نقد تحریف مدرن اندیشه و سلوک امام خمینی (۴)


آغاز گر جنگ عراق و ایران؟

موضوع جنگ هشت ساله عراق و ایران، موضوعی نیست که رنگ فراموشی بگیرد و از یاد برود. سرفصل مهمی در تاریخ عراق و ایران و منطقه است. این پدیده را به عنوان یک پدیده مرکّب از زوایای مختلف می بایست نگریست. بدیهی است که هر جمعیت و یا حزب و یا گرایشی کوشیده است از زاویه دید خود، جنگ را تفسیر و نتیجه گیری کند. به تعبیر قرآن مجید:
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿المؤمنون: ٥٣﴾
این مضمون در آیه ۳۲ سوره روم نیز مطرح شده است. در سوره مؤمنون سخن از « زُبُراً» و در سوره روم سخن از « شِیَعاً» است. زُبُرا تاکید بر متن یا نوشته یا کتاب است و « شیعا » تاکید بر گرایش، این دو تعبیر مکمل یکدیگرند. از زمره همان میناگری های قرآن مجید است.
بدیهی است که هر گرایش یا گروهی قرائت و داوری خود را در باره آغاز جنگ دارد. به تعبیر مولوی: « هر یکی را تیغ و طوماری به دست!» این قرائت ها و داوری ها نه تنها «شباهت خانوادگی» به تعبیر ویتگنشتاین با یکدیگرندارند، بلکه تزاحم و تضاد هم در میان آن ها دیده می شود.. اگر داوری ها را فشرده و محدود کنیم. دو نگاه باقی می ماند: یکم جنگ را عراق شروع کرد و صدام آغاز گر جنگ بود. دوم: امام خمینی با بی توجهی و لجاجت موجب آغاز جنگ شد. یا دست کم می توانست مانع اغاز جنگ بشود و نشد.
برای این دو دیدگاه و داوری می توان ادعا ها و یا شواهد متعدد و متنوعی را بررسی کرد. بدیهی است که می بایست هر دو دیدگاه و داوری را با هم بسنجیم تا ببینیم، کدامیک شواهد دقیق تر، قراین و مستندات قویتر و از بُعد برهانی و عقلانی پذیرفتنی تر است و یا نیست.


یکم: نقش صدام و عراق در آغاز جنگ
****************

الف: روایت صلاح الدین عمر العلی


صلاح عمر العلی ( متولد، ۱۹۳۸) عضو شورای رهبری حزب بعث بوده است. سابقه وزارت فرهنگ و تبلیغات عراق را دارد. سال ها سفیر عراق در سوئد و اسپانیا بوده است. در سال ۱۳۵۸ ایشان نماینده دائم عراق در سازمان ملل بوده اند. راوی ماجرای ملاقات دکتر ابراهیم یزدی با صدام حسین در هاوانا هستند. کنفرانس اجلاس دوره ششم غیر متعهد ها در هاوانا در تاریخ ۳ تا ۹ سپتامبر ۱۹۷۹/ ۱۲ تا ۱۸ شهریور ماه ۱۳۵۸ برگزار می شود. از طرف ایران دکتر ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه در کنفرانس شرکت می کند. رئیس هیات عراقی با صدام حسین بوده است. به پیشنهاد هیأت ایرانی ملاقاتی بین صدام و یزدی برگزار می شود. صلاح عمر العلی که سابقه دوستی با صدام داشته است. در کودتای ۱۹۶۸، او تفنگ به دست در کنار صدام بوده است، که به کاخ ریاست جمهوری حمله می کنند. عبدالسلام عارف با هواپیمای نظامی از عراق می گریزد و بعثی ها بر عراق حاکم می شوند. در واقع صلاح تا مغز استخوان بعثی است و مورد اعتماد صدام. ایشان روایت خود از ملاقات صدام- یزدی را یک بار در گفتکو با غسان شربل روزنامه نگار لبنانی مطرح می کند. گفتگو ها در روزنامه الحیات منتشر شده است. غسان شربل این گفتگو را با سه گفتگوی دیگر در کتاب « العراق من حرب الی حرب» منتشر کرده است. صلاح عمر العلی، افزون بر این گفتگو با غسان شربل در گفتگوهای مفصلی که با احمد منصور مجری برنامه « شاهد علی العصر» در تلویزیون الجزیره داشته است. به همین ملاقات با تفصیل بیشتری اشاره کرده است. روایت دوم، روایت صدام حسین است که در گفتگوهایش در دورانی که دستگیر و زندانی شده بود، با خلیل الدلیمی مطرح کرده است. روایت سوم، روایت ابراهیم یزدی در جلد چهارم خاطرات ایشان است. البته روایت رسمی ملاقات هم جزو اسناد وزارت خارجه ایوان و نیز عراق است.
صلاح می گوید: از هیأت ایرانی با من تماس گرفتند که وزیر خارجه ایران تمایل دارد ملاقاتی با صدام داشته باشد. مطابق رسم تشريفات و مراتب، پیشنهاد را با سعدون حمادی وزیر خارجه وقت عراق مطرح کردم. موافقت نکرد. موضوع را با صدام در میان گذاشتم، پذیرفت، ابراهیم یزدی و هیأت ایرانی به محل اقامت صدام، رزیدانس سفیر عراق در هاوانا آمدند. ملاقات بسیار مثبت و خوب بود. یزدی پیشنهاد کرد، که از طرف عراق و ایران هیأت هایی علنی یا سرّی تبادل نظر داشته باشند. صدام پذیرفت. من ابراهیم یزدی را مشایعت کردم. وقتی باز گشتم، دیدم صدام وارد محوطه باغ محل اقامت شده است. با هم قدم زدیم. روی صندلی های کنار استخر نشستیم. سکوت بود. صدام کفت: صلاح توی فکری!؟
گفتم: ملاقات بسیار مثبتی بود. ما و ایران می بایست روابط دوستانه و صلح آمیز داشته باشیم. سرمایه های دوکشور صرف توسعه شود. توسعه آموزشی و علمی و… صدام سکوت کرده بود. ناگاه رو به من کرد و گفت: «ببین صلاح، متوجه باش! ما الان با یک فرصت طلایی روبرو هستیم، ممکن است در هر صدسالی یک بار چنین فرصتی دست دهد، می توانیم سر ایرانی ها را به سنگ بکوبیم. اهواز و محمره را آزاد کنیم. بر شط العرب اعمال حاکمیت کنیم. هر صد سالی یک بار چنین فرصتی دست می دهد. دیگر نشنوم از صلح با ایرانی ها صحبت کنی!»
صلاح عمر العلی برای موضع صدام این تفسیر و استنتاج را دارد. صدام در واقع سال ها منتظر چنین فرصت طلایی بود تا خود را از زیر بار مسئولیّت امضای معاهده سال ۱۹۷۵ الجزایر نجات دهد. افزون بر آن فرصتی پیش آمده بود، که صدام رهبر قدرتمند منطقه ای و چنان که آرزو داشت صلاح الدین ایوبی جدید و یا جمال عبدالناصر شود.

