باده از جام تجلّی صفاتم دادند (۵۰)


حافظ که از شعشعه پرتو ذات، بی خود شده بود، سرمست از باده جام تجلی صفات می شود! این باده، همانی است که در ساقی نامه هم به آن اشاره می کند:
بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فزاید کمال آورد
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
به کیخسرو و جم فرستد پیام
می ام ده مگر گردم از عیب پاک
بر آرم به عشرت سری زین مغاک
به مستی توان درّ اسرار سفت
که در بی خودی راز نتوان نهفت
ببینید از بُعد معانی و نیز واژگان، گویی ساقی نامه تفسیر غزل: « دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند» می باشد.
بدیهی است از مرتبت بی خودی در شعشعه پرتو ذات، تا مستی از باده تجلی صفات، گویی نوعی بازگشت به خویشتن حقیقی است. از عالم ذات به عالم صفات، از شعشعه تا باده، بی خبری تا خبر، برخی از مفسران قرآن مجید در ذیل آیه « ثُمَّ دَنا فَتَدَّلی» افزون بر معنای نزدیک شد و نزدیکتر، تدلی را فرود آمدن نیز تاویل کردند. مثل دلو که در چاه فرو می رود و تدلی از همین واژه گرفته شده است. ابن سینا نیز در اشارات و تنبیهات در نمط نهم، فی مقامات العارفین، از «تردّد»سخن گفته است.
« و فرح بنفسه لما بها من اثر الحقّ.
و کان له نظر الی الحق،
و نظر الی نفسه،
و کان بعد مترددّا » (۱)
تردد بین دیده جان بین و دیده جهان بین! شادمانی و بهجت، به قول حافظ کامروایی و خوشدلی از نظر به وجه الله و از نظر به خویشتن حقیقی خویش که دلش آینه وصف جمال شده است. این تقابل در دو مفهوم تنزل و عروج در قرآن مجید دیده می شود.
یکم: تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ (القدر: ٤)
در آن [شب‌] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر كارى [كه مقرّر شده است‌] فرود آيند.
دوم:تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (المعارج: ٤)
فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.
بدیهی است که این عروج و تنزل، جغرافیایی و مکانی نیست.

این بیت با شکوه ترین بیت حافظ و نقطه اوج دیوان غزلیات حافظ است و با شکوهترین بیتی که می توان در تمام ادبیات عرفانی و نسبت بین انسان و خداوند متعال یافت.
بی خود از شعشعه پرتو ذات شدن و دل انسان آینه تجلی صفات گشتن و با خبر از جلوه ذات شدن! فقط حافظ است که توانسته این دریاهای شورانگیز معانی و تابش امواج بلند بلور نور را در آینه غزلی بنمایاند!
المنة لله كه در ميكده باز است
زان رو كه مرا بر در او روی نياز است
کدام میکده خواستنی تر از دیوان غزلیات حافظ! و کدام جام والاتر از جام غزل های عرشی او…

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)