نقد تحریف مدرنِ سخن و سلوک امام خمینی (۴۲)

فرانسه
(۴)

فرانسه را می توان سومین و یا حتّی دومین منبع مهم و اصلی تأمین اسلحه و مهمات برای عراق در جنگ هشت ساله عراق با ایران به شمار آورد. فرانسه نیز مانند شوروی و چین، به عراق هواپیما های جنگی، هلی کوپتر، تانک، و موشک و سامانه های موشکی و توپ می داد. می توان اندکی با دقت بیشتر از پشتیبانی فرانسه سخن گفت. ممکن است چین را از نظر کمّی بعد از شوروی دومین تأمین کننده استراتژیک اسلحه برای عراق تلقی کنیم. اما واقعیت این است که در دهه ۸۰ میلادی، کیفیت اسلحه ساخت فرانسه متفاوت و برتر بود. می توان در تبیین حمایت فرانسه از عراق به چند نکته اشاره کرد:
یکم: حزب بعث عراق با سوسیالیست های فرانسه رابطه خوبی داشتند. میشل عفلق درسخوانده سوربن، فرانکوفیل و سال های طولانی مقیم فرانسه بود. در واقع ایئولوژی حزب بعث که در واقع سوسیالیسم عربی بود، به گرایش سیاسی سوسیالیست های فرانسه که در دوران جنگ عراق با ایران بر فرانسه حاکم بودند. قرابت بیشتری از گرایش دینی و انقلابی نظام جمهوری اسلامی داشت.
دوم: بعد از پیمان سایکس-پیکو نزدیک به ۲۴ ٪ نفت عراق در اختیار فرانسه قرار می گرفت. بعد از ملی شدن نفت عراق در سال ۱۹۷۲، دولت بعثی عراق بر اساس معاهده ای به انعقاد قراردادهای نظامی وصنعتی با فرانسه پرداخت.
سوم: فرانسه اگر جه با پذیرفتن امام خمینی در پاریس، نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری امام واکنش مثبت نشان داد. منتها دولت فرانسه گمان نمی کرد که امام خمینی بی درنگ پس از گریز شاه از ایران، به ایران بازگردد و مهمتر از آن گمان نمی کرد، نظام سلطنتی به آن فوریت یعنی ۳۷ روز پس از خروج شاه در روز ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ سرنگون شود. انقلاب پیروز شد. فرانسه خود را با پدیده انقلاب مواجه دید. فرانسوی ها که خود تجربه انقلاب و حکومت ترور و نصب گیوتین در میدان های پاریس و شهر های بزرگ را داشتند، و به مدت ندیم به یک سال هر روز صد ها نفر را در میدان ها با گیوتین گردن زده بودند؛ به محض اعدام برخی از مهمترین عناصر نظام شاه، به ویژه امیرعباس هویدا که یک شخصیت فرانکوفیل مشهور بود و با روشنفران فرانسه به ویژه با ژان پل سارتر روابط دوستانه داشت. مسعود بهنود از بردن پیام هویدا برای سارتر و ملاقات با سارتر روایت جذابی دارد. فرانسه لائیک، بلکه لائیک رادیکال، نمی توانست نسبت به اعدام امیرعباس هویدا و سقوط دولت بختیار و حذف حلقه های فرانکو فیل ها از حاکمیت ایران، خشنود باشد. عباس میلانی در کتاب معمای هویدا نوشته است شاه و هویدا وقتی می خواستند با هم درد دل کنند، به فرانسه حرف می زدند ، در مواقع دیگر هم معمولا به انگلیسی و یا فرانسه صحبت می کردند. در واقع زبان اول شاه و زبانی که با آن در دبستان و دبیرستان می آموخت زبان فرانسه بود. هویدا هم زبان فارسی را بعدها در نوجوانی آموخته بود. عباس میلانی در تفسیر این رویکرد شاه و هویدا که از زبان مادری یعنی زبان فارسی کمتر استفاده می کردند. نوشته است، آن ها زبان فارسی را به خوبی فرانسه نمی دانستند. « عادت هویدا شده بود که بسیاری از گفتگوهای محرمانه و مهم اش را به زبان فرانسه یا انگلیسی انجام دهد. گاهی حتی هنگام گفتگوی عادی با همکارانش از زبان فرانسه استفاده می کرد. با انتظام اغلب به زبان فرانسه حرف می زد. شاه هم مانند هویدا فرانکوفیل بود. فرانسه را بهتر از فارسی صحبت می کرد. اغلب با هویدا به فرانسه و یا انگلیسی صحبت می کرد. گویی هر دو در وطن خود مهاجری بیش نبودند. مأمن فرانسه و اروپایی بود که در عالم
