پدیده آبان ماه، طرح براندازی (۷)

شبکه های رادیویی، تصویری و یا نگارشی اپوزسیون برانداز، درباره پدیده آبان ماه ترجیع بند مشترکی دارند. می گویند: «مردمی فقیر و مظلوم به خیابان آمدند تا نسبت به افزایش قیمت بنزین اعتراض کنند. حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی مردم را در خیابان ها به گلوله بست. از نزدیک به سر و قلب مردم شلیک کرد و آن ها را کشت.» این روایت همه شبکه هایی ست که اشاره کردم. مجریان این شبکه ها که البته خود بعضا سابقه مشارکت در براندازی دارند، از ۴۰ سال پیش تا کنون جوانی و میان سالی خود را بر سر همین داو گذاشته اند، و اکنون همگی هفتاد سالگی را پشت سر نهاده و به زور رنگ، مویی سیاه می کنند و همین ترجیع را مرتب تکرار می کنند. بعید می دانم نه آن ها و نه مهمانانشان، به این ترجیع باور داشته باشند. در دل به هم می خندند، و یا هر دو طرف به کسانی که ممکن است سخن آنان را باور کنند. بسیار بعید است همکاران حلقه رایویی-تبلیغاتی شاپور بختیار، که با بودجه سازمان سیا حمایت شده است و منوچهر گنجی مجری طرح بود، از پشت صحنه آشوب آبان ماه بی خبر مانده باشند. اما گاه در این هیاهوی انسان های دموکرات، سکولار و نایس، که برای ازادی و دموکراسی مویه و آستین از اشک تر می کنند، شاهدی از راه می رسد، و مطالبی طرح می شود که نشان میدهد بایستی بین صورت و باطن پدیده آبان ماه، و همینطور بین اعتراض مردمی و وجه امنیتی براندازی، تفاوت قائل بود. پیش از این به اظهارات برایان هوک، و دیگران اشاره کردم. شاهد بسیار پر اهمیت دیگری از راه رسید. علی القاعده نمی بایستی این حرف ها را می زدند و چنین اطلاعاتی را افشا می کردند. چرایی افشای این اطلاعات شاید به این دلیل باشد که به آشوب طلبان پیام بدهند که نومید نشوید، شکست مقدمه پیروزی ست، و ما همچنان هستیم، تا مرحله ای دیگر و برنامه ای دیگر. کنت تیمرمن شخصیت قابل مطالعه ای است. پروژه ایشان براندازی نظام جمهوری اسلامی ست. برای این مقصود، در سال ۱۹۹۵، « بنیاد دموکراسی برای ایران» را تاسیس کرده است. دو تن از همراهان او در این ابتکار، پیتر رادمن که در سال ۲۰۰۸ در گذشت، و جاشوا موراوچیک ، از چهره های دانشگاهی نئوکان ها بودند. پیتر رادمن یکی از شخصیت های کلیدی سیاسی و امنیتی آمریکا از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۰۸ است. پیش از پیوستن به موسسه بروکینگز (اتاق فکر نئوکان ها) در آخرین سال عمرش، از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ در دوره اشغال افعانستان و عراق، دستیار ویژه وزیر دفاع امریکا بود. از طرف دیگر، جاشوا موراوچیک، از جمله مدافعان حمله نظامی به ایران بوده است، و مقاله ای هم در واشنگتن پست در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۵ با عنوان «جنگ با ایران ممکن است بهترین انتخاب باشد» مبنی بر ضرورت حمله نظامی و بمباران تاسیسات هسته ای ایران منتشر کرد.
تعدادی از افراد اپوزسیون برانداز ایرانی و اسرائیلی نیز عضو همین بنیادند. مهدی روحانی (که در سال ۲۰۰۰ در پاریس درگذشت)، مناشه امیر، پویا دیانیم، نادر افشار و … از بنیانگذاران و مشاوران این بنیاد بوده و هستند. این بنیاد ماهیت و جهت صهیونیستی دارد. زیر چتر نام دموکراسی، هدف اصلی این بنیاد فعالیت برای براندازی جمهوری اسلامی بوده و هست. اگر با دقت و شکیبایی به سایت بنیاد مراجعه کرده و سابقه و نوشته های بنیانگذاران و مشاوران را ببینید، به روشنی در می یابید که از سال ۱۹۹۵ برنامه براندازی جمهوری اسلامی در دستور کار دولت آمریکا بوده است. نه این که پیش از آن نبوده است، بلکه از ۱۹۹۵ کوشیده اند برای براندازی طرح و برنامه پیش بینی کنند. وزارت خارجه ها، معمولا شکل ظاهری و پوششی یا نمای سطحی سیاست ها هستند، حال آنکه بنیاد دموکراسی در واقع حرکت در عمق است، مثل جریان عصب در بدن انسان. کنت تیمرمن، در گفتگویی که روز چهارشنبه ۲۷ نوامبر با اسرائیل نیوز تاک ، در برنامه « فراسوی ماتریکس» داشت، به صراحت به سازماندهی فنی و لجستیکی آشوب طلبان برانداز اشاره کرد. تیتر انتخابی برای گفتگوی تیمرمن «انقلاب و تحول داخلی در ایران می تواند برطرف کننده خطر ایران برای امریکا و اسرائیل باشد» بود. تیمرمن از ابتکار پمپئو وزیر خارجه آمریکا یاد می کند که برای نخستین بار در تاریخ امریکا، بیست هزار عکس و فیلم و گزارش در باره شورش در ایران به وزارت خارجه آمریکا رسیده است. تیمرمن به آموزش کسانی اشاره می کند که در آشوب نقش داشته اند، و میگوید آنها هم آموزش فنی و اطلاعاتی دیده اند، و هم وسایل لازم برای شرایط قطع اینترنت در اختیارشان قرار گرفته است، تا بتوانند اولا در ارتباط با یکدیگر و ثانیا در ارتباط با خارج از ایران باشند. نکته بسیار مهم اشاره به همکاری مشترک تیمرمن و لوبرانی (سفیر سابق اسرائیل در تهران و عضو سازمان اطلاعاتی اسرائیل)، در رابطه با طرح براندازی جمهوری اسلامی است. آن ها باور داشته اند که این طرح ۳۰۰ میلیون دلار هزینه نیاز دارد، اما دولت آمریکا معتقد بوده است که با ۱۵۰ میلیون دلار می توان براندازی را سامان داد. بدیهی است که تیمرمن، لوبرانی و موساد حتما می خواسته اند از این نمد، کلاهی هم نصیب شان شود. آیا دولت عربستان هزینه این اقدام را که در آبان ماه شاهد بودیم پرداخت کرده است؟ ایا بودجه ایران اینترنشنال بخشی از همین پروژه براندازی بوده و هست ؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)