کیمیای کلمه: مقدمه

توضیح: با سپاس فراوان از مدیریت ارجمند موسسه اطلاعات، مقاله های کیمیای کلمه، از فردا، پنجشنبه ها در روزنامه اطلاعات منتشر می شود.
********

جمع صورت با چنین معنی ژرف…
امام علی علیه السلام شگفت انگیزترین حقیقتی است که در تاریخ انسان و اسلام بالیده و پرورده شده است. حقیقتی اسطوره ای و هرم آسا، با ابعاد و نمایی پرشکوه و شگفت انگیز. هرمی که ریشه هایش مثل البرز افسانه ای در ژرفای زمین جاری شده و از سوی دیگر سر بر آسمان هفتگانه‌ٔ کلمه ناب ، خرد ربانی، مهرپایان ناپذیر، لطافت ابریشمین تفسیرِ آیات، صلابت پولاد، شجاعت شیر بیشه توحید و مدارایی مسیح گونه، می افرازد و می ساید.
او سلطانی شگرف است که همه این معانی را در زیباترین و جذابترین صورت در خویش جمع کرده است. چگونه می توان از او سخن گفت!؟ و تفسیری روشنگر از شخصیت او بیان کرد؟
گویی واژگان علی، لبریز و پر تلالو از معانی آسمانی هستند که در قفس و با قفس لفظ پرواز می کنند.
انما الکون معان
قائمات بالصور!
در قرآن مجید اشاره هایی به شخصیت او دیده می شود. اشاره هایی که گوهری از لطیفه و دقیقه را در نهاد خود دارند. سوره انسان، در حقیقت اشاره ای به شخصیت علی و همسرش فاطمه است. برترین قله ای که انسان می تواند در آن استقرار یابد. به کمال شورآفرین ایثار برسد و در انتظار سپاسی هم نباشد. پیامبر اسلام که علی را در دامان و حضور و مکتب فکری و مدرسه زندگی و زیست خویش پرورده است؛ در سخنانش به ابعاد متفاوت و در یک کلام جامع علی اشاره می کند. هر که می خواهد به شکوه دانش آدم و ژرفای شکیبایی نوح و شور دوستی ابراهیم و هیبت افسانه ای موسی و اوج نیایش مسیح بنگرد، علی را ببیند! در علی نمودی و شباهتی از مسیح وجود دارد!احمد خود کیمیابود؛ کیمیا شناسی مثل عبدالمطلب گفته بود:
او نمی ماند به ما گرچه ز ماست
ما همه مسّیم و احمد کیمیاست.
عبدالله بن عباس که به حکیم و خردمند امت-حِبر امت- مشهور بود و به ترجمان القرآن معروف، هنگامی که از او پرسیدند، دانش تو در نسبت با دانش علی چگونه است؟ گته بود: قطره ای در برابر اقیانوسی!
علی در دستان محمد طلا نشد، کیمیا شد! معجزه الهی و آسمانی پیامبر اسلام محمد مصطفی در قالب پرداختِ واژه ها قرآن کریم است و در قواره سامان و ساختِ انسان تمام علی مرتضی!
در این نوشته-کیمیای کلمه- کوشیده ام، بازتاب پرتو شخصیت و منش و سخن و سلوک علی را از زبان پیامبر و خاندان او، معاصران او، دوستان و دشمنان او جستجو کنم و نیز دلشدگانی مثل ابن سینا و فردوسی و مولوی و صدرالمتالهین و اقبال لاهوری و جرج جرداق که پس از گذار سال ها و سده ها و حتا گذار بیش از هزاره ، بی تاب نام و یاد و حضور الهام بخش و زندگی ساز علی مرتضی بوده اند. و البته کاروان در کاروان دلشدگانی که به سوی هستی روانه اند و از پی نسل ها خواهند آمد و از علی سخن خواهند گفت.
معاصران علی از او چه تصویری داشتند؟ این نکته و یا رویکرد هنگامی به ذهنم رسید که کتاب عیسی پسر انسان را می خواندم و به پارسی بر می گرداندم.
جبران خلیل جبران در کتاب عیسی پسر انسان، مسیح را در کانون آینه خانه ای قرار داده است. ما شاهد تابش و بازتاب تصویر مسیح در آینه های متفاوتیم. آینه مریم مادر مسیح، مریم مجدلیه، یحیای تعمید دهنده، یوحنای عاشق،حواریون، حکیم پارسی، پیلاطس، قیافا و شبانی از جنوب لبنان، رومانوس شاعر یونانی…
جبران از زاویه دید هفتاد و دو نفر، در هفتاد و نُه بخش به مسیح نگریسته است. کارنامه او بسی درخشنده و بهت انگیزست. مسیحی که شما از زاویه دید همروزگاران او و در کارگاه اندیشه و هنر و سخن جبران که به خون رنگی از شعر داده است؛ مسیح دیگری را مشاهده می کنیم. گرم و زنده، شورآفرین و عمیق، فروتن مثل خاک و گرم مثل آفتاب و زلال مثل باران سپیده دم بهاری، در مرغزار دیلم و طَرْفِ سپید رود!
این سخن پیامبر اسلام که ابی رافع روایت کرده است، در ذهنم می درخشید :
« ای علی! در تو شباهت و نمودی از عیسی پسر مریم وجود دارد. اگر گمان نمی بردم که گروهی، همانند همانانی از پیروان عیسی، که در شناخت او به مبالغه و گمراهی افتادند، گمراه نمی شدند، سخنانی در باره ات به زبان می آوردم که مردمان از خاک پایت برکت و میمنت بجویند!»
به گمانم شبیه ترین وجه وجودی و هویتی علی نسبت به مسیح این است که علی را هم مانند مسیح می توان کلمة الله خواند. او اگر کلمه خداوند نبود اینگونه به کیمیای کلمه دست نمی یافت. بدیهی ست کسی که کلمه خداوند می شود، کیمیاگری کیمیا سازست. به تعبیر جلال الدین محمد بلخی: کیمیای ِ کیمیایِ کیمیاست!
کیمیاگری که کیمیای وجود یاران همروزگار خویش، فرزندان، فاطمه و فریادی که همام از سخن او از نهاد جان بر آورد، تا سرمستی و بی تابی ابن سینا و فردوسی و مولوی و صدرالمتالهین و اقبال لاهوری…تا جرج جرداق مسیحی! این کیمیای کلمه و روح علی ست که پس از صدها و هزاره ها جان ها را تکان می دهد و می شوراند. او به قله کیمیا یعنی خرد ناب، یعنی فهم خداوند رسیده بود، فهم خداوند کیمیای کیمیاست.
کسی که خرد و فهم و اندیشه الهی پیدا می کند، خود الاهی میشود. مثل لعل سرشار و متلالو از آفتاب می شود. او دیگر سنگ نیست، تکه ای از آفتاب است!
همچو سنگی کو شود کُلّ لعل ناب
پر شود او از صفات آفتاب
علی لعل ناب کلمه توحید و کیمیای وجود انسانی ست که در منظر و نظر خداوند، بالیده است.
کیمیای کلمه، کوشش متواضعانه ای ست، نگاهی از سر دلدادگی و حیرت به قله با شکوهی که نگاه را مست و قلب را شعله ور و چشم را به اشک می نشاند. بر آستان جانانه او که تحقق کلمه توحید در جهان جان انسان است، سر می نهیم تا:
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد!
***********
روزنامه اطلاعات، پنجشنبه ۳۱ خرداد

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)