شعشعه مناجات شعبانيه (۱۵)


مُسْتَكِيناً لک
مُتَضَرِّعاً الیک
راجِياً لما لدیک

سه ویژگی : مستکین و متضرع و راجی با سه نوع نسبت با خداوند مطرح شده است. « لک» و « الیک» و « لدیک»، برای تو و به سوی تو و نزد تو!
مستكين به معنای «درویش خرسند» است. و «‌خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی »
اقتضای درویشی، فروتنی و خرسندی است. خرسندی از این روست که او خود را برای خدا می خواهد و می خواند. وقتی می گوید: « مستکینا لک» یعنی از مرتبتِ برای خود خواستن، برای خود داشتن گذر کرده است و خود را برای خدا می خواهد. اخلاص به همین معنی است. وجود خود را از همه آلایش ها و خواست های مادی و این جهانی، پیراسته است. تنها خواست او از خداست و آنچه در حضور خداوندست. رابطه مستکین و راجی با تضرع در هم تنیده است. « الیک» جهت حرکت یا پرواز انسان را نشان می دهد. آیه: ففروا الی الله ( الذاریات، ۵۰) جهت را نشان می دهد، به سوی خداوند بگریزید. و آیه: فاین تذهبون ( التکویر،۲۶)، می پرسد به کدام سو می روید؟ ابراهیم می گوید: انی ذاهب الی ربی سیهدین ( الصافات، ۹۹) من به سوی پروردگارم می روم او راهنماییم می کند.
این جهتگیری یا سویی که می رویم، به ما هویت و اعتبار می بخشد. در داستان مولانا جلال الدین بلخی، در دفتر ششم مثنوی، از واعظی می پرسند مرغی بر سر بارو نشسته است، ارزش او چقدر است. می گوید: ببینید به کدام روی و سوی نشسته است، جهت او ارزش و اعتبار او را معین می کند. اگر مرغ به سوی شهر نشسته و دمش رو به بیابان و ده است، سرش با ارزشتر است، و اگر جهتی دیگر نشسته است، برعکس صادق است. مولانا مضمون این داستان را از سنایی اقتباس کرده است:
مرغ، سر سوی شهر و دم سوی ده
دم آن مرغ از سر او به
قبله در نماز، در واقع جهت ما را تعیین می کند. ما هر روز و شب به سوی قبله می ایستیم، تا یادمان باشد کجایی هستیم و به کجا می رویم. البته این جهت در صورت ظاهر است و نشانی است که ره گم نشود، در حقیقت نشانی از جهت معنوی انسان است. سوی مسجد یا میخانه، یکی از کشاکش های جذاب غزلستان حافظ است:
 
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
(غزل ۱۰)
مرحوم آیت الله امامی خوانساری، مجتهد اراک، می گفت: « من این جمله را که در گفتگوهای روز مرّه تکرار می شود، بسیار دوست دارم. از یکدیگر می پرسند، کجا می روید؟ یا کجا آقا!؟ این کجا همیشه مرا به فکر فرو می برد. کجا می روم؟ کدام جا می روم؟ امیر مؤمنان سخن را تمام کرده است. دیگر زیباتر و بلیغتر از این سخن ممکن نیست. مِن اَین؟ فی اَین؟ و الی اَین؟ از کجا؟ در کجا؟ و به کجا؟
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
شما همیشه از خودتان بپرسید، کجا دارم می روم؟ کجا هستم؟ اگر به این نکته توجه داشته باشیم. رحمت گسترده خداوند شامل حالمان می شود. بلکه شده است. متصدی ترافیک قطار می دانید کارش چیست؟ باید مسیر قطار را از ایستگاه به ایستگاه با دقت دنبال کند. بگوید قطاری می تواند از ایستگاهی خارج شود یا بایست بماند تا قطاری که از روبرو می آید رد شود. اگر متصدی ترافیک لحظه ای غفلت کند. سر به هوا باشد. بر آن صفحات بزرگ شطرنجی خط مسیر قطار ها را ترسیم نکند. فاجعه اتفاق می افتد. سوزنبان ها نمی دانند کی بایست مسیر قطار را تنظیم کنند. ما سوزنبان قطار زندگی خودمان باشیم.»
رحمت و رضوان خداوند بر دوست فقید مرحوم حسین حاجیان، در دهه چهل در ایستگاه راه آهن اراک متصدی ترافیک قطار ها بود. خانه اش هم ایستگاه راه آهن بود. در فاصله دوست متری ریل قطار! روزی رفتم دفترش، چند ساعتی به شیوه کارش نگاه کردم، تا در ذهنم به درستی حک شود، که از حرکت و سوی قطار چگونه مراقبت می کند.
برای اینکه ما سوی خود را گم نکنیم. در مناجات شعبانیه می خوانیم: «مُتَضَرِّعاً الیک» تضرع، در حقیقت تضرّعِ مستکین است. مستکینی که راجی است و شعله امید در دلش می تابد و می درخشد. نسبت بین مستکین و تضرع در قرآن مجید مطرح شده است. نشانه ای که چگونه می توان مبانی تصوری و تصدیقی مناجات را در قرآن مجید جستجو کرد. نشانه ای که چگونه قرآن صاعد از دریای قرآن نازل، بر می خیزد و پرواز می کند. در قرآن مجید مفهوم مخالف مطرح شده است. کسانی که مستکین و متضرع نبودند، با عذاب الهی روبرو شدند:
وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ (المؤمنون: ٧٦)
در مناجات شعبانيه به نحو اثباتی، خود را مستکین و متضرع می خوانیم. زمحشری نکته بسیار لطیفی را در باره مفهوم استکان مطرح کرده است:
«اگر بگویی، استکان بر چه وزنی است؟ می گویم. بر وزن استفعل، که از ریشه کَوْن گرفته شده است. یعنی انتقال از هستی به هستی دیگر، چنان که استحال به معنای انتقال از حالی به حال دیگر است.»
می توان گفت، مستکین از منزلت خود طبیعی گذر کرده، و به منزلت خود ایمانی و عقلانی رسیده است. تضرع او در این منزلت با شوق و امید همراه است. به عبارت دیگر هر سه مفهوم مستکین و متضرع و راجی را می بایست در نسبت با یکدیگر معنی کنیم. هر کدام در نسبتی با خداوند قرار می گیرند.
واقعیت این است که نمی توان در باره ظرافت ها و میناگری های سخن امام علی علیه السلام سخنی گفت. چنان که آیه الله سید حسین بروجردی ