نقد تحریف مدرنِ اندیشه و سلوک امام خمینی (۳)


دانش امام خمینی

از جمله سر فصل های تحریف شخصیت امام خمینی انکار دانش اوست. تعبیر «آخوند بیسواد» یا «آخوند دهاتی» نقل محفل تلویزیون های فارسی در خارج از کشور و ورد زبان برخی از مهمانان آن هاست. عده ای نیز در مقاله ها یا کتاب هایشان همین مضمون را مطرح کرده اند. بدیهی است وقتی مضمونی در طول سالیان سال تکرار می شود. بسیاری از دریافت کنندگان پیام با شخصیت امام خمینی و آثار او آشنا نیستتند. این داوری در ذهن آنان رسوب می کند و تبدیل به باور می شود. حتی کسانی که با زبان حوزه و مرجعیت نیز آشنایند، گویی تحریف خود را در اثر تکرار باور کرده اند،
به عنوان نمونه پس از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از فعالان سیاسی، مقیم واشنگتن، در مقاله ای با عنوان: « خواجه مُرد!» در باره هاشمی رفسنجانی و نقش او نوشته است:
 « باید قبول کرد که امضای ایشان در تمام تحولات و نشیب و فرازها و پیچش های تاریخی چهار دهه اخیر مملکت ما نمایان است . او بحق آدمی بود که از روح اله خمینی ، یک آخوند ساده دهاتی – تبعیدی یک ولی فقیه یکدنده و یک دیکتاتور سفاک تاریخی ساخت.»
پیداست نویسنده که روانشناس است. اما در دام هیجانی خام و احساسی اپوزسیون پسند افتاده است. نه تاریخ حوزه علمیه و مرجعیت را می شناسد. نه از سال های طولانی تدریس ایت الله خمینی در حوزه قم و نجف با خبر است. نه به تخصص و خبرگی ایشان در قلمرو فقه و اصول و حدیث و تفسیر و فلسفه و عرفان و ادبیات آگاهی دارد. نه از رابطه امام خمینی و هاشمی رفسنجانی با خبر است. به علل یا دلایلی کینه ای کهنه نسبت به انقلاب و امام دارد. در دنیای واهمهو ناسزا را در چنان واژگانی پرواز داده است.
امام خمینی کتاب شرح فصوص ابن عربی را در ۲۷ سالگی نوشته است. دستنوشته امام خمینی، نشانه ای از انضباط و هنرمندی یک روحانی جوان و دانشمند و هنرمند است. شیوه انشاء و عمق معانی و نیز خوشنویسی متن و حاشیه، نشانه شخصیتی تربیت شده و درس خوانده است.
در سال ۱۳۱۵ که حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم فوت می کنند. امام خمینی در همان وقت که ۳۴ ساله بوده اند. یکی از اساتید مطرح فقه و اصول و فلسفه و عرفان حوزه بوده اند. در دعوت از آیت الله سید حسین بروجردی به قم، نقش تعیین کننده داشته اند. در طول مرجعیت عام آیت الله بروجردی نیز در واقع رابط ایشان با حکومت بوده اند. به تهران می آمده اند و در جلسه های مجلس شورای ملی به عنوان شنونده مذاکرات شرکت می کرده اند.
از سویی امام خمینی فرزند یک خانواده متشخص و اعیانی با معیار های روزگار خود بوده است، خانه پدری ایشان در خمین، خانه فردی است که مرکز توجه و کانون رفت و آمد مردم بوده است. برج دیدبانی در خانه، اصطبل بزرگ برای اسب ها در طبقه اول، اتاق های متعدد و بزرگ، بخش های بیرونی و اندرونی، همه نشانه های یک زندگی ممتاز خانواده ای متشخص است. پیداست نه امام دهاتی است و نه ساده!
او با داشتن اندیشه ای روشن و افق دیدی دراز مدت، برای رژیم شاه، استقرار و بقا نمی دیده است. از این رو هم با روشنگری سیاسی، تبدیل به مهمترین شخصیت حوزوی مخالف سلطنت و محمد رضا شاه می شود. به تربیت شاگردان می پردازد، دو قلمرو فلسفه و اندیشه سیاسی را با شریعت و اندیشه فقهی به عنوان زمینه اصلی کار خود انتخاب می کند. یک بار هم به این نکته اشاره کرده است. که اندیشه او تلفیق اسفار صدرالمتالهین و جواهر الکلام شیخ محمد حسن نجفی است. در دهه چهل، نظریه ولایت فقیه را در درس های خود در نجف مطرح می کند.
ایت الله دکتر مهدی حائری یزدی در گفتگوهای خود که با عنوان تاریخ شفاهی دانشگاه هارواردو منتشر شده است. به موقعیت علمی امام خمینی در حوزه قم اشاره می کند. او که متولد ۱۳۰۲ خورشیدی بوده است. به شاگردی خود در نزد امام خمینی و دانش و تسلط ایشان بر فلسفه و عرفان اشاره می کند. همراه با نهضت اسلامی مرحله به مرحله از زمان ایت الله بروجردی تا نهضت نفت، تا نهضت پانزده خرداد، تا انقلاب اسلامی حرکت می کند. وقتی به منزل یا منزلت انقلاب اسلامی می رسد. رهبری او هیچ رقیب یا منازعی ندارد. چنین شخصیتی اخوند ساده و اخوند دهاتی است!؟
پیداست مخالفان از شیوه سخن گفتن امام که راحت و با لهجه اهالی خمین سخن می گفت. مثل سنت مرسوم حوزه، با تکیه بر لحن و کشیدن صدا و استفاده از واژه های رسمی و نامأنوس حرف نمی زد. این شیوه از نگاه ظاهر گرایان به آخوند ساده یا دهاتی تلقی شده است.
می بایست بین مردمی بودن و عوام بودن تفکیک و تمایز قائل شد. چنان که یرواند ابراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» به این نکته توجه داشته است:
« آیت الله خمینی را اغلب یک روحانی سنتی می دانند، ولی در واقع او از لحاظ نظریه سیاسی و استراتژی مردمگرای مذهبی خود، نو آور مهمی در ایران بود.»
( یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه، احمد گل محمدی- محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۴ ص ۵۹۱)
پیامبر اسلام در باره مؤمن این تعبیر را دارند که: « المؤمن کیس حذر فطن» انسان با ایمان، هوشمند، دوراندیش و باریک بین و زیرک است. امام خمینی یکی از مصادیق والای این روایت پیامبر اسلام است! صدها نشانه در سخن و سلوک اجتماعی و رهبری امام می توان جستجو کرد که بر این امر گواه است.
هرچند تحریف گران شخصیت و دانش و منش امام، ماجرایشان گاه مثل کسی است که خود را به خواب زده و بیدار نمی شود. اما به تعبیر طاهره صفار زاده:
در این دیار دودی
این داوران دودی شکل
بیهوده سنگ
بیهوده گِل،
به ساحت مهتاب می زنند…

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)