غزل های عارفانه- عاشقانه (۶۷)


نسبتی که بین آیه: یکم، در بین یک مجموعه آیات هم سیاق و یا یک سوره، دوم، و نیز سوره ها با هم در قرآن مکی و یا مدنی و سوم، نسبتی که درتمامی آیات قرآن مجید با هم دارند؛ می توان با توجه به چنین تمثیلی، نسبتی بین بیت های یک غزل، مجموعه ای از غزل های همنواخت و نهایتا، نسبت بین تمامی غزلیات در دیوان حافظ جستجو کرد.
منظومه معانی در دیوان حافظ از چنین نسبت و هماهنگی پدید می آید.
منظومه معانی چیست؟ منظومه از عناصر مختلفی که با هم همخوان هستند، تشکیل می شود. به عنوان مثال در منظومه حماسی شاهنامه فردوسی، ما شاهد هماهنگی و انسجام مجموعه ای از عناصر هستیم. حماسه و نیز تراژدی با توچه به معماری و ساخت و پرداخت آن عناصر و نسبتشان با یکدیگر فراهم می آید ، به تعبیر فردوسی کاخی بلند، که از باد و باران نیابد گزند، بنیاد نهاده می شود. حماسه فردوسی، حماسه پهلوانی است و نبردی بیرونی، در میدان های رزم شکل می گیرد، هر چند ما شاهد جنگ احوال درونی پهلوانان ، قهرمانان نیز هستیم. مثل نبرد رستم با سهراب ، رستم و اسفندیار، داستان سیاوش و… مثنوی مولوی منظومه ای از معانی و حماسه روح انسانی است. جنگ احوال در افق های جان انسان و دنیای درون او اتفاق می افتد. رباعیات خیام برغم دنیای مینیاتوری اش، دریاهایی از شک و آشوب و شادی و اندوه را در جان به انسان به تلاطم می آورد.
دیوان حافظ منظومه مرکّب معانی است! می توان، مروارید های معنا را در این منظومه شناسایی و تبیین کرد:
یکم: انسان
در آینه خانه، یا تماشاگه راز دیوان حافظ، انسان چه معنا و تفسیری دارد؟ حافظ داستان خود را به عنوان یک انسان به صیغه متکلم وحده یا من متشخص روایت می کند. گاهی این روایت به شکل سوم شخص مفرد است. گاهی از ضمیر جمع مخاظب استفاده می کند و ما را به عنوان خواننده در متن غزل مشارکت می دهد. گاهی در بیان داستان های مختلف، سرنوشت انسان را روایت می کند. در واقع ما را به تماشای دنیای راز آمیز انسان می برد، دنیایی که از ازل آغاز شده و تا ابدیت ادامه دارد. حافظ راه اندیشه و خیال ما را تا ازل و تا ابد چراغانی کرده است.
داستان افرینش آدم در نُه سوره قران مجید، مطرح شده است. در سه سوره بقره ( ایات ۳۱ تا ۳۷) سوره اعراف( آیات ۱۱، ۱۹ ، ۲۶، ۳۵ و ۱۷۲) سوره طه ( آیات ۱۱۵ تا ۱۲۱) با تفصیلی بیشتر و در سوره های آل عمران، مائده، اسراء، کهف، مریم، و یس، معمولا در یک یا دو آیه به داستان آدم اشاره شده است. دوازده موضوع مهم، در این داستان در قران مجید البته با زبان اشاره و ایجاز مطرح شده است. بدیهی است که در تفاسیر، با توجه به احادیث و نیز داستان هایی که به اسرائیلیات مشهورند، داستان آفرینش ادم و حوا تفصیل بیشتری یافته و پر و بال پیدا کرده است. حافظ همه نکات و ماجراهایی که در داستان آفرینش آدم در قرآن مجید آمده است، در غزلیات خود نیاورده است. او نیز به سبک قرآن مجید داستان را در سه غزل عرشی شماره های ۱۱۱، ۱۵۲ و ۱۸۴به شکل تفصیلی- در همان گنجایی محدود ظرف غزل- و در دوازده غزل شماره ۵۷، ۱۹۹، ۲۰۶، ۲۶۶، ۳۱۷، ۳۳۸، ۳۴۸، ۳۶۷، ۴۷۰، ۴۷۴، ۴۸۹، ۴۹۴ گاه یک و یا در بیت در باره آدم، وجوه مختلف داستان آفرینش او، در دیوان حافظ آمده است. در قرآن مجید و نیز در دیوان حافظ شاهد پراکندگی صوری بحث هستیم. اما وقتی با دقت مجموعه یا منظومه معانی را شناسایی و نسبت بین معانی را جستجو می کنیم؛ شاهد هماهنگی و انسجام هستیم.
کسانی که نوشته اند، حافظ، داستان آفرینش آدم را از روی کتاب مرصاد العباد نجم الدین رازی، گرته برداری کرده است، به گمانم نه قرآن مجید را با دقت خوانده اند و نه تفاسیر قرآن را، نه مرصاد العباد را با تعمق بررسی کرده اند و البته نه به داستان آفرینش ادم و ابعاد مختلفش در دیوان حافظ توجه لازم داشته اند. وجود شباهت میان دو متن، که هر دو می توانند، از ماخذ واحدی استفاده کرده باشند، نشانه اقتباس متن متاخر- دیوان حافظ- از متن متقدم - مرصاد العباد-از یکدیگر نیست. بایست مجموعه یا منظومه معانی دو متن را با هم سنجید و نه برخی مفردات انتخابی را، به عنوان نتیجه پذیرفت.
بدیهی است که در بحث ویژه حافظ، مناسب نیست تا به تفصیل در باره داستان آفرینش آدم در قرآن مجید نوشت و یا به بررسی دقیق و جامع مرصاد العباد پرداخت. محور بحث را دیوان خواجه شیراز انتخاب می کنم و به ضرورت اشاره می کنم که حافظ، کدام نکته و مطلب را از کدام مرجع اقتباس کرده است و مهمتر از آن چگونه یک منظومه معانی از داستان آفرینش آدم مطرح کرده، نوآوری او در این بحث کدام است؟ غزل عرشی شماره ۱۵۲ را می توان به عنوان محور بحث داستان آفرینش و رویکرد و تفسیر هنرمندانه حافظ تلقی کرد، غدل های شماره ۱۱۱ و ۱۸۴ در واقع تکمیل کننده بحث می باشند، غزل های دیگر هم، بیت یا بیت هایی که در باره آفرینش و داستان ادم هستند، مثل قمر هایی در اطراف این سه غزل می گردند و روشنایی می گیرند:


در ازل پرتو حسنت ز تجلّی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد
جان عِلوی هوس چاه زنخدان تو داشت
دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
که قلم بر سر اسباب دل خرم زد
غزل از هماهنگی کامل برخوردار است. می توان غزل را غزل داستان نامید، که از آغاز تا پایان داستان آفرینش آدم را بیان می کند. غزل از ۲۳ جمله در هفت بیت تشکیل شده است. از انجا که قافیه هم فعل «زد» می باشد. نوعی شتاب در روایت را شاهدیم. فعلی دو حرفی، با ریتم و شتابی تند.
داستان افرینش آدم، با عشق و آتش آغاز شده است!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)