نقد « تحریف مدرن» اندیشه و سلوک امام خمینی (۱۶)


ز- روایت موسی الموسوی
می بایست عراق و یا رژیم صدام وانمود می کرد که از طرف ایران تهدید می شود. ایران می خواهد انقلاب خود را به عراق و دیگر کشورهای منطقه صادر کند. پرونده سازی از بهانه های ریز و درشت فراهم شده بود؛ تا چنان چه عراق به ایران حمله کرد، که آن حمله بر اساس استراتژی صدام بود که از بهمن ۱۳۵۷ در صدد انجام آن بود. و آن برنامه پشتیبانی امریکا و انگلستان و کشورهای عربی منطقه را نیز به همراه داشت. می بایست فضای روانی- تبلیغاتی طراحی شود، که صدام ناگزیر از حمله بوده است. در ساخت و سازماندهی چنین فضای تبلیغاتی- روانی برخی افراد نقش برجسته داشته اند. به عبارت دیگر از سوی صدام ماموریت داشته اند که وانمود کنند، ایران آغازگر جنگ بوده است. موسی الموسوی نوه آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع بزرگوار تقلید، از جمله کسانی است که چنین نقشی را ایفا کرده است. در دوران جنگ موسی الموسوی سه کتاب منتشر کرد. در اوایل انقلاب سفری به ایران داشت. می گوید پیامی از صدام برای امام خمینی و مسئولان کشور از جمله ابرالحسن بنی صدر داشته است. آشفتگی در مطالب او آشکار است. محور های مواضع موسی الموسوی را می توان به این شکل صورت بندی نمود:
یکم: امام خمینی و ابوالحسن بنی صدر و ارتش ایران آماده اشغال عراق و بغداد و سرنگونی حکومت صدام حسین بودند.
این مضمون با عبارت های مختلف در کتاب « الثورة البائسة» آمده است. به عنوان نمونه:
« بحران ایران و عراق به مرحله بسیار خطرناکی انجامیده است، وقتی خمینی در پیام رادیو- تلویزیونی خود گفت، بغداد را ظرف چهار ساعت اشغال خواهد کرد. و بنی صدر نیز گفت، او نمی تواند ارتش ایران را از تهاجم به عراق و اشغال پایتخت عراق باز دارد.» (۳۶)
امام خمینی تا پیش از حمله عراق، هیچکونه پیامی مبتنی بر تقابل با رژیم عراق و یا تسخیر بغداد نداشته اند. بعد از آغاز جنگ هم در پیام های امام، خطاب به ملت عراق توصیه کرده اند که همانند ملت ایران خود را از ستم دیکتاتوری صدام و نظام بعثی آزاد کنند. این مضمون مطلقا به معنای حمله ایران به عراق و بدون هیچ اشاره ای به اشغال بغداد است. توجه و تأکید امام بر ملت ها، قدر مشترک بسیاری از پیام های ایشان است. می توان دو پیام ایشان که هر دو پیام با فاصله هشت سال ، خطاب به احمد حسن البکر نوشته شده است، توجه داشت. پیام نخست در تاریخ دوم دی ماه ۱۳۵۰ هنگامی است که دولت عراق ده ها هزار نفر از ایرانیان ساکن عراق را از عراق اخراج کرد، این ایرانیان مظلوم به « معاودین» مشهور شدند. در دوران دانشجویی ام در دانشگاه اصفهان ( ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶)تعداد قابل توجهی از جوانان ایرانی رانده شده از عراق که رژیم بعثی حسن البکر و صدام به خانواده های آنها فرصت نداده بود که خانه های خود را بفروشند و یا بتوانند اموالشان را مدیریت کنند. در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده بودند. در دوران دانشجویی با همین دانشجویان هم اتاقی بودم. سید عدنان حسینی و ابراهیم اواک از جمله آنان بودند. مکالمه عربی را از آن ها می آموختم. در واقع اتاق ما کندوی زنبور عسل دانشجویان معاود بود. زبان رسمی اتاق ما عربی با لهجه عراقی بود. فرصتی بود تا از عراق و رژیم بعثی اطلاعات بیشتر و بی واسطه ای پیدا کنم.
در پیام دی ماه ۱۳۵۰امام، تمام توجه و تأکید بر شیوه مواجهه با ملت ها و توصیه به احمد حسن البکر مبنی بر عدم اعمال خشونت نسبت به ایرانیان است:

