زیارت عاشورا (۳)

مقام سلام

پیشدستی برنجی با چای و حبه ای نبات را آقای جلالی جلو حاج آخوند گذاشت.
آیت الله فرید گفت: شبی را به یاد می آورم که ملا محمود مهمانم بود. جوان بودیم. کفت بیا امشب دا در حرم بیتوته کنیم. شب اول ماه رمضان در حرم امیر مومنان و مولی الموحدین در نجف اشرف؛ به شکرانه ماه رمضان و مهمانی خدای رحمان، ملا محمود تا سحر بیدار بود. ناگاه حاج آخوند دست آیت الله فرید را گرفت ، گفت: شمه ای ناگو ازآن خوش حال ها! لبخند زد.
پس تو بگو!
حاج آخوند گفت: وقتی به امام حسین سلام می کنیم، یعنی چه می گوییم؟ این سلام مثل موجی از چشمه دل ما می جوشد، واژه ای ست بر زبان مان؟ تابلویی در آینه خانه ذهنمان؟ وقتی سلام منزلِ نخست عشق عاشورایی ماست، یعنی چه؟
سلام نشانه آشنایی ست!
آن کس که ز شهر آشنایی ست
داند که متاع ما کجایی ست.
ببینید واژه عاشورا چقدر آشناست! برخی واژه های « عام » که از شدت و ژرفای آشنایی « خاص » شده اند! مثل واژه قرآن، سیّد، مولوی، مثنوی. حتی در ذهن من وقتی رباعی تداعی می شود نخست خیام به ذهنم می رسد یا می آید! این آشنایی عاشورا را عاشورا کرده است.آشنا ترین آشنایان در تمام هستی،آشنای ازلی و ابدی خداوندست. مگر نامش سلام نیست!؟ جلوه نام سلام و صفت سلام بر هستی افتاده است.
باغ سلام می کند سرو قیام می کند

سبزه پیاده می رود غنچه سوار می رسد
همه این نشانه ها به برکت سلام است. خواجه عبدالله انصاری از همین جام سلام، هر سپیده دم جانش مست می شده است:
« به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح و سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح…الهی به وقت رفتن بر جان ما سلام کن!»
صدای بغضی که شکست و موج صدای آهی که در فضا پیچید، صدای آقای اعلایی بود.
حاج آخوند گفت: خداوند صدای ما را همیشه می شنود. کدام صدایی ست که نشنود!؟ صدای موج؟ صدای بال پروانه؟ صدای غلتیدن اشک از چشمان کودک یا مادر؟ صدای نفس های ما؟ طپش قلب آهو های جوان در دشت ها، زمزمه نمازگزاران، روزه داران…همین صدایِ آهِ آقای اعلایی!
خداوند کی ما را صدا می کند؟ پاسخ روشن است، همیشه! در نماز ما از قول خداوند شهادت میدهیم که او آوای حمد و تسبیح ما را می شنود. سمع الله لمن حمده!
اما سلام، صدا نیست پیام است. پیام آشنایی! اگر صداها را بشنویم، طبیعی ست که پیام را دریافت می کنیم.
قشیری در لطائف الاشارات در تفسیر آیات آخر سوره حشر، برای نام سلام تفسیر پر لطفی نوشته است: خداوند سلام است؛ « کسی که بر دوستانش سلام می کند!» مقام سلام همان مقام دوستی و محبت است. مقامی که انسان محبوب خداوند می شود، به مقام محمود می رسد.
می خواهم بگویم، وقتی ما به امام حسین سلام می کنیم. او نیز به ما سلام می کند. البته اگر سلام ما چنان باشد که باید. اساسا سلام بهمعنای بدون کاستی و آسیب و آفت است. مثل سلام سرو به قول جلال الدین مولوی. سرو سلام می کند! مثل سلام امام حسین وقتی زیر تیغ خندید و سلام و صدای خدا را شنید. نشنید!؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)