتاب را در دوران بلوغ فکری و علمی خود نوشته است؛ بیست سال از عمر خویش را صرف این کتاب کرده است. ابن حزم در ریشه یابی انحراف شیعه و شیعیان، به داوری تاریخی پرداخته است. داوری او گاه با لحن و یا ادبیات متفاوتی توسط پژوهشگران معاصر مثل احمد امین تکرار شده است.
از دید ابن حزم، ایرانیان یا قوم فارس به تعبیر او، ملتی قدرتمند بودند و امپراتوری گسترده ای داشتند. بر همه ملت ها حکومت می کردند. آن چنان برای خود شکوه و اعتبار باور داشتند، که خود را « آزادگان» می خواندند و باور داشتند که دیگر ملت ها بندگان آنان محسوب می شوند. هنگامی که امپراتوری و قدرت و حکومت آن ها توسط عرب ها از میان رفت؛ عرب هایی که پارس ها برای آن ها ارزشی قائل نبودند، آیین تشیع و دوستی خاندان علی وظلمی که بر آن خاندان رفته بود؛ دستاویز آنان شد تا بتوانند مردم را از اسلام خارج کنند. (۷) .
در داوری دیگری در باره خارج بودن شیعه از قلمرو اسلام نوشته است: « انهم لیسوا منا و لسنا منهم» آنان از ما نیستند، ما هم از آن ها نیستیم.(۸)
برغم آن همه شور و اشتیاقی که امام شافعی نسبت به علی علیه السلام ابراز کرده است؛ ابن حزم در دفاع از ابن ملجم مرادی، قتل و شهادت امیرمومنان را به دلیل اجتهاد ابن ملجم توجیه می کند، از این رو که آن قتل بر مبنای اجتهاد صورت گرفته است، بر صواب بوده است. شعر عمران بن حطّان را هم روایت کرده است. ابن ملجم با آن ضربتی که بر فرق علی علیه السلام وارد کرد، از خداوند امید خشنودی داشت.(۹).
دقت در باره داوری ابن حزم در باره شیعه و شیعیان دو نکته را به روشنی نشان می دهد. یکم، او مطلقا اشاره ای به منابع شیعی در داوری خود نمی کند. پیداست بیشتر دانسته های او شنیداری بوده است. هر چند او بارها بر مبانی برهانی داوری خود تاکید می کند! دوم: او باور هابی مختلف گروه های غالی شیعه را با شیعه امامیه خلط می کند. بدون تمییز این گروه ها، شیعه امامیه را هم خارج از اسلام معرفی می کند. (۱۰)

*********
پی نوشت
*********

(۶)- سعد عبدالسلام، معالم التفکیر الفلسفی عند الامام ابن حزم الظاهری، کنوز الحکمة ، ص ۲۲
در دیوان ابن حزم قرینه ای وجود دارد، که این برداشت یا داوری را تایید می کند.
و ما ضرّ شعری انّ منوشهر والدی
دیوان ابن حزم الظاهری، تحقیق، صبحی رشاد عبدالکریم، جامع الازهر، دارالصحابة ، بی تا، ص ۷۱
(۷)- ابن حزم الظاهری، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، تحقیق: محمد نصر و عبدالرحمان عمیرة ، عکاظ للنشر و التوزیع، ۱۴۰۲ه جلد ۲ ص ۲۷۳ء
(۸)- همان، ص ۷۸
(۹)- ابن حزم، المحلی، ج۱ ص ۴۵۶
(۱۰)- آیة الله جعفر سبحانی به این نکته توجه داشته اند که معمولا منتقدان شیعه امامیه از مصادر و مآخذ اصلی شیعه بی اطلاع بوده اند. البته این نقص در مورد پژوهشگران جدید تا حدودی برطرف شده است. آنان با استناد به برخی موارد که در اصول باور شیعه امامیه جایگاهی ندارد، مانند نظریه تحریف قرآن به داوری پرداخته اند.
نگاه کنید به: جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل دراسة موضوعیة مقارنة للمذاهب الاسلامیه، ج ۶ ص ۲

**********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)