خیال پرورانده بودند.» (۱)
جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که برگزار شد، در حقیقت جشنی فرانسوی بود. چادرهای نصب شده، به عنوان محل اقامت سران کشورها، فرانسوی با دکوراسیون فرانسه بود. غذا ها و شیرینی و قهوه و شراب و خدمتکاران همه فرانسوی بود. والری .ژیسکاردستن، در کتاب خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده است. (۲)
فرح پهلوی شهبانوی ایران کمتر از شاه فرانسوی نبود. اسدالله علم از جشن تولد فرح پهلوی در بیرجند روایت می کند. کیک جشن تولد را از پاریس سفارش داده بودند. غذا را هم آشپز فرانسوی در بیرجند برایشان طبخ کرده بود.زبان اول فرزندان شاه و شهبانو، فرانسه بود. در خانه با پرستاران فرانسوی زندگی می کردند. بچه ها به شاه می گفتند: پاپا! امیر اصلان افشار می گوید: « شاه از کاخش به طرف دفتر کارش در سعد آباد می رفت. در مسیر ناگاه ولیعهد سر راه ماشین شاه را گرفت و داد زد: پاپا پاپا! تلویزیون یه فیلم نشون داد، که شاه مکزیکو کشتن!»
شاپور بختیار نخست وزیر ۳۷ روزه پس از شاه بیش از شاه و هویدا فرانسوی بود. زن فرانسوی به نام مدلین داشت، پسرش افسر پلیس فرانسه بود. برای فرزندانش نام های فرانسوی پاریس، پاتریک و ویوین انتخاب کرده بودند. پیداست ریشه خود را در ایران نمی دید. انتخاب نام فرزند، در واقع نماد هویت ملی یا مذهبی انسان است.
با پیروزی انقلاب اسلامی هم نسل دیگری از فرانکو فیل ها وارد کشور شدند و یا به قدرت رسیدند. شاخص ترین ان ها ابوالحسن بنی صدر و تیم او به ویژه احمد سلامتیان بود. سلامتیان انتخاب اول بنی صدر به عنوان نامزد نخست وزیری بود، که مجلس دوره اول موافق نبود. در تحولات ناشی از سال های ابتدای انقلاب و تقابل سال ۱۳۶۰ بین گرایش انقلابی و گرایشی که خود را لیبرال می خواند، تمامی شخصیت های فرانکوفیل نظام پهلوی و نیز اشخاصی مانند ابوالحسن بنی صدر به شکل طبیعی قرارگاه و پناهگاه خود را فرانسه انتخاب کردند. مهشید امیرشاهی در رمان-خاطره « در سفر» به شرح حضور جماعت اپوزسیون در پاریس پرداخته است. ساماندهی اردوگاه تمرین نظامی اپوزسیون یکی از فصل های درخشان رمان است. می توان گفت تا به حال همان فصل گویاترین تفسیر ماهیت و کارنامه اپوزسیون برانداز بوده و هست.
جنگ که شروع شد. والری ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه بود. طارق عزیز در ماه های نخست جنگ سفری به پاریس داشت. ژیسکار دستن به صراحت به طارق عزیز گفته بود: « در پشتیانی از دولت عراق فرانسه با تمام توان عمل خواهد کرد و هیچگونه کاستی از جانب فرانسه صورت نخواهد گرفت.» این موضع البته با موضع سخنگوی وزارت خارجه فرانسه متفاوت بود؛ ماهیت موضع یکی بود، ادبیات و صورت بندی متفاوت بود. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت: « ما با هیچ طرف درگیر در جنگ عراق و ایران دشمنی نداریم. با عراق مطابق قراردادهایی که داریم، عمل می کنیم. انجام این قراردادها به معنای دشمنی با ایران نیست. (۳)
