نقد تحریف مدرن سخن و سلوک امام خمینی ( ۴۴)

نقش کشورهای عربی در جنگ ایران و عراق


کشورهای عربی را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
۱: کشورهایی که از عراق حمایت آشکار مالی، سیاسی و تبلیغاتی کردند.
۲: کشورهایی که حمایتشان ضمنی و سیاسی بود، اما امکان کمک مالی نداشتند.
۳: کشورهایی که از ایران حمایت کردند.
صدام بسیار کوشید تا جنگ را به عنوان جنگ عرب و فارس، یا اسلام و مجوس جلوه دهد. در وجه اول یعنی جنگ عربی - فارسی، کشور سوریه و الجزائر و تا حدودی لیبی و عمان با مواضعی که داشتند در دام دوگانه سازی و جنگ فرشته و دیو و عرب و ایرانی که صدام و میشل عفلق به عنوان نظریه پرداز حزب بعث بر ان پای می فشردند، ابطال کردند. به همین خاطر در اجلاس رهبران عرب در امام پایتخت اردن، غیر مستقیم انتقاد ملک حسین متوجه سوریه بود. در جلسه روز ۲۲ نوامبر سال ۱۹۸۰، در ست دو ماه بعد از اغاز جنگ و فرونشستن تب و هیجان پیروزی زودرس که صدام آرزویش را داشت. در جلسه سرّی با فرماندهان، صدام حسین وقتی موضوع موشک های اسکاد روسی که دولت لیبی و سوریه در اختیار ایران قرار داده اند، مطرح می شود. رئیس ستاد ارتش می گوید: « کارشناسان روسیه می توانند تشخیص بدهند که موشک های « آر-۱۷» در اختیار لیبی بوده است و یا سوریه و این ماجرا به یک رسوایی می انجامد.» صدام می گوید: این کشورها که پنهانی علیه عراق اقدام می کنند، از اشکار شدن کمک هایشان پرهیزی نخواهند داشت.» آن گاه صدام در باره موضع لیبی و سوریه از موضعی حق به جانب ، از برتری انسانی و اخلاقی عراق سخن می گوید:
« ضرب المثل عربی می گوید: چطور ممکن است یک عرب علیه برادر عربش پنهانی اقدام کند؟ این ها که علیه برادران عرب خود موضع گرفته اند، غرق خواهند شد. وقتی انسانی غرق شد، بی نهایت خطرناک می شود.» (۱)