ب: روایت حسن العلوی

حسن العلوی ( متولد، ۱۹۳۶) نویسنده و روزنامه نگار و شخصیت سیاسی نزدیک به صدام بوده است. زمان حسن البکر به صدام بسیار نزدیک بود. او را محمد حسنین هیکلِ صدام می خواندند. یک دوره هم نماینده شیعه در مجلس عراق بود. تا مغز استخوان بعثی است. روزی در دفتر عبدالمحسن تویجری که به صرف شام و گفتگو دعوت داشتیم، بحثمان در گرفت. به حسن العلوی گفتم: نمی دانم اعتقاد من به خداوند متعال قوی تر است یا اعتقاد تو به صدام حسین! با این تفاوت که خداوند حیّ لا یموت است و صدام جزو اموات. حسن العلوی به خاطره بسیار مهم و حساسی اشاره می کند. اگر در خاطره صلاح عمر العلی، تاریخ اندیشه و بلکه تصمیم صدام برای جنگ علیه ایران به شهریور ۱۳۵۸ می رسد. در روایت حسن العلوی، او ماجرایی را تعریف می کند که در تاریخ هفته آخر بهمن ماه ۱۳۵۷، یعنی درست در هفته اول پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است. به گمانم خاطره حسن العلوی را بایست کلمه به کلمه بلکه حرف به حرف خواند و تأمل کرد. حسن العلوی نوشته است: در همان هفته که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شده بود، جرج براون( در گذشته ، در سال ۱۹۸۵، وزیر خارجه سابق انگلستان و لابی صدام با دولت انگلستان و نیز رابط او با شاپور بختیار و ژنرال غلامعلی اویسی) به بغداد آمد و با صدام ملاقات کرد. روز بعد با صدام به منطقه جنوبی مثلث مرزی عراق - کویت- ایران رفتیم. صدام از فرمانده نظامی منطقه خواست که نقشه منطقه مرزی را بیاورد. فرمانده عذر خواهی کرد که هنوز نقشه های جدید به دستشان نرسیده و نقشه موجود از زمان ملک غازی بن فیصل( در گذشته ۱۹۳۹) پادشاه سابق عراق است. نقشه را روی میز باز می کنند. صدام می پرسد: « از کدام نقطه می توانیم به ایران حمله کنیم!؟ » فرمانده نقطه ای را روی نقشه نشان می دهد. (۲)

پی نوشت:
*****
(۱) غسان شربل، العراق من حرب الی حرب، صدام مرّ من هنا، نسخة مجمعة من جریدة الحياة،۲۰۱۰، ص ۳۰۷ تا ۳۱۴
الجزیره، برنامج: شاهد علی العصر، احمد منصور، صلاح عمر العلی قسم ۸
https://www.youtube.com/watch?v=8jBGxizY7w8

(۲) حسن العلوی، اسوار الطین، من عقدة الكويت و ايدلوجيا الضم، بيروت، دارالكنوز،۱۹۹۵ ص ۱۱۱

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)