بسیار بعید به نظر می رسد که شاپور بختیار و دیگر عناصری که همگی فرانکوفیل بودند و در شورای مقاومت و دولت در تبعید بختیار فعال بودند و حقوق می گرفتند. در ارتباط و هماهنگی با بخش سیاسی و حتی امنیتی و اطلاعاتی دولت فرانسه نبوده باشند. وقتی دولت فرانسه برای جوان ماجراجوی ساده لوحی مثل روح الله زم، چنان آدابی قائل است، چگونه غلامعلی اویسی و شاپور بختیار و مسعود رجوی و … می توانسته اند، مستقل عمل کنند؟ بدیهی است که دستگاه اطلاعاتی فرانسه حتما به نحو کنترل شده تمامی تلفن ها و ایمیل ها و رفت و آمدها و تماس های افراد اپوزسیون جمهوری اسلامی را رصد کرده و می کند. آیا نتیجه این رصد و تماس این بوده است که دولت فرانسه نیز فریب اپوزسیون ایران را خورده است و باور کرده است، که نظام جمهوری اسلامی به زودی سرنگون خواهد شد؟ حوادث هفتم تیر ماه و هشتم شهریور ماه ۱۳۶۰ را از دید ناظر خارجی وقتی بررسی کنیم. شبهه تقویت می شود، آیا نظامی که رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس دستگاه قضایی و تعداد قابل توجهی از وزیران و نمایندگان مجلسش در دوحادثه انفجار کشته شدند و در گیر جنگ تمام عیار با عراق است و در درون حاکمیت دچار بحران و انشقاق ویران کننده است، امکان بقا پیدا می کند؟ فرصتی بود تا فرانسه با پشتیبانی همه جانبه از عراق و اپوزسیون برانداز برای خود در دولت بعدی ایران زمینه و جای پای مستحکمی داشته باشد.
در پشتیبانی رژیم عراق دولت فرانسه تا بدانجا پیش رفت که هواپیما های سوپراتاندارد را به عراق اجاره داد! همه می دانند که پول اسلحه را بایست اول نقد پرداخت کرد، تا در زمان پیش بینی شده، اسلحه تحویل گرفته شود. عراق نه تنها از اعتبار دولت فرانسه نیز استفاده می کرد، به گونه ای که در پایان جنگ بیش از سه میلیارد دلار به فرانسه بدهکار بود، بلکه از ۵ فروند هواپیمای جنگی سوپر اتاندارد (با موشک های اِ- ام ۳۹ ) اجاره ای فرانسوی هم استفاده کرد. که امر بی سابقه ای در تاریخ جنگ بوده است. نشانه ای که دولت فرانسه برای پشتیبانی از عراق و شکست دولت ایران، دیگر کاری نمانده بود که از دستش ساخته باشد و انجام نداده باشد. حدود ۴۰٪ تولیدات نظامی فرانسه به عراق تحویل داده می شد. روزنامه لوموند ارزش اسلحه ای که فرانسه در اختیار عراق قرار داد، در دوره چهارساله از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ بیش از ۵ میلیارد دلار برآورد کرده است. (۴)
همان سخن ژیسکاردستن که به طارق عزیز گفته بود: « ما از عراق با تمام توانمان حمایت می کنیم و چیزی کم نمی گذاریم.» به همین خاطر در همان ماه نخست جنگ که آشکار شد، نیروی هوایی عراق نمی تواند در برابر نیروی هوایی ایران برتری داشته باشد، به سرعت فرانسه عراق را با تعداد بیشتری هواپماهای میراژ و سوپراتاندارد تجهیز کرد و خلبانان عراقی در فرانسه اموزش دیدند و بیش از هزار نفر از کارشناسان نظامی فرانسوی به عراق رفتند تا در زمینه یگان های موشکی و ضد هوایی و جنگ الکترونیکی ارتش عراق را حمایت کنند.اگر این تعبیر را به کار ببریم که دولت فرانسه در جنگ عراق با ایران، عملا علیه ایران وارد جنگ شده بود، تعبیری مبالغه آمیز نیست.


پی نوشت:
********
(۱) عباس میلانی، معمای هویدا، تهران، نشر اختران، ۱۳۸۰ ، ص ۲۱۹
(۲) والری ژیسکاردستن، قدرت و زندگی، محمود طلوعی، موسه پیک ترجمه و نشر، ۱۳۶۸، ص۷۶
(3) Iran-Iraq war, Piere Razoux, P 88

(4) http://countrystudies.us/iraq/99.htm

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)