چهل سالگی انقلاب اسلامی (۸) محمد رضا شاه پهلوی

مدتی ست برخی شبکه های تصویری و یا صوتی فارسی زبان در آمریکا و اروپا می کوشند تا سیمایی دموکرات، سکولار، خانواده دوست، مهربان و مستقل و علاقه مند به سرزمین و تاریخ ایران از پهلوی دوم نشان دهند. این تلاش معمولا و مجموعا در سطح انجام و البته به مخالفان و منتقدان ناسزاهای بسیار می دهند، \-تعبیر چارواداری در معرفی شیوه شان بسیار محترمانه است!- مثل انتشار عکس های خوش آب و رنگ خانوادگی. عده ای هم البته بیشتر در دنیای مجازی به به و چه و چه می کنند. بدیهی است که شناخت ماهیت و ریشه های انقلاب در کشور ما بدون شناخت شاه-البته نه شناخت فانتزی و دلبخواهانه- بلکه شناخت حقیقی و متکی بر اسناد، آن هم رعایت جامعیت اسناد و نه گزینشی، امکان پذیر است. داریوش همایون در مهرماه سال ۱۳۵۹، مقاله ای در باره توسعه و با تاکید بر برنامه پنجم توسعه- ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶- منتشر کرد، .
برنامه توسعه و آبادانی پنجم ایران، برنامه عمرانی پنجم – مصوب ۲۲ خرداد ۱۳۵۲ مجلس شورای ملی کمیسیون برنامه مجلس شورای ملی و ۲۴ خرداد ۱۳۵۲ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۵۲ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.
مقاله همایون در کتاب: دیروز و فردا، منتشر شده است. چنان که شیوه اندیشه همایون بود، کوشیده است ریشه ها را شناسایی و شخصیت شاه را تفسیر کند. ده مشخصه برای شاه برشمرده است. به کمانم تا به حال تفسیر داریوش همایون، دقیق ترین تفسیر از شخصیت و منش شاه است.
شماره گزاری جمله ها یا گزاره ها از من است:
« در تحلیل آخر با توجه به طبیعت اقتدارگرایانه و بسیار متمرکز حکومت در ایران، محدودیتهای رهبری سیاسی بود که سهمی انکارناپذیر و با اهمیت در شکست و واژگونی داشت.
یکم-یک رهبری سیاسی که بیش از اندیشمندی و بصیرت، زیرکی و زرنگی داشت؛
دوم- و بیش از دانایی و فرهنگ، اطلاعات عمومی؛
سوم- و بیش از اراده و تصمیم، میل به مانور؛
چهارم- و بیش از بلندپروازی، جاه طلبی؛
پنجم- و بیش از واقعیتها و حقایق به آمارهای روی کاغذ تکیه میکرد؛
ششم- و بجای دورنگری رؤیا میپرورد؛
هفتم-و نه چندان مهربان و بخشنده بود که دلها را به کمند آورد و نه چندان سختگیر و برنده بود که کارها را از پیش ببرد.
هشتم-رهبریی که به نرمی آسوده تجمل و فساد آمخته بود؛ و از پیشامدهای ناگوار میگریخت؛ و از دستاوردهای دشوار و درازمدت به دامن پیروزیهای آسان، حتی اگر میان تهی، پناه میبرد؛
نهم- و در خدمتگزاران خود انعطاف پذیری نامحدود و بزم آرایی و مهارت در بند و بست را بیشتر میپسندید تا استقلال رأی و استواری عزم و منش؛
دهم-یک رهبری که روابط عمومی، در سطح روزانه تا سطح تاریخ، انگیزه سیاستهایش بود – شاید برای آنکه تضاد همه جا آشکار میان
ادعاها و واقعیتها را بپوشاند.»
نکته مهمی که از دید همایون مخفی مانده است، یا به مصلحت و مناسب ندیده است که اشاره کند، ضعف شخصیت شاه در برابر آمریکا و انگلستان بوده است. او کشور را رها کرده و با اعتماد به سیاست منطقه ای آمریکا و نیز انگلستان، رفتار می کند. حتی انتخاب شاپور بختیار به عنوان آخرین نخست وزیر عصر پهلوی، به سفارش و توصیه انگلستان بوده است! شاه در کتاب پاسخ به تاریخ- متن انگلیسی- به این نکته اشاره کرده است. بعد از ملاقات با جرج براون انگلیسی، در مورد بختیار تصمیم می گیرد.
Pahlavi, answer to history, p 170
چرا چنین مطلبی را در کتاب خود نوشته است؟ مثل توصیه به فرماندهان نظامی ایران که از ژنرال هایزر اطاعت کنند، مثل انتخاب ازهاری بر اساس توصیه سفیر امریکا و انگلیس؟ مثل خروج از ایران به دستور آمریکا و انگلیس.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)