چهلسالگی انقلاب اسلامی (۱۳) خطاها!


در بیانیه آیه الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، از خطاهای دوره چهلساله انقلاب اسلامی سخن گفته شده است. ندیدم همه کسانی که به تعریف و وصف بیانیه پرداخته اند و یا کوشیده اند بیانیه را تحلیل و تفسیر کنند، به ویژه در خطبه های نماز جمعه سراسر کشور، به این نکته اشاره کرده باشند. امامان جمعه که در نماز جمعه ها در باره بیانیه خطبه خواندند، به کار آسان تعریف و توصیف بسنده کردند.، دریغ از تفسیر و تحلیل دقیق و جدی و مدلل. سخن آیه الله خامنه ای در بیانیه:
« انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و با اراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل میشمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزش هایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی گیرد.»
کسی به این فراز مهم، نسبت بین خطاها و نقد خطاها و تجدید نظر طلبی نپرداخت. چنان که بعید می دانم شما هم مثل من در عمرتان از علمای دین و بالای منابر این سخن امیرمومنان را شنیده باشید که به مردم هشداد می دهند: که با من مثل شیوه سخن گفتن با افراد ستمکر و زورگو سخن نگویید، از انتقاد بیم و دلهره نداشته باشید، من هم ممکن است اشتباه کنم!
در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه، که در منابر ما این خطبه مهجور و فراموش شده است. امیرمومنان نسبتِ بین حاکم، اعمال حاکمیت و حقوق حاکم و از سوی دیگر حقوق مردم و مسئولیت متقابل حاکمیت و حکومت و مردم را تبیین کرده اند. یکی از فراز های مهم این خطبه اقرار به اشتباه است!
« آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن مي گوئيد با من سخن مگوئيد و آن چنان که در پيشگاه حاکمان مستبد و ستمگر خود را جمع و جور مي کنيد در حضور من نباشيد. به طور تصنعي و ظاهر سازانه با من رفتار منمائيد و هرگز گمان مبريد در مورد حقي که به من پيشنهاد کرده ايد کندي ورزم شوم .
و نه اينکه خيال کنيد من در پي بزرگ ساختن خويشتنم زيرا کسي که شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش مشکل باشد عمل به آن براي وي مشکل تر است از این رو از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز خودداری مکنيد زيرا من خويشتن را مافوق آنکه اشتباه کنم نمي دانم و از آن در کارهايم ايمن نيستم مگر اينکه خداوند مرا حفظ کند.»
اشتباه مهمی که همین روزا، در فضا و فرصت و توجه به چهلسالگی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، جلوگیری از مراسم تشییع خانم پوران شریعت رضوی در حسینیه ارشاد بود. ممکن است در ابتدا این موضوع کوچک و فرعی جلوه کند، اما وقتی موضوعی تکرار شد و تبدیل به سنت سیئه و مذهب مختار حاکمیت شد، نمی توان از کنار آن گذشت. با کدام استدلال و مبنای منطقی ، در های حسینیه ارشاد را که با نام شریعتی آمیخته شده است، بستند؟ چه کسی بست. با تاسف دولت هم که در روزگاری که بیش از همیشه نیازمند سخن گویی و سخنگوست، سخنگو ندارد. و کم و بیش شبیه کرولال ها رفتار می کندو یا لال بازی می کند. هر از گاهی برخی دولتی ها و بیش از همه رئیس دفتر رئیس جمهور، سخن می گوید. آیا وزارت اطلاعات در ها را بسته است؟ اطلاعات سپاه چنین کاری کرده است؟ شورای امنیت موافق چنین تصمیمی بوده است؟ این هزینه ایجاد کردن برای نظام و دولت در کارگاه کدام وزارتخانه یا نهاد پخت و پز شده است؟
در مجلس اول، کنار دست مرحوم شهید حسن شاهچراغی نماینده دامغان و جانشین جناب اقای سید محمد خاتمی در موسسه کیهان، که در حادثه سقوط هواپیما در سال ۱۳۶۴شهید شد، نشسته بودم. ایشان نخستین شماره کیهان فرهنگی را که تصویر دکتر سید جعفر شهیدی بر جلد نقش شده بود به من داد. یکی از علمای مشهور، نگاهی به تصویر روی جلد انداخت و به شاهچراغی گفت: شما باید تصویر آقایان علما را روی جلد بیندازید! به او گفتم: در تمام این مجلس ما کسی عالم تر و ملا تر و اخلاقی تر و شایسته تر از دکتر سید جعفد شهیدی هست!؟ خیلی تعجب کرد، وقتی سوابق دکتر شهیدی در نجف و مقام اجتهاد ایشان را گفتم، لبخندی زد و گفت: پس از فضلا هستند! گفتم نه! جناب عالی از فضلا هستید، ایشان از علما هستند!
همین رویکرد حوزه های علمیه و عالمان دین نسبت به مرحوم دکتر شریعتی که شعله سیال اندیشه و آگاهی و آزادی نسل ما بود، وجود داشته و دارد. کار شریعتی از طرف آقایان مصباح و مکارم به تکفیر هم انجامید. زمان مهندس میرحسین موسوی، قرار شد هیاتی در باره انتقال آن چه از پیکر دکتر شریعتی بر جای مانده است، اقدام کند، منهم جزو همان هیات بودم، آقای مهندس مهدی چمران هم بود، قرار شد یک باغ موزه ای در سبزوار با الهام از کویر شریعتی ساخته شود، فضای باغ و آب نماها و... کتابخانه و موزه، خبر به امام جمعه ها در استان خراسان رسید. از امام جمعه وقت نیشابور ماجرا آغاز شد که نه اجازه نخواهیم داد و به تعبیر همان روزای آیت الله خامنه ای که چنین اصطلاحی را مُهر خویش زد، « غوغا سالاری» رواج و اوج گرفت و طرح متوقف ماند. به مرور این باور در ذهن نسل ما شکل گرفت که: آخوندا چشم دیدن هیچ کس را ندارند، مگر آن که از خودشان باشد. شما اگر علامه دهر هم باشید، در حاشیه اقایان قرار می گیرید و آن ها عالمند و تو حداکثر جزو فضلا!
آیا در این گام دوم انقلاب اسلامی، چنین رویکردی اصلاح خواهد شد؟ آیا هرسال در روز وفات دکتر شریعتی در هجرت، دوستداران او می توانند، بزرگداشت او را در حسینیه ارشاد برگزار کنند.
ظبیعی است وقتی جامعه ما شاهد شریعتی جعلی و بدلی می شود و در روز تشییع خانم شریعت رضوی در های حسینیه ارشاد را به روی تشییع کنندگان می بندند. ما فاصله بسیاری از تحقق حقوق مردم داریم.
این حق مردم بود و حق خانواده و خاندان شریعتی بود که در های حسینیه باز باشد و حکومت چنین حقی نداشت که در ها را بسته نگاه دارد.
ظاهرا حکومت نمی خواهد صدای مردم را بشنود و به تعبیر قرآن مجید گوش خوبی ( اُذُن خیر، آیه ۶۱ سوره توبه) برای شنیدن صدای مردم باشد. اگر می شنید، شاهد بسته بودن در حسینیه ارشاد نبودیم.
این نکته مقدمه ای بود برای طرح همین موضوع، از خطاهای مهم دوره چهلساله گوش نکردن به صدای مردم است. مثل صدای مردم بعد از انتخابات ۸۸ که شنیده نشد، بلکه آن صدا که از درون نظام بود با اتهام و غوغا و تزویر و حصر سرکوب شد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)