چهل سالگی انقلاب اسلامی (۳) امریکا

آمریکا در این چهار دهه ای که از عمر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می کذرد، همواره در صدد تغییر نظام بوده است. ممکن است گاه در ادبیات و تعارفات و لحن جمهوری خواه و دموکرات تفاوتی یا فاصله ای باشد؛ اما برنامه اصلی و استراتژی آمریکا تقابل و تغییر رژیم بوده است. البته حادثه اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری نابخردانه ۴۴۴ روزه گروگان ها، انگیزه، ظرفیت و موقعیت لازم را به امریکا داد تا در صدد تقابل به انواع شیوه ها بر آید. تشویق عراق به حمله نظامی به ایران بخشی از این ماجراست. خانم هیلاری کلینتون دموکرات و جان مک کین جمهوری خواه هر دو، کشور و ملت ایران را به بمباران اتمی تهدید کردند.
گروگان گیری بهانه بود، واقعیت این بود که انقلاب اسلامی، ایران را از مدار اعمال اراده و اداره آمریکا خارج کرد. شاید برای فهم درجه نفوذ و اعمال اراده و تصمیم گیری آمریکا در امور ایران هیچ متنی به گویایی کتاب ماموریت تهران ژنرال هایزر نباشد. چنان چه دسترسی به اصل مکاتبات او با وزیر وقت دفاع آمریکا، هارولد براون و رئیس ستاد مشترک، ژنرال دیوید جونز و فرمانده ناتو، ژنرال الکساندر هیگ فراهم شود، می توان با دقت بیشتر از اداره ارتش شاه توسط آمریکا و انفعال شاه در برابر آمریکا سخن گفت. در واقع ما وقتی متن خاطرات و بیان ماموریت ژنرال رابرت هایزر- که به کمانم می بایست تمامی علاقه مندان به استقلال کشور، این کتاب را بخوانند- می خوانیم. غیر از حس سرافکندگی و حسرت و تاسف به حال کشور و ارتش و فرماندهان خوار شده نیروهای مسلح و شخص شاه، احساس دیگری پیدا نمی کنیم. بی دلیل نبود که به روایت هایزر، روزنامه پراودا چاپ مسکو، ژنرال هایزر را، فرماندار نظامی ایران و یا نایب السلطنه تفسیر کرده بود.
البته او نایب السلطنه ای بود که برای سرنوشت سلطان تصمیم می گرفت.

ژنرال هایزر بدون تشریفات گمرگی و ناشناس و با لباس غیر نظامی با هواپیمای نظامی وارد فرودگاه مهرآباد می شود و به مقر خود می رود. مقامات ایران به ویژه شاه بعدا از حضور او با خبر می شوند. ماموریت او سی و یک روز طول کشید. نهایتا هم با هواپیمای نظامی سی ۱۳۰ امریکایی که البته به رنگ هواپیماهای ایرانی بودو ایران را ترک کرد! دو کلید واژه بسیار مهم، در کتاب ماموریت تهران، هایزر وجود دارد، واژه اطاعت و واژه اراده.
هایزر به صراحت نوشته است: « شاه به گروه- منظور از گروه، فرماندهان سه نیرو، ربیعی و حبیب اللهی و بدره ای، تیمسار طوفانیان، ارتشبد قره باغی رئیس ستاد مشترک و تیمسار ناصر مقدم رئیس ساواک است. هایزر از این گروه گاه به عنوان گروه پنج نفره و گاه شش نفره، به اضافه تیمسار ناصرمقدم نام می برد - گفته بود، که به حرف های من گوش کنند، به من « اعتماد» داشته باشند، از من «اطاعت» کنند، او گفته بود که من ژنرال آن ها هستم.»
“ The group had been told by Shah: Listen to him, trust him, and obey him, he is your general.”
General Robert E. Huyser, Misson to Tehran, Andre Deutsch,1986, p. 234
همین ژنرال هایزر، که شاه سرنوشت ارتش را به دست او داده بود، بعدا خود شاه در کتاب پاسخ به تاریخ جمله غریبی را از قول تیمسار ربیعی فرمانده نیروی هوایی ارتش شاه، روایت می کند. شاه نوشته است. ربیعی در محاکمه دادگاه انقلاب، گفته بود:« ژنرال هایزر شاه را مثل موش مرده از کشور بیرون انداخت.»
(محمد رضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه دکتر حسین ابوترابیان، ناشر مترجم، ص ۳۶۷)
شاه در فصل ۲۹ کتاب پاسخ به تاریخ به ملاقات هایزر و سولیوان با خود اشاره می کند، نوشته است آن ها فقط می خواستند از روز و ساعت حرکت او به خارج مطلع شوند! شاه مطلقا اشاره ای به فرمان اطاعت و یا ادعای هایزر مبنی بر اطاعت فرماندهان نیروها و ستاد ارتش از هایزر اشاره نمی کند.
به همین خاطر ما شاهدیم که بار ها، هایزر بر سر فرماندهان نیروها فریاد می زند، آن ها را به کم کاری متهم می کند، از این که نتوانسته اند، اداره گمرکات را بر عهده بگیرند، آن ها را شماتت می کند. کسانی که از پیشرفت در دوران پهلوی سخن می گویند، کتاب هایزر را دو بار بخوانند تا ببینند، موسسات بسیار پر هزینه ای مثل نیروهای سه گانه و ستاد مشترک چه حال و روزی داشته اند و درجه توانایی آن ها در چه حدی بوده است. بارها ژنرال هایزر از ارتش شاه به عنوان ببر کاغذی یاد می کند. در یک کلام
می توان گفت شاه ارتش را به تمام معنا خوار و زبون کرده بود. تصمیم شاه مبتنی بر اطاعت فرماندهان نیروها از یک ژنرال استراتژیست هفت خط و متخصص طراحی کودتا، بر مبنای کدام قانون و عقلانیت و مشورتی صورت گرفته بود؟ وقتی ژنرال هایزر به سخنان امام خمینی در بهشت زهرا، در ۱۲ بهمن استناد می کند، که امام خطاب به ارتش گفته بود:
« آقای ارتشبد آیا نمی خواهید مستقل باشید؟ آقای سرلشکر آیا نمی خواهید مستقل باشید؟ آیا می خواهید صرفا نوکر باشید؟» هایزر اضافه می کند که آیت الله خمینی یه نیروهای مسلح توصیه کرد که به آغوش باز مردم باز گردند و تسلیم دستورات خارجی نشوند. ( هایزر، ص ۲۵۶)
شما نفسی تازه می کنید.
به نظرم یکی از مهمترین عوامل ماندکاری و دوام انقلاب در این چهل ساله همین است. کشور و ملتی که از مدار اعمال اراده آمریکا خارج شد، بر دوام می ماند، کشور و ملتی که می پذیرد تحت سیطره و اداره امریکا به سر ببرد، موقعیتی شکننده خواهد داشت.
اپوزسیون انقلاب اسلامی، به ویژه بخش راستش که به امریکا دلبسته است و در این دوره شیدای ترامپ و بولتون و پومپئوست، در واقع طناب دار خود را می بافد، چنان که محمد رضا پهلوی با سرافکندگی تاریخی چنان طنابی را بافت.
خود بسندگی و استقلال جمهوری اسلامی موجب بقای او می شود و وابستگی اپوزسیون- شکل مسلحانه اش به سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و عربی- و شکل سیاسی اش که آشکارا به ترامپ دخیل بسته اند، موجب سرخوردگی و بی آیندگی و نومیدی!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)