چهل سالگی انقلاب اسلامی (۴) کوتاهی در شناخت عصر پهلوی

در این چهل سالی که گذشت! نهادهای پژوهشی و تبلیغاتی و البته دانشگاهی در ایران، در باره شناخت دقیق و جامع عصر پهلوی اول و دوم، با اندکی احتیاط می توان گفت که کار درجه اولی انجام نداده اند. اگر نبود انتشارات خاطرات علم، سلسله مصاحبه های موفق حسین دهباشی با شخصیت های سیاسی و نظامی و اداری عصر پهلوی و نیز مصاحبه های علی لیمونادی در برنامه کوج ایرانیان- البته این مصاحبه ها در واقع با انگیزه و رویکرد نقد و هتک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی انجام شده است.- اما چه کسی بهتر از امیراصلان افشار رئیس تشریفات دربار می توانست به ما با صراحت و صمیمیت بگوید: شاه بر اساس نظر و رای سفیر آمریکا تصمیم می کرفت که مثلا ازهاری رئیس دولت نظامی باشد و از انتخاب خودش که غلامعلی اویسی بود، کوتاه آمد . یا شاه براساس نظر سفیر آمریکا برنامه سفر خود را به خارج تنظیم کرد. این نکته را شاه در کتاب پاسخ به تاریخ روایت کرده است. افزون بر آن خاطرات و مقالات و کتاب هایی است که ژنرال هایزر، سولیوان، سایروس ونس، الکساندر هیگ، آنتونی پارسونز، کارتر و ژیسکاردستن و دیگران نوشته اند، این کتاب ها به ویژه بین سطورش، اطلاعات بسیار مهمی در باره نظام شاه و سقوط شاه به ما می دهد.
دو قلمرو بسیار مهم در این چهل ساله همچنان بکر و ناشناخته مانده است، یکم: می بایست اسناد جمهوری اسلامی از طرف وزارت اطلاعات، خارجه و ارتش و همین طور سازمان هایی که مستشاران آمریکایی نقش راهبردی در اداره آن ها داشته اند، منتشر می شد. به عنوان نمونه شاهد بودیم که انتشار گفتگوی کوتاه تلفنی شاه با علی امینی، چه اهمیت تاریخی درجه اولی در شناخت شخصیت و روحیه شاه داشت. شاه در آن مصاحبه با لحنی اندوهگین به سیاستمدار هفت خط مارخورده افعی شده ای مثل امینی! می گوید، مثل پیرزنا شده ایم. داریم اب می شیم! امینی هم پاسخ می دهد: بله قربان همینطورست! و یا انتشار کتاب: مثل برف آب می شویم! که مذاکرات جلسه های فرماندهان نظامی بود.
دوم: می بایست پژوهشگرانی به عنوان رساله دکترا به آرشیو ملی کشورهای آمریکا و انکلستان و فرانسه و روسیه دسترسی پیدا می کردند و با دقت و شکیبایی اسناد در اختیار این کشور ها را بررسی می کردند.
نسل های نو از کجا بایستی بدانند که ماهیت و ارکان اداره دوران پهلوی بر چه بنیادهایی استوار بوده است؟ اگر این امر یعنی شناخت عصر پهلوی با دقت تاریخی و پژوهشی انجام شده بود و به ناسزا اکتفا نمی شد، حتما این معادله با تبلیغ و تکرار در ذهن برخی مطرح نمی شد و یا باور نمی شد که: عصر پهلوی بهشت آبادانی و پیشرفت و آزادی بوده است و مردم ایران قدر ناشناسانه علیه آن نظام شوریدند و آن را بر انداختند. این حکمت امیر مومنان شایسته اندیشه و تامل است که: « مردم به دلیل نادانی امری نسبت به آن دشمنی می ورزند،» یعنی اگر معرفت لازم را داشته باشند، بسیاری از دشمنی ها و یا دوستی ها موضوعا منتفی می شود.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)