منظومه معانی، سوم: قران مجید ( ۷۹)


حافظ، در سه ساحت متمایز و البته مکمل، از قرآن مجید تاثیر سرنوشت ساز یافته و پذیرفته است. یکم: هستی شناسی و جهان شناسی، ساحت اندیشه و جهان بینی
دوم: ساحت خودشناسی و باور و سلوک عارفانه-عاشقانه
سوم: ساحت هنر شاعری
ساحت یکم و دوم را می توان در بخش منظومه معانی بررسی کرد، ساحت سوم، که به دو فصل منظومه بیانی و آوایی غزلیات حافظ، مربوط است، در بخش های دیگر خواهد آمد.
۱- قرآن مجید را اگر با این توجه و ترتیل بخوانیم و بخواهیم، پیام کلی قرآن را استنباط یا استنتاج کنیم. ترتیل بر خلاف قول مشهور، که ترتیل را در شیوه قرائت ظاهری قرآن مجید، منحصر کرده اند، به معنای درک نسبت منظومه معانی در قرآن است. امری که نیاز به تامل و تدبر دارد. تنها مقوله ظاهر نیست ، از مقوله باطن و معانی است. وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ( المزمل: ۴) مترجمان پارسی قران مجید « ترتیل » را شمرده شمرده خواند قرآن ترجمه کرده اند. در حالی که ترتیل به معنای نظام یا منظومه هماهنگ معانی نیز هست. راغب اصفهانی در مفردات، ترتیل را: « اتسّاق الشیئ و انتظامه علی الاستقامه» معنی کرده است، که صرفا ناظر به صورت و صوت آیات نیست. چنان که در تفسیر جامع البیان، محمد بن جریر طبری ( د، ۳۱۰ ق) ترتیل به تبیین تفسیر شده است: « وبَيّن القُرآنَ إذا قَرأته تَبيينا» امام فخر رازی در تفسیرِ مفاتیح الغیب، ترتیل را حسن تالیف، تفسیر کرده است. و: آن کس است اهل بشارت که اشارت داند!
می توان گفت، قرآن کتابی است که محور و کانون آن خداشناسی و توحید است. خدای نامه است. بر چنین کانونی، داستان آفرینش اسمان ها و زمین و به ویژه آفرینش انسان آغاز می شود. روایت آفرینش از ازل ، از آن سوی زمان ، شروع می شود. موقعیت انسان را در منزلت پیش از دنیا، در منزلت دنیا و منزلت بعد از دنیا تعریف می کند. داستان آفرینش آدم و حوا و بهشت و شیطان، درخت ممنوعه، تا هبوط، در منزلتِ « انسان پیش از دنیا» تعریف می شود. داستان پیامبران و اقوام و تمدن ها، زندگی انسان در این جهان، مرحله میانی است. و سرانجام روایت معاد، مربوط به « زندگی پس از دنیا » است. روایتی که تا ابد ادامه پیدا می کند. انسانی که در مقطعی از زمان و مکان و موقعیت در این جهان به سر می برد، به جاودانگی می رسد. بهشتِ بهشت های آرزو و آرمان گمشده انسان، بهشتِ خدا و نه بهشت حور و قصور، میقات با خداوند و درک لذت حضور اوست. زندگی دنیایی، ساحت رقابت ها و تزاحم و دشواری و رنج هاست. و البته شادی ها و غفلت ها.
۲- قرآن کتاب متشابه است. یکی از مهمترین کلید های فهم قرآن مجید، همین تعبیر متشابه است. واژه متشابه در باره تمامی آیات قرآن به کار رفته است.« کتاباً متشابهاً» ( الزمر:۲۳) در تقسیم بندی دیگری، آیات متشابه در کنار آیات محکم تعریف شده اند. ( سوره آل عمران: ۷) بدیهی است، که بحث ما که تمرکزش بر حافظ است، مناسبت و ظرفیت مستوفای بحث آیات متشابه و محکم را ندارد. به اجمال و اشاره می توان گفت، چون در بسیاری از آیات زبان قران زبان اشاره است. یا در هر عبارتی می توان اشاره ای را یافت و در هر اشاره ای لطیفه ای را و در هر لطیفه ای دقیقه ای را. با تاویل آیات و معانی تو در تو یا لایه بر لایه رویارو هستیم. از این رو گفته شده است که ظاهر قرآن مجید باطنی دارد تا هفت باطن و یا هفتاد بطن و یا این هفت و هفتاد نشانه کثرت اند. و : « این راه را نهایت صورت کجا توان بست!؟»
