پدیده آبا ن ماه، انتخابات مجلس به عنوان دوا یا دعوا! (۸)


به گمانم از انتخابات دوم اسفندماه ۱۳۹۸ می توان به عنوان دارویی شفابخش، برای درمان زخم عمیق پدیده آبان ماه استفاده کرد. البته می توان همین دوا را تبدیل به تیغ کرد و بر زخم تیغ تازه کشید و بر عمق آن افزود و زخم را ناسور کرد.
در ایران امروز، به دلیل شرایط اقتصادی، مدیریت ناکارآمد و البته حصر و محدودیت های اعمال شده بر کشور از سوی آمریکا و همپیمانان، ما شاهد گسترش حاشیه نشینی شهری، به ویژه در کنار شهر های بزرگ و بالاخص تهران بزرگ هستیم.
اما این حاشیه نشینی فقط محدود به حوزه زندگی اقتصادی نیست. مدیریت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، جمعیت کثیری از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به حاشیه رانده است. اعلام انحلال احزاب، تعطیلی روزنامه ها و نشریات و دیگر محدودیت ها در واقع راندن جمع کثیری از مردم به حاشیه سیاست و فرهنگ و اجتماع است. حکومت توانا و مدیر و مدبر همه مردم را در صحنه نگاه می دارد، و قاعده اجتماعی ملی خود را توسعه می دهد.
به عنوان مثال، آیا می بایست نهضت آزادی ایران، منحل اعلام شود و در طی سال ها برغم مواضع منطقی و متعادل و ملی آنان از فعالیتشان جلوگیری شود، و صلاحیت نامزدهایشان برای شرکت در انتخابات رد شود؟ مثلا اگر چند نماینده تهران از نهضت آزادی باشند، کشور دچار بحران می شود؟ در مجلس اول که اعضای شاخص و بلکه رهبران نهضت حاضر بودند، حضور آنان غیر از افزودن بر غنای مجلس چه آسیب و آفتی داشت؟ بدیهی است که هر فردی و جمعی و هر نطقی در مجلس می تواند موافقان و مخالفانی داشته باشد.
اگر حاکمیت جمهوری اسلامی، در انتخابات امسال رویه ای باز و شبیه به انتخابات مجلس اول در پیش بگیرد، و همه ملت ایران - به ویژه جوانان، جمعیت های فعال کارگری و دانشجویی و زنان، و قومیت های مختلف ایرانی - با مشارکت حداکثری شرکت کنند، تشکیل یک مجلس قوی که لبه تیز انتقادش به سوی دولت باشد! اما کاردان و کارآمد باشد، حتما بر مجلسی بی اراده و بی تاثیر، مرجح خواهد بود.
شیوه شورای نگهبان و نحوه اعمال نظارت استصوابی موجب شده است که شاهد مجالسی ضعیف باشیم. در چنین شرایطی، نماینده هم به جای مسئولیت نمایندگی، به دنبال زد و بند و کارچاق کنی ست، و فساد مدیران دولتی رانت ده با نمایندگان رانت بگیر، کشور را به همین نقطه ای می رساند که رسانده است.
سخنان مرحوم مهندس بازرگان، دیگر جزؤ سخنان کلاسیک تاریخ سیاسی معاصر ماست. در دادگاه نظامی گفته بود، ما آخرین نسلی خواهیم بود که با تکیه بر قانون اساسی، و به زبان قانون و با مسالمت با شما صحبت می کنیم، نسل دیگر با زبانی دیگر صحبت خواهند کرد.
مسئولان کشور همان طور که به درستی بر وجه امنیتی پدیده آبان ماه تاکید دارند، نسبت به بستر اجتماعی و سیاسی این وجه که همان وجه مردمی ست، توجه داشته باشند. به تعبیر سعدی:
درشتی و نرمی به هم در به است
چو رگزن که جراح و مرهم نه است
همانطور که نظام از برخی کشته شدگان بسیجی و نیروی انتظامی و یا امنیتی تجلیل می کند، می بایست از مردمی که فرزندان و اعضای خانواده شان در آشوب کشته شده اند، به تمام معنی دلجویی کند، تا زخم ها التیام پیدا کند.
یادم هست در بحث تشدید مجازات قاچاقچیان مواد مخدر، که در دستور کار مشترک شورای سران سه قوه و شورای نگهبان بود، مجید انصاری به عنوان نماینده دستگاه قضایی، سید جلیل سیدزاده به نمایندگی از سوی رئیس مجلس آیت الله هاشمی رفسنجانی، و اینجانب به نمایندگی از سوی مهندس موسوی نخست وزیر، پیش نویس طرحی را آماده می کردیم. مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی با تشدید مجازات اعدام به صراحت مخالف بود. حرف اصلی اش این بود که شما وقتی یک قاچاقچی خرده پا را اعدام می کنید، برای خانواده اش و برای زن و فرزندانش چه می کنید. این که نمی شود، سرپرست خانواده را اعدام و خانواده زخمی و بی پناه را در جامعه رها کرد.
ما بیش از همیشه به همین نگاه نیاز داریم. اعمال قدرت اگر با اندیشه و عطوفت همراه نباشد، به ضد خود تبدیل می شود. چنانکه گفته میشود همه رشته ها و طناب ها وقتی نازک می شوند می گسلند، غیر از طناب ظلم که از ضخامت می برد!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)