شعشعه مناجات شعبانيه (۱۳)

فرار به سوی خدا


افزون بر واژه «هَرَبْتُ» که در مناجات شعبانیّه آمده است. در قرآن مجید که سرچشمه ی الهی تمامی این نیازها و نغمه های عاشقانه است، از واژه « فَفِرُّوا» استفاده شده است:
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ (الذاريات: ٥٠)
پس به سوى خدا بگريزيد، كه من شما را از طرف او بيم‌ دهنده‌اى آشكارم.
به نظر می رسد عبارت: «فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْک » در مناجات شعبانیه، در واقع پاسخ به همین دعوت قرآنی و امر ارشادی خداوند است.
چند نکته تفسیری:
یکم: محمد بن جریر طبری ( د، ۳۱۰) در تفسیر جامع البیان، تفاوتی بین دو واژه «هروب» و «فرار» قائل نشده است. در تفسیر آیه نوشته اند: «فاهربوا أيها الناس من عقاب الله إلى رحمته بالإيمان به، واتباع أمره، والعمل بطاعته» ای مردمان از پادافره خداوند به سوی رحمت او بگریزید. این گریز با ایمان آوردن، تبعیت از فرمان رسول و اطاعت از او ممکن می شود.
دوم: سلمی ( د. ۴۱۲ ق ) در حقائق التفاسیر، یعنی: «اخرجوا من أنفسكم.» از خانه نفستان بیرون بیایید، همان که حافظ سرود:
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
سوم: ماوردی ( د، ۴۵۰ق ) «ففروا» را به معنی «فتوبوا» تفسیر کرده است. بازگشتن به سوی خداوند.
چهارم: شیخ طبرسی ( د. ۵۴۸ ق) در مجمع البیان، از قول امام صادق علیه السلام روایت کرده است که ففروا به معنای «حجّوا » است. می دانیم که حج به معنای آهنگ خدا کردن و به سوی خداوند شتافتن است. تصویر این آهنگ و سفر معنوی در عبادت حج به روشنی و زیبایی و کمال تبیین شده است. به عنوان نشانه، وقتی هاجر سرگشته بسوی چشمه آب می دوید، و به هر سو می گریخت تا برای کودک تشنه اش اسماعیل جرعه ای آب جستجو کند، گریز و هراس و نیاز او، در هروله سعی بین صفا و مروه، تجسم یافته است. حاجیان نیز در جستجوی آب حیات و چشمه نور می دوند. میان صفا و مروه هروله می کنند.
پنجم: قشیری ( د. ۴۶۵ ق) در لطائف الاشارات، تفسیری بسیار لطیف از آیه فراهم کرده است. «ففروا الی الله» را «فارجعوا الی الله» تفسیر کرده است. بازگشت به خدا. توجه به آیه کریمه «انا لله و انا الیه راجعون»، توجه به فطرت الهی انسان، توجه به همان نوری که خداوند به تعبیر پیامبر اسلام در سپیده دم آفرینش بر جان انسان افشاند. یعنی زدودن تمام زنگارهایی که آن نور را پوشانده است. برای گریز به خدا، شش حالت را قشیری تبیین کرده است.
۱- گریز از سر شوق ۲- گریز از روی هراس ( رهبت) ۳- گریز از سر امید ۴- گریز از سر ترس ( خوف) ۵- گریز از روی جلب منفعت. ۶- گریز از سر رفع زیان
صورتبندی چهارگانه ای هم به این موارد قشیری افزوده است.
الف: گریز انسان از نادانی به سوی دانایی
ب: گریز از هوای نفس به سوی پروا پیشگی
ج: گریز از شک به سوی یقین
د: گریز از شیطان به سمت خدا.
اگر فرارِ انسان به سوی خداوند، به درستی و راستی انجام شود، به قرارِ راستین دست می یابد.
ششم: بقلی ( د. ۶۰۶ق ) در عرائس البیان فی حقائق القرآن، تفسیری از آیه دارد که گویی با نگاه به مناجات شعبانیه، چنان تفسیری نوشته شده است! فرار، در واقع نوعی یا نحوی فرار وجودی است. انسان از تمام پدیده ها، هر آنچه غیر خداست، با شوق و عشق و مبرّا شدن از همه چیز، به سوی خداوند می گریزد؛ تا در او فانی شود.