۱-۱
عربستان

عربستان به دلايل و علل مختلف از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگون شدن نظام سلطنتی نسبت به انقلاب اسلامی نظر و رویکرد مثبتی نداشته و ندارد. در عربستان نظام پادشاهی برقرار است، نظامی که با حکومت خانوادگی و قبیله ای آمیخته شده و با نفت و ثروت هنگفت ناشی از فروش نفت و وابستگی به امریکا هویت پیدا کرده است. محمد رضا شاه پهلوی روابط نزدیکی با خاندان آل سعود داشت، به حدی كه گاه در اختلافات داخلی خاندان و برادران نقش بازی می کرد، سقوط محمدرضا شاه، این پیام را به همراه داشت که پایه نظام های پادشاهی بر ریگ روان است.
محور دوم، که بسیار اهمیت دارد، در ایران نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر نظریه سیاسی ولایت فقیه در شیعه شکل گرفت. چنان که می دانیم در عربستان نظریه و گرایش وهابیت حاکم است. این گرایش نه تنها نظر مثبتی به شیعه ندارد، بلکه پیشوایان وهابی گرایش شیعه را به کفر متهم و منتسب می کنند.
محور سوم: عربستان همیشه در صدد بوده است که رهبری کشورهای عضو اپک، بلکه رهبری کشورهای اسلامی را بر عهده بگیرد. بعد از پیمان کمپ دیوید بین ممصر و اسرائیل و منتفی شدن نقش مصر و حتی انتقال مرکز جامعه عربی از قاهره به تونس، عربستان کوشید به اتکای درآمد های نجومی نفتی، با ساختن مساجد و تربیت عالمان وهابی و اعزام آن ها به سراسر جهان اسلام، زمینه رهبری عربستان در جهان اسلام را فراهم کند. بدیهی بود که عربستان نمی توانست در کشورهایی که آئین شیعه در آن ها نفوذ و یا اکثریت داشت، اقبالی داشته باشد. زمینه و فضای دینی و سیاسی که در عربستان حاکم است، عالمان دینی نمی تواندد برخلاف نظر دولت موضعی اتخاذ کنند. همگی به نحوی از دولت حقوق دریافت می کنند. و همواره حرف حكومت را مي زنند. این فضا با اهداف صدام و فرصت شناسی او برای حمله به ایران، متناسب و هم جهت بود. به همین دلیل صدام حدود يك ماه پيش از حمله به ايران به رياض رفت و تصميم خود مبني بر حمله به ايران را با ملك خالد پادشاه وقت عربستان در ميان نهاد. ملك خالد به صدام قول حمايت داده بود. اين حمايت مي تواند، با توجه به موضع آمريكا در تشويق صدام به جنگ ، نقش ملک حسین در لابیگری آمریکا، حادثه اشغال ممسجدالحرام در مکه توسط گروه مسلح جهیمان، و دیگر نکاتی که اشاره کردم، عربستان را در موضع همراهی و همدلی با صدام قرار می داد. این همراهی به حدی بود که در دوران جنگ، عربستان ۶۰ میلیارد دلار در اختیار صدام حسین قرار داد. صدام انتظار داشت که حتی با اشغال کویت همچنان عربستان را در کنار خود داشته باشد!؟ چگونه صدام چنین می اندیشید و چرا عربستان در دام صدام افتاد و ۶۰ میلیارد دلار و نیز اعتبار سیاسی و روابط دوجانبه مبنی بر احترام با ایران را قربانی کرد؟ گرچه غازی قصیبی این فرمول را ساخته بود که : « عربستان از عراق حمایت می کند، اما با ایران هم دشمنی ندارد!»
ملک خالد، که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۲ پادشاه عربستان بود. ولیعهدش امیر فهد، نقش درجه اول به ویژه در سال هاس پایانی پادشاهی ملک خالد داشت. امیر فهد نسبت به آغاز جنگ و ورود ارتش عراق به خاک ایران، نظری متفاوت از ملک خالد داشته است. این نظر را او به صدام گفته بود. به روایت امیر ترکی بن فیصل که از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۱ رئیس «استخبارات العامه»، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی عربستان