۳- قران مجید کتاب مثانی است. ( الزمر: ۲۳) واژه مثانی یعنی دوگانه، یک بار در قرآن مجید در سوره الزمر، در وصف تمام قرآن مجيد، اين واژه استفاده شده است؛ بار دوم هم در تعریف سوره حمد، که از آن سوره با عنوان سبعا من المثانی یاد شده است. ( الحجر: ۸۷)
در ترجمه آیه ۲۳ سوره الزمر، که مثانی برای تمام قران به کار رفته است، مترجمان پارسی قرآن مجید، ترجمه های متفاوتی از این واژه دارند،
ترجمه خرمدل: « خداوند بهترین سخن را (به نام قرآن) فرو فرستاده است. کتابی را که (از لحاظ کاربرد و گیرائی الفاظ، و والائی و هماوایی معانی، در اعجاز) همگون و (مطالبی چون مواعظ و براهین و قصص، و مسائل مقابل و مختلفی همانند: ایمان و کفر، حق و باطل، هدایت و ضلالت، خیر و شر، حسنات و سیّئات، بهشت و دوزخ، البتّه هر بار به شکلی تازه و به شیوه‌ای نو، در آن) مکرّر است.»
ترجمه الهی قمشه ای: « و در آن ثنای خدا (و خاصان خدا) مکرر می‌شود.»
ترجمه آیتی: « دوتا دوتا»
ترجمه فولادوند: « متضمن وعده و وعید»
ترجمه خرمشاهی و مکارم شیرازی: «‌ مکرر»
به گمانم نزدیکترین ترجمه پارسی به مفهوم، مثانی، ترجمه فولادوند است. البته ایشان یکی از مصادیق بسیار مثانی را ، به عنوان ترجمه مثانی استفاده کرده اند. وعده و وعید، مصداق است و نه ترجمه مثانی. وجوب و امکان، توحید و شرک، حق و باطل، دنیا و آخرت، بهشت و جهنم، زمین و آسمان، کفر و ایمان، شب و روز، نور و ظلمات، عدل و ظلم ، لینت و قساوت، نفس مطمئنه و نفس اماّره، یا روح و نفس، رحمت و غلظت، و…
هم در جهان تکوین شاهد مثانی هستیم و هم در جهان طبیعت، که خداوند پدیده ها را زوجی آفریده است ، نیز در دنیای جان انسان. مثانی در واقع کلید شناخت و زاویه دید است. کلیدی است برای فهم معانی. ابن عربی در فتوحات مکیه به برخی از تفسیر های مثانی توجه کرده است. به عنوان نمونه، می گوید ما در عالم غیر از فردیت خداوند نداریم. اما می توان، در عالم کون شاهد نوعی دوگانگی، مثانی نیز بود. شاید بتوان، عالم وجوب و امکان، را نشانه ای از این دوگانگی پاهری تصور کرد. در نماز شاهد مثانی هستیم. یا مثانی تکرار خواندن سوره حمد در رکعت اول و دوم نماز است و یا گفتگویی که در سوره حمد بین خدا و انسان تقسیم شده استو مثانی است.

فهكذا تفهم المعاني
اذ جاءنا النور بالبيان
فليس في الكون غير فرد
حق و ان شئتم اثنتان
و قد اتي في الصلوة حكم
منه بتقسيمه المثاني
فميز الخلق عنه فيها
لاجل ذا لاحت اثنتان
فقال بيني و بين عبدي
فمن راه فقد رآني (۱)

*******
پی نوشت:
(۱) فتوحات المكية ص ۲۶۲۶

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)