هفتم: ابن عربی ( د. ۶۳۸ ق ) در تفسیر خود، فرار به سوی خداوند را انقطاع به سوی خداوند می داند. دقیقاً تفسیر ابن عربی هماهنگ و مقتبس از فراز والایی از مناجات شعبانیه است.
« ففروا إلى الله ، أي: انقطعوا إليه واستضيئوا بنوره واستمدّوا من فيضه »
انقطاع و استضائه به نور خداوند، تعابیری است که در مناجات شعبانیه آمده است. با این تفاوت که واژه « انقطاع» و « نور » و « ضیاء » در مناجات شعبانیه یک منظومه معانی و منظومه تصویری پرداخته است که در سخن ابن عربی نشانی از ان نیست:
«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ
وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ»
لطیفه و بلکه دقیقه ای دیگر که در کلام امیر مومنان دیده می شود، نسبت بین نور و ضیاء در این فراز دعاست، که در جای خود به آن خواهم پرداخت. علامه سید محمد حسین طباطبایی نیز در المیزان، « ففرّوا» را به معنای انقطاع تفسیر کرده اند.
هشتم: ملا سلطان محمد گنابادی ( ۱۲۵۱- ۱۳۲۷ ق ) در تفسیر بیان السعاده، نکته لطیفی را مطرح کرده اند.اَو «فرّوا من اوطانكم الى الحجّ، او فرّوا من اوطانكم الى الرّسول والامام»
اشاره کردم که طبرسی روایتی از امام صادق علیه السلام را در تفسیر خود مطرح کرده است، حدیث در کافی به نقل از ابی الجارود روایت شده است، گریز به سوی خداوند، یعنی آهنگ او را داشتن، گنابادی از تمثیل حج استفاده کرده است. چنانکه انسان از وطن خود عزم سفر حج می کند. همان گونه از وطن خود عزم رسول و امام می کند. پیداست، می بایست رسول و امام در وجود مسافر یا گریزنده به سوی خداوند، معنای روشنی داشته باشد. این معنا جز با تبعیت عاشقانه ممکن نیست و حاصل نمی شود.
اما در تعبیر « ففروا» در قرآن مجید، نشانه ای از شتاب وجود دارد. درنگ نکنید!
« وه که تو بی خبر از غلغل چندین جرسی!» حرف « فاء» که در ابتدای آیه آمده است و با حرف « ف » فرّوا، منظومه موسیقی تشکیل داده است، نشانه دیگری بر شتاب است. امام فخر رازی در بین مفسران به این نکته شتابناک در ایه توجه لازم را داشته است. «يُنبئ عن سرعة الإهلاك » آگاه باشید،اگر نشتابید، بی درنگ در معرض نابودی قرار خواهید گرفت! در کتاب بسیار ارزشمند « التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» نوشته سید حسن مصطفوی به همین نکته در تبیین واژه فرار اشاره شده است. فرار حرکتی شتابناک است که انسانی که دچار ابتلائی شده است، یا به مخاطره بلایی آگاه شده است، از شدّت بلا می گریزد. (۱)
موسیقی آیه را دقت کنید. ببینید با معنا چه تناسب شگفتی دارد: ففروا الی الله! ففروا، با تأکید بر تشدید حرف « راء»‌ شدت را نشان می دهد و به ما می گوید، که منزل بس خطرناک است، اما مقصد ناپدید نیست. مقصد خداوندست. الی الله، گویی شوق و صدای پرواز در این دو کلمه دیده می شود. مثل صدای ارتفاع پرنده ای که در آغاز با شتاب بال زد تا ارتفاع گرفت به طمأنینه و قرار رسید.

پی نوشت:
******
(۱). سید حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،( تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸)، ج ۵ ص ۷۸و۷۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)