پدیده آبان ماه، موقعیت انقلابی؟ (۶)

می توان قدر مشترکی بین تلقی یا تعریف گروه های چپ، سلطنت طلب و اصلاح طلب های پیشین، در رابطه با پدیده آبان ماه یافت. همگی انتظار داشته و دارند که اتفاق بزرگی در کشور بیفتد. بدیهی ست که نامگذاری پدیده ابان ماه، نشانگر جهت فکری و نظری نامگذاران است.
الف: سلطنت طلب ها، خیزش و انقلاب تازه
ب: چپ ها، خیزش، انقلاب فراگیر، خیزش اعتراضی، خیزش مردمی، خیزش شکوهمند مردم ایران
ج: اصلاح طلبان پیشین، گذار انقلابی
برای این که موجب حساسیت های مضاعف نشویم، از نام و عنوان نامگذاران خودداری کردم. مراد، مواجهه ما با موضوع و پدیده است، و نه اشخاص و گروه ها.
بدیهی است که چپ ها با هر رنگ و نشان، ادبیات غنی تری در تفسیر انقلاب دارند، یا دست کم نظریه پردازان آنان سابقه بیشتری در این عرصه داشته اند. نخستین کسی که کوشید تفسیر روشنی از انقلاب و موقعیت انقلابی به دست دهد، لنین رهبر انقلاب روسیه بود. لنین برای تحقق موقعیت انقلابی و رخداد انقلاب، به فراهم شدن چهار شرط باور داشت:
۱- دشوار بودن اعمال حاکمیت برای بالا دستی ها، یعنی حاکمان
۲- انباشته شدن انفجاری خواست طبقات فرودست
۳- گرایش طبقات فرو دست به تغییر نظام
۴- احساس قدرت طبقات فرو دست که می توانند تغییر ایجاد کنند.
با نگاهی به صحنه ایران امروز، و دو پدیده دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، آیا می توان گفت که ایران در معرض و یا در آستانه انقلاب است؟
اکنون که موج اعتراض و آشوب آبان ماه شکسته است، یکی از چهره های تبلیغاتی اپوزسیون برانداز که خود را متخصص سازماندهی نافرمانی های مدنی می داند و در دنیای ذهنی اش با جین شارپ قهوه می خورد، برای امیدوار نشان دادن خود می گفت: «ما تازه در آستانه انقلابیم. انقلاب اسلامی هم از آغازش که جرقه انتشار مقاله علیه آقای خمینی بود تا پیروزی سیزده ماه طول کشید.» همین فرد در مهرماه ۱۳۸۳ می گفت: « جمهوری اسلامی تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ دوام نمی اورد و سقوط می کند.» همینان در دیماه ۹۶ می گفتند:
« دیگه تمومه ماجرا» جواد خادم طراح کودتای نظامی نوژه می گفت: « ما ۲۲ بهمن ۹۶ را بر سر جمهوری اسلامی خراب می کنیم.» بولتون به مجاهدین خلق وعده داد که تا بهمن ۹۷ در تهران خواهند بود. معنای این سخنان و قدر مشترک آن نشان می دهد که هنوز موقعیت انقلابی منجر به تغییر نظام یا رژیم به تعبیر اپوزسیون فراهم نشده است. اما ایا این تلقی به این معنی ست که مطلقا چنین شرایطی فراهم نخواهد شد؟
واقعیت این است که اگر نظام جمهوری اسلامی بر سر عقل نیاید! مثل بر سر عقل آمدن سرمایه داری که امکان تحقق هر گونه انقلاب سوسیالیستی یا کمونیستی در غرب و آمریکا را منتفی کرد. مواردی که کشورها در اردوگاه شوروی سابق و پیمان ورشو قرار گرفتند، علل و دلایل ویژه خود را داراست، که موضوع بحث ما نیست.