بود، به تفصیل رویکرد فهد و نصیحت او به صدام را در برنامه «الصندوق الاسود» توضیح داده است. فهد به صدام می گوید: « اگر وارد خاک ایران بشوی، کشوری که اکنون دچار اختلافات داخلی و آشوب است، به سرعت اختلافات خود را کنار می گذارند. ملتی شصت میلیونی در برابر ارتش عراق مقاومت می کنند. ارتش عراق نمی تواند با چنین مقاومتی به پیروزی برسد.» ترکی فیصل می گوید، وقتی عراق در جبهه با شکست های خرد کننده ای روبرو شد، به ملک فهد- پس از مرگ ملک خالد، فهد پادشاه شده بود.- گفته بود: « می بایست به نصیحت شما در باره ورود به ایران گوش می کردم.» (۲)
حادثه اشغال حرم مکی، توسط گروه مسلح جهیمان عتیبی، می تواند به عنوان نقطه عطفی در رویکرد سیاسی عربستان به شمار آید. این گروه حرکت و یا نهضت خود را از سحرگاه روز اول محرم سال ۱۴۰۰ هجری قمری( ۳۰ ابان ماه ۱۳۵۸) با اشغال مسجدالحرام آغاز کرد. یعنی درست دو هفته بعد از اشغال سفارت امریکا در تهران، توسط دانشجویان انقلابی و احساساتی پیرو خط امام! جهیمان اعلام کرده بود که مهدی منتظر ظهور کرده است. چنان که می دانیم باور به مهدی منتظر خاص شیعه نیست. اهل سنت نیز به مهدی منتظر به روایت ویژه خود باور دارند، شیعه به امام حی قائم باور دارد و اهل سنت به مهدی منتظر که در اخرالزمان متولد می شود و ظهور می کند. جهیمان، محمد عبدالله القحطانی را به عنوان مهدی منتظر معرفی کرده بود. فحطانی، شوهر خواهرجهیمان بود و در حمله نیروهای ویژه و امنیتی و گارد ملی عربستان و کماندو های فرانسوی ـ چنان که گفته شده است،ـ به مسجد الحرام کشته شد. شعار مهدی منتظر دستاویز مناسبی بود تا این گروه را منتسب به شیعه و ایران اعلام کنند. اما به تعبیر ترکی بن فیصل: « ابداً، ابداً چنین رابطه ای وجود نداشت.» این گروه بیشتر با مجموعه ای که در کویت زندگی می کردند، مرتبط بودند. کتابچه ها و دفترچه های تبلیغاتی شان در کویت منتشر شده بود.از بعضی افراد رادیکال مانند عبدالله نفیسی به عنوان فردی که با جهیمان مرتبط بوده است، نام برده شده است.
می توان چنین اندیشید، که حادثه اشغال حرم مکی، هر چند هیچ گونه ارتباطی به ایران نداشت؛ امام خمینی با دوراندیشی و تدبیر این حادثه را محکوم کرد. می توان گمان کرد، که حادثه بلکه فاجعه اشغال مسجد الحرام، ذهنیت ملک خالد و دولت عربستان را مشغول کرده بود.
در همان آغاز حمله عراق به ایران، امیر بندر بن سلطان سفیر عربستان در آمریکا، که دلال درجه اول اسلحه نیز بود، با پی گیری بسیار دنبال خرید هواپیمای اواکس بود. این درخواست با مخالفت اسرائیل و لوبی اسرائیل در واشنگتن روبرو شد. شرح این کشاکش و سرانجام خرید هواپیماهای اواکس و نیز هواپیماهای سوخت رسان در کتاب « الامیر» نوشته ویلیام سیمپسون، به تفصیل ذکر شده است.(۳)
این هواپیما ها، اطلاعات دقیق از نقل و انتقال نیرو های ایرانی در ایران را در اختیار عربستان قرار می دادند، عربستان هم این اطلاعات را به فوریت در اختیار عراق قرار می داد. تركي بن فيصل مطلب بسيار با اهميت دیگری در مصاحبه خود مطرح كرده است، عربستان از طريق سفارت خود اطلاعاتي را كه در باره امور مختلف در ايران جمع آوري مي كرد، در اختيار عراق قرار مي داد! بديهي است كه سفارت عراق در تهران در طول جنگ به دليل اين كه رابطه ايران و عراق قطع نشده بود، تعطيل نبود. اما امكان تحرك سياسي نداشت. همين وضعيت در مورد سفارت ايران در بغداد نيز حاكم بود، از اين رو سفارت عربستان، در واقع به بخش اطلاعاتی وجمع آوری اطلاعات برای عراق تبديل شده بود.