     «…پس از اهدای سلام، لازم است تذکراتی دهم که امید است به صلاح مسلمین و خصوص دولت عراق باشد.
     در این عصر که تمام دولتها حتی دول بزرگ کوشش می کنند که جلب انظار ملتها را بنمایند و برای خود و ملت خود وجاهت تحصیل کنند و صوت عدالت خود را به اسماع عالمیان برسانند، مصلحت نیست دولت عراق دست به کاری زند که در بین ملتهای آزاد جهان خصوصاً مسلمین، انعکاس ناروایی داشته باشد. در عصری که دولتها به انواع تبلیغات می خواهند بر متحدین و متفقین خود بیفزایند و ملتها را به بلوک خود متصل کنند، صلاح نیست دولت عراق ملت های بزرگ را از خود برنجاند و موجب تبلیغ برضد خود شود. ملت ایران، خود را از ملت عراق جدا نمی کند.د، و در مشکلاتی که برای این مملکت اسلامی پیش آمده در رأس مدافعین و مجاهدین بوده است. از مجاهدات علمای اعلام ایران که دررأس آنها مرحوم آیت الله آقا سید محمدکاظم یزدی و مرحوم آیت الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی ـ قدس سرّهماـ بوده اند، مدت زیادی نمی گذرد. مسلمین به حکم اسلام باید ید واحده باشند که بتوانند دست اجانب و مستعمرین را از دخالت در کشور خود قطع کنند. با قطع نظر از جهات سیاسی، از نظر اقتصاد نیز اخراج یک امت بزرگ و سرمایه های آنها که موجب رشد اقتصادی است، برخلاف صلاح است. دولتهایی که دارای سرمایه های هنگفت هستند، خود را از جلب سرمایه های خارجی و جلب سیاح، بی نیاز نمی دانند و اعتماد به سرمایه های خود نمی کنند، مصلحت نیست ملتهایی را که در اوقات آزاد در هر سال هزاران نفوس از آنها برای زیارت اعتاب مقدسه در این مملکت وارد می شوند و در اقتصاد آن تأثیر بسزا دارند، از خود براند. به نظر اینجانب این عمل  با این شدت و خشونت که مأمورین انجام می دهند، در این سرمای مرگبار که زنها و اطفال در معرض هلاک هستند، به حیثیات سیاسیه و به اقتصاد مملکت صدمه می زند. با توجه به این جهات و جهات دیگر انتظار می رود که در این امر تجدید نظر شود و مراعات اخوت اسلامی که مورد سفارش اکید خداوند متعال و حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ است، بشود. والسلام.» (۳۷)
پیام دوم در تاریخ ۲۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ منتشر شده است. انقلاب اسلامی در ایران پیروز شده است. رفراندوم جمهوری اسلامی برگزار شده و نظام جدید جمهوری اسلامی ایران صورت و ساختار کلی اش روشن شده است. در پاسخ تلگرام تبریک احمد حسن البکر، امام خمینی نوشته اند:


     « پیام مودت آمیز آن جناب در مورد استقرار جمهوری اسلامی واصل و موجب تشکر شد. نهضت انفجاری ایران در اثر دیکتاتوری و اختناق و فشار رژیم پهلوی هشداری بود برای همۀ مستکبرین در مقابل مستضعفین. من امیدوارم همۀ دولتها با ملتهای خود با مسالمت رفتار کنند. دولتها باید در خدمت ملتها باشند و ملتها پشتیبان آنان، تا آسایش برای همگان باشد. عاقبتِ اختناقها انفجار است و آن، نه صلاح ملت است و نه صلاح دولت. خداوند تعالی توفیق سِلْم و سعادت به همه عنایت فرماید. والسلام علیکم.» (۳۸)
در واقع جوهر پیام امام همانی است که در پیام دی ماه ۱۳۵۰ اشاره کرده بودند.
در فاصله پیام امام به حسن البکر تا اغاز جنگ تحمیلی، در واقع صدام حسین، حسن البکر را در ۲۶ تیرماه ۱۳۵۸ بر کنار و از صحنه حذف کرده بود. حسن البکر در خانه تحت نظر بود و سه سال بعد مسموم شد. صدام در درون حزب بعث دست به تصفیه خونین زده بود. بیش از پانصد نفر از افسران ارشد و رهبران حزب بعث در تصفیه خونین صدام حسین اعدام شدند. صدام زمینه و شرایط نظامی و سیاسی را برای حمله به ایران آماده کرده بود.
وقتی تهاجم گسترده زمینی و هوایی ارتش عراق به ایران انجام شد. امام خمینی در پیامی در تاریخ ۲ مهرماه ۱۳۵۹ از ملت و ارتش عراق خواستند که علیه رژیم صدام حسین قیام کنند. به روشنی حساب ملت و حتی ارتش عراق را از نظام بعثی جدا کردند.
     ملت شریف و مبارز و مسلمان عراق، ارتشیان رزمنده، افسران و درجه داران و سربازان مسلمان عراق. کارگران و کارمندان مسلمان عراق! شما همه از نزدیک جنایتها و خیانتهای حزب کافر بعث را دیده و می بینید. شما تلخی حکومت کافر بعثی را چشیده اید. شما می دانید که صدام حسین و رفقای کافر او تابع میشل عَفْلَقْ ملحد و نوکر چشم بستۀ صهیونیسم و امپریالیسم به امر اربابان جهانخوار خود به ایران و ملت ایران ـ که باالله اکبر و پشتوانۀ اسلام عزیز کفار را از میهن خود راندند ـ حمله نموده و بی رحمانه برادران ایمانی شما را به قتل می رسانند. شما می دانید که این جنگ بین ایران و بعثیهای عراق، جنگ بین اسلام و کفر و قرآن کریم و الحاد است. از این جهت، بر همۀ شما و ما مسلمانان جهان لازم است از اسلام عزیز و قرآن کریم دفاع کنیم و این خیانتکاران را به جهنم بفرستیم. اکنون تکلیف شرعی، الهی، انسانی شما آن است که در هر محلی هستید به ضدیت و کارشکنی برآیید. ارتش عراق به ارتش ایران ملحق شود؛ و امروز نزدیک به صد نفر از درجه داران و افسران و رزمندگان عراق به ایران آمده و در آغوش اسلام قرار گرفته اند. و باید ارتش عراق بداند که ایران با آغوش باز از برادران ایمانی ارتشی عراقی خود پذیرایی و پشتیبانی می کند. باید به حسب تکلیف شرعی کارگران از هر طبقه که هستند و کارمندان در اداره که می باشند با اعتصابها و مخالفتها خدمت خود را به اسلام عزیز و قرآن کریم نشان دهند…

شما برادران ارتشی و غیر ارتشی و همۀ قوای مسلح از عمل ملت ایران که با دست خالی قدرت شیطانی ابرقدرتها را در هم شکست، عبرت بگیرید و از شیطان بزرگ و کوچک نهراسید، و برای دفاع از اسلام و کشورهای اسلامی بپاخیزید. خداوند با شما است. اِنْ تَنْصُرُوا الله َ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ والسلام علیکم و رحمة الله .» ( ۳۹)


پی نوشت:
*******
(۳۶). موسی الموسوی، الثورة الباذسة، ص ۸۰
(۳۷) امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲ ص ۴۰۳ و ۴۰۴
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c207_41386/
ا%D9%90
( ۳۸) همان، ج ۱ ص ۹۹
(۳۹) همان، ج ۱۳، ص ۲۳۰

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)