وقتی به روشنی پیداست که طرح و برنامه براندازی نظام جمهوری اسلامی در میان است، آمریکا و عربستان و اسراییل به عنوان سه راس این مثلث عمل می کنند، و کوشیده اند گروه های اپوزسیون برانداز ایرانی را زیر یک چتر جمع کنند. در چنین وضعیتی می بایست تمامی گروه ها و افرادی که در جبهه انقلاب اسلامی و نظام حمهوری اسلامی قرار می گیرند، اجازه ندهند که اختلاف سلیقه ها در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی موجب شقاق و گسستگی پیوندهای آن ها با یکدیگر شود. وقتی اصل نظام در معرض تهدید است، اهمیتی ندارد که کدام گروه اصول گرا و یا اصلاح طلب در مجلس اکثریت دارد، و یا ريیس جمهور و وزیران از کدام طیف هستند. قوای حاکم در جمهوری اسلامی می بایست برآیند متناسب و هماهنگی داشته باشند و بر توان یکدیگر بیفزایند، نه آن که شاهد اصطکاک قوا و نیروها و رها شدن تیرهای طعنه و تهمت به سوی یکدیگر باشیم، مثل برخی اظهار نظر ها درست در بحبوحه اشوب آبان ماه. همه سرنشینان کشتی جمهوری اسلامی بایست به این نکته متفطن باشند که در هر سوی کشتی ویرانی به بار اید و کشتی اتش بگیرد، مآلا همگی غرق خواهند شد. این شعار، اصلاح طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا! از این زاویه شعار کاملا گویایی ست! چنان که فراتر از تغییر نظام، آمریکا و اسراییل و برخی کشورهای منطقه دنبال تغییر نقشه ایران و تکیک ملت ایران هستند. مطلبی که اپوزسیون برانداز توان فهم آن را ندارد. شخصیتی مثل داریوش همایون هم دیگر وجود ندارد، که با روشن بینی خطر تهدید ایران به عنوان یک کشور و ملت را با صراحت بیان کند، و البته تخته نشان ناسزا شود.
این انسجام شرط لازم برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی است. مهمترین مساله رسیدگی به وضعیت مستضعفان و خانواده های کم در آمد میباشد، کارگرانی که کار خود را از دست داده اند، توده های متراکم میلیونی مردم مظلومی که در حاشیه شهر ها زندگی می کنند و شاهد تفاوت طبقاتی روزافزون در این سال ها مثل مانور خودرو های چند میلیاردی در خیابان های تهران و یا شهرستان ها، و همینطور ساخت خانه های قصر مانندی که متاسفانه برخی مسئولان کشور در چنان خانه هایی زندگی می کنند و برای خالی نبودن عریضه در گوشه خانه خود حسینیه ای بر پا می کنند، بوده اند.
مراسم عزاداری را در مسجد محله برگزار کنید و خود و خانواده به جای خانه هزار متری یا بیشتر در خانه ای متعارف زندگی کنید.
اشوب های دی ماه ۹۶ و ابان ماه ۹۸، یک هسته سخت و سازماندهی شده دارد، که همان وجه امنیتی ان است. طبعا بایستی ریشه های چنین سازماندهی را شناسایی کرد، و با عدالت و قاطعیت برخورد کرد. اما لایه های میانی و پوسته و ظاهر آشوب، مردم معترضی هستند که از فقر و فشار های اجتماعی به جان آمده اند، از حل مشکلشان ناامید شده اند و گوشی شنوا برای فریادشان نیافته اند. اگر حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی به شکل برنامه ریزی شده و پیگیرانه، مشکل جمعیت عظیم بیکاران و محرومان که در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می کنند را حل نکند، این جمعیت مثل لشکری از سوی براندازان به کار گرفته خواهد شد. این بخش مطلقا راه حل امنیتی ندارد، راه حلش اقتصادی و اجتماعی ست. چنان که بخش امنیتی پدیده آبان ماه، راه حل اقتصادی و اجتماعی ندارد، راه حلش امنیتی و سیاسی ست.
اگر حاکمیت به حل مسائل و مشکلات انباشت شده توجه نکند، ایران می تواند در آستانه موقعیت انقلابی قرار گیرد.
افزون بر آن، می بایست با کشورهای منطقه از جمله عربستان بر اساس منافع و مصالح ملی وارد گفتگو شد. بدیهی ست که به دلایل متعددی حکومت خاندان آل سعود، در شکننده ترین وضعیت خود از آغاز تاسیس به سر می برد. مطلقا معلوم نیست که فروپاشی حاکمیت عشیره ای و خانوادگی، چه پیامدهای پیش بینی نشده ای داشته باشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)