از متن مذاکرات جلسات به کلی سرّی شورای فرماندهان نظامی عراق که به ریاست صدام حسین تشکیل می شده است، از همان روزهای آغاز جنگ، می توان ردّ و نشان عربستان و حمایت از عراق را در جنگ علیه ایران یافت. به عنوان نمونه، در جلسه روز ۶ اکتبر سال ۱۳۸۰، وقتی بحث امکان استفاده از پایگاه های کشورهای عربی دوست مطرح می شود، عدنان خیرالله می گوید: « ما می توانیم از پایگاه ملک خالد استفاده کنیم. سعودی ها پیام داده اند که چنین امکانی وجود دارد.»
معاون. عملیاتی رئیس ستاد مشترک عراق می گوید: « می توانیم از عربستان بخو اهیم که پیمانی با عراق منعقد کند، و نفت بیشتری تولید کند؟ طبق اطلاعی که ما داریم الان عربستان بیش از یک میلیون بشکه نفت اضافه تولید دارد. » (۴)
آيا عربستان به صدام و دولت عراق اعتماد داشت!؟ بعيد به نظر مي رسد. بدیهی می نمود که عربستان با گرایش سنتی وهابی نمی توانست در کنار دولت بعثی سوسیالیستی لائیک قرار بگیرد. از سویی هم نمی توانست با گرایش شیعی ایران موافق باشد. از بلند پروازی های صدام حسین هم با خبر بود. بعد از پایان جنگ، صدام حسین کارناوال پیروزی راه انداخت. جشن پیروزی در بغداد و همه مراکز استان ها برگزار می شد، از رهبران کشورهای عربی دعوت می کرد، به مناسبت پیروزی عراق بر ایران به بغداد سفر کنند تا صدام از آن ها قدردانی کند و به هر یک، مسلسل کلاشینکف طلا بدهد.
ملک فهد در سال ۱۹۸۹ به بغداد سفر کرد، استقبالی شعبی از او به عمل امد. منتها در سفر او دو نکته مطرح شد. هر دو نکته شایسته اهتمام و دقت است. بدون مقدمه و سابقه، صدام حسین از ملک فهد خواست، که عراق و عربستان معاهده عدم تعرض و اعتداء نسبت به یکدیگر امضا کنند. دکتر غازی قصیبی از وزیران درجه اول، نویسنده و شاعر و دوست ملک فهد و ملک عبدالله، در تفسیر درخواست صدام، گفته است: « درخواستی معقول و سنجیده نبود. بین عراق و عربستان که مسائل و مشکلات مرزی وجود نداشت، جایی برای امضای پیمان عدم اعتداء نبود. منتها ملک فهد گفت:« حالا که صدام اصرار دارد، اشکالی ندارد، امضا می کنم.» و امضاء کرد. در گفتگوهای پس از امضاء، صدام مطلب بسیار عجیبی را با ملک فهد مطرح می کند. می گوید: « این کشور های کوچک منطقه، امارات و کویت و بحرین و قطر و عمان، همگی توسط انگلیس ساخته شده اند. ما می توانیم این کشورها را بین خودمان تقسیم کنیم!» ملک فهد به صدام پاسخی نمی دهد. غازی قصیبی می گوید: « وقتی ارتش صدام، کویت را اشغال کرد، متوجه شدیم که منظورش از امضای پیمان عدم اعتداء بین عراق و عربستان این بوده است، که عربستان در برابر اشغال کویت بی طرف بماند.

پی نوشت:
******

https://digitalarchive.wilsoncenter.org/document/116986(1)
ص: ۴۹
(۲) برنامج الصندوق الاسود، ترکی بن فیصل حلقه ۹ و ۱۰
https://www.youtube.com/watch?v=VvaVyBMqcgY
این برنامه در ماه ژوئن سال ۲۰۲۰ پخش شده است. در واقع تفسیر ترکی بن فیصل از حوادث چهل ساله اخیر از جمله جنگ عراق و ایران است.
گفتگوی د. غازی قصیبی:
https://www.youtube.com/watch?v=OBWFxYNy_h0

(۳) ویلیام سیمبسون، الامیر، القصة السريّة للامير الاكثر اثارة للاهتمام في العالم، الامير بندر بن سلطان، ترجمه: سعيد الاموي، بيروت، الدارالعربية للعلوم، 2010/ 1431، ص 86

https://digitalarchive.wilsoncenter.org/document/110083(4)
ص: ۷۶ و ۷۸

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)