پدیده آبان ماه، اعتراض یا آشوب؟ (۳)

واقعیت این است که به دلیل انباشت سوء تدبیر در قلمرو های متعدد و متنوع، جامعه تبدیل به دیگ جوشانی شده است که با بهانه ای غلیان و سرریز می کند. همان گونه که می بایست افزایش قیمت بنزین تدریجی و یا پلکانی صورت می گرفت، دولت و قوای دیگر وظیفه داشته و دارند تک تک مسائل و زمینه های بحران را به مرور زمان حل کنند، و نگذارند مسائل و یا حتی بحران های بالقوه، انباشت شوند و تبدیل به بحران بالفعل و فعال شده، و ظهور و بروزی انفجاری پیدا کند و آن وقت ناگزیر از استفاده از قوه قهریه برای مدیریت بحران شوند. مسائل در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اگر حل نشود، جمع جبری مسائل حل نشده، تبدیل به زمینه بحران اجتماعی و سیاسی می شود. نمی خواهم فهرست بی تدبیری ها را بیان کنم، اما به ناگزیر به چند نمونه اشاره می کنم.
الف: ما اکنون در آستانه انتخابات مجلس هستیم. نظارت استصوابی و شیوه اعمال آن، موجب شده است انتخابات که بایستی فرصتی برای شکل گیری انسجام ملی باشد، تبدیل به یک مساله و زمینه ساز بحران سیاسی شود. همه مردم احساس برگزاری یک انتخابات آزاد و عادلانه را ندارند. افراد کاردان و خوش نام از داوطلبی خودداری می کنند. مجلسی شکل می گیرد که با تاسف شبیه باشگاه کارچاق کن هاست، و در شعار تظاهرات ۴ آذرماه، بر مقوایی می نویسند: لیاخوف کجایی؟! همان وقتی که اصولگرایان با تصویب نظارت استصوابی مانع حضور رقیبان خود شدند، حتی با صراحتی غریب یکی از چهره های جنجالی اصولگرایان اعلام کرد: « مشارکت کمتر، اطمینان بیشتر و نتیجه بهتر! » نتیجه در حقیقت ضعیف شدن بنیه و توان و پایگاه طرفداران انقلاب و نظام است. نتیجه اش تشکیل مجلسی ضعیف خواهد بود، که هست. تصویری که از مجلس در این روزها منتشر شده است، نشان می دهد که وزیر نیرو مشغول صحبت است و نمایندگان دارند با هم یا با تلفن همراه صحبت می کنند، در این تصویر وزیر نیرو اصلا شنونده ندارد!
ب: مدت هاست در گوشه و کنار کشور، کارگرانی که حقوق نمی گیرند، اعتراض می کنند، به نماز جمعه می روند و شعار می دهند. چگونه دولت می تواند با پرداخت سی هزار میلیارد تومان - در حد درآمد سالانه دولت از افزایش قیمت بنزین در ۲۴ آبان ۹۸ - مشکل موسساتی با شناسنامه های مشخص که سپرده های مردم مالباخته را غارت کرده بودند را برطرف نماید، اما نمی تواند مشکل کارگران را حل کند؟
ج: نطام در ایران کی می خواهد به این نتیجه برسد که تداوم حصر موسوی، رهنورد و کروبی به مصلحت بقای خودش نیست؟ حصری که ظالمانه و به دور از تدبیر و حکمت و دوراندیشی ست. نزدیک به ده سال حصر کفایت نمی کند؟ توانستید در این معادله که تمام اطراف و عناصرش جز خسارت نیست، بهره ای ببرید؟ موجب استحکام نظام شده است؟ یکی از دوستان قدیم را تازگی دیدم. می گفت در یکی از مرخصی های آقای کروبی، با ایشان صحبت کرده بود. بدون تردید این صحبت توسط ماموران اطلاعات شنود شده است. آقای کروبی به ایشان می گوید: « مبادا به خاطر آزارهایی که دیده ایم و دیده ای، دست از جمهوری اسلامی برداری!»
محصوران تمامی اعتبار و تشخص خود را از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی کسب کرده اند. آن ها مدافعان نظام هستند.
موارد دیگری هم وجود دارد که هر کدام مثل زخمی خونچکان، توان کشور و نظام و ملت را مثل موریانه می خورد و تحلیل می برد.
در واقع انفجار اجتماعی نیاز به فضای آماده دارد، تا از یک سو آشوب طلبان بتوانند لشکری از تماشاچیان یا حتی طرفداران خود را در صحنه داشته باشند، و از سوی دیگر، مدافعان انگیزه لازم را برای دفاع نداشته باشند.
در چنین وضعیتی، زمینه مناسب اعتراض اجتماعی، می تواند بستر یک آشوب بزرگ شود. درست در این نقطه کسانی به مدیریت آشوب می پردازند. اتفاقی که در پدیده آبان ماه افتاد و صورت و سطح اعتراض مردمی به حق، تبدیل به بستر آشوب سازماندهی شده و اغتشاش شد.
این دو مقوله را بایست به دقت از هم تفکیک کرد، و لایه های مختلف آن را از هم تمییز داد. اعتراض یک امر مردمی است، و آشوب طرح و برنامه از پیش تعیین شده دارد تا بر موج اعتراض بنشیند، چنان که نشست. جهتش براندازی است. اعتراض بیان نارضایتی اجتماعی و مردمی برای توجه دادن به مسئولان، و حل مساله است. آشوب در یک برنامه براندازی و انحلال نظام تعریف می شود. بدیهی است که در صحنه اجتماعی تار و پود اعتراض و آشوب در هم تنیده می شود، به عنوان مثال، آن جوان بیکار به جان رسیده ای که حتی ممکن است در آشوب و آتش زدن نقش داشته باشد، غیر از فردی ست که برای آشوب نقش مدیریت داشته، به پایگاه های نظامی اعزام شده، و برای فعالیت خود امکانات و وسایل و پول گرفته است. به قول امیر حسین اعتمادی، دو تا سه سال برنامه ریزی شده است. رهبر ملی و میدانی مشخص است. به قول برایان هوک: « در ظرف یک سال و نیم گذشته معترضان؟ اموزش داده شده اند که در شرایط قطع اینترنت چکونه با هم ارتباط داشته باشند.»
در حقیقت اعلام نظر و موضع در باره پدیده آبان ماه یک وجه مردمی دارد که بیان اعتراض است، و وجهی سازماندهی شده که هدفش براندازی است. وجه اول مردمی و وجه دوم امنیتی است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)