نقد تحریف مدرن سخن و سلوک امام خمینی (۴۶)


۱-۴
کویت، امارات، بحرین، قطر
مراکش، تونس، سودان، یمن
سازمان آزادیبخش فلسطین

کشور، کویت، امارات، قطر، بحرین، یمن، تونس ، مراکش و سودان و نیز سازمان ازادی بخش فلسطین همگی در جنگ عراق علیه ایران، از عراق حمایت کردند. حمایت هر کدام رنگ و نشان خود را داراست و متفاوت از دیگری است. لئون تولستوی عبارت مشهور و تأمل انگیزی در آغاز رمان آنا کارنینا دارد، که در ادبیات جهان مثل سایر شده است و همچو نسیم، می رود شهر به شهر!
نوشته است: » تمام خانواده های خوشبخت شبیه یکدیگرند, اما هر خانواده بدبختی به شکل خاص خود بدبخت است.» همراهی با صدام در واقع نشانی از نگون بختی را به همراه داشت. و سرانجام سقوط فاجعه بار و به دار آویخته شدن صدام حسین، در واقع سند تاریخی این نگون بختی بود.
به عنوان نمونه کویت ۱۵ میلیارد دلار به قیمت دهه هشتاد میلادی به عراق تقدیم داد. فضا و زمین و تلویزیون و مطبوعات خود را در اختیار صدام کذاشته بود، احمد جارالله سردبیر روزنامه السیاسه از هر بعثی، بعثی تر بود، در دفاع از صدام و حمله به ایران درواقع جامه دران می کرد. کویت نتیجه حمایت و حماقت همه جانبه اش از صدام را واقعاً همه جانبه چشید و دید. با تمام وجود برای همیشه تاریخ لمس کرد.
حمایت کویت و امارات و قطر مالی و سیاسی بود. کویت ۱۵ میلیارد دلار و امارات ۵ تا ۱۲ میلیارد دلار و قطر نیز مبلغی که رقم دقیق آن اعلام نشده است، در اختیار عراق قراردادند. قطر در حمایت از عراق با ملک خالد و پس از درگذشت او با ملک فهد هماهنگ بود. این میلیارد ها دلار هزینه و بهای همان بمب ها و موشک هایی شد که بر سر ملت ایران در طول ۸ سال جنگ فرو می ریخت.
سه کشور افریقایی مراکش و تونس و سودان نیز هرکدام به علتی یا دلیلی از عراق حمایت کردند.
صدام حسین از موضع مراکش در قضیه صحرا و ضد جنبش پولیساریو حمایت می کرد. ایران در موضع دفاع از جنبش پولیساریو وحمایت از موضع الجزائر بود. تونس نیز با الجزائر مسأله داشت. الجزائر را گاه و بی گاه متهم می کرد که درصدد ایجاد اختلال و یا حتی کودتا در تونس علیه حبیب بوررقیبه است. دولت تونس که روشی لائیک و سکولار برگزیده بود، نسبت به حزب بعث عراق نزدیکی بیشتری احساس می کرد، تا روش حکومتی ایران. البته این دو کشور نمی توانستند امکانات مالی در اختیار صدام حسین قرار دهند.راما در جامعه عربی و به اصطلاح موضعگیری عربی، همیشه در کنار صدام حسین بودند.
سودان کشور بسیار فقیری بوده و هست ، همواره نیازمند کمک های مالی کشور های ثروتمند عربی بوده است. جنگ عراق با ایران فرصتی برای کسب امتیاز مالی از عراق برای سودان بود. افزون بر ان داوطلبان سودانی به عنوان مزدور به ارتش صدام پیوستند و تعداد قابل توجهی از آنان اسیر شدند. در جنگ عربستان و امارات با یمن هم، تعداد قابل توجهی از مزدوران سودانی ازسودان به یمن اعزام شده اند و دولت یمن برای این همکاری و حمایت از کشتار مردم یمن و سرکوب نهضت حوثی ها که اکنون حکومت مرکزی یمن در صنعا را در اختیار دارند، مبالغی دریافت می کند. در واقع می توان گفت، اردن و سودان به دلیل فقر ذاتی ! که دارند، حمایت خود را در برابر دریافت کمک عرضه می کرده اند.
سازمان ازدیبخش فلسطین را می توان، در همین چارچوب اردن و سودان سنجید. یاسر عرفات همیشه با سخنان شیرین و متملقانه از صدام حسین، امتیازاتی دریافت می داشت. صدام حسین و دیگر رهبران حزب بعث هم یاسر عرفات را خوب می شناختند، دندان های عرفات را شمرده بودند و برای سخن و مواضع او، در خلوت خود اعتبار و ارزشی قائل نبودند. بلکه برعکس به عرفات بی احترامی می کردند و ناسزا می گفتند. در جلسه به کلی سرّی در روز ۲۲ نوامبر سال ۱۹۸۰، یعنی دوماه پس از آغاز جنگ، یاسر عرفات به عراق سفر می کند. از گفتگو های صدام و طارق عزیز می توان استنباط کرد که از سفر یاسر عرفات خشنود نبوده اند. صدام می گوید: «عرفات آدمی بلوف زن و چاخان است.» طارق عزیز می گوید: «همیشه طفره می رود و حرف روشن نمی زند، می توانیم خبر آمدنش را منتشر نکنیم، مثل این که اصلا نیامده است!» (۱)
وقتی چین ۲۵۰۰ عدد تانک به عراق فروخت و صورت سازی کرد تا نشان دهد تانک که به کشورهای مختلف فروخته شده است. یکی از خریداران تانک سازمان ازادیبخش فلسطین بود. اگر خواجه حافظ شیرازی تانک دید، فلسطینی ها و شما هم دیدید! در واقع واسطه گری و عمل پوششی و دریافت حق کمیسیون بود.
در دهلی دیداری که با عرفات داشتم. به مناسبت حادثه ترور راجیو گاندی و شرکت در مراسم سوزاندن پیکر راجیو گاندی به دهلی رفته بودم. یاسر عرفات لطف کردند و در سویت محل اقامتم در هتل تاج محل دهلی به دیدنم آمدند. طبیعی بود که آمدن ایشان برای تحبیب قلوب و فضاسازی مثبت بود. مع الوصف در خلال گفتگویی طولانی به عرفات گفتم: شما یک اشتباه استراتژیک را دو بار تکرار کردید. یک بار در حمله عراق به ایران در کنار عراق قرار کرفتید. بار دوم هم از اشغال کویت حمایت کردید. باعث شدید تمامی فلسطینی هایی که در کویت زندگی می کردند و به کار اشتغال داشتند، اخراج شوند و قلم قرمز بر رابطه دولت کویت و سازمان آزادی بخش فلسطین کشیدید. در حالی که کویت هر ساله مبلغ قابل توجهی به ساف کمک می کرد. شما به عنوان قلسطینی نمی بایست وارد جنگ بین دو کشور اسلامی عراق و ایران و یا دو کشور اسلامی و عربی عراق و کویت بشوید.» عرفات پاسخی نداشت. با شوخی و خنده و گرفتن دست من، کوشید خیلی صمیمانه با اندکی لودگی پاسخ دهد. گفت: « نوجوانی رفت دنبال عیاشی! حالا به نظر شما پدرش باید احلیلش را ببرد!» قاه قاه خندید. خنده دار هم بود. گفتم: « نه نباید ببُرد. اما آن پسر هم نبایست بشود رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین!»


پی نوشت:
*****
(۱) https://digitalarchive.wilsoncenter.org/document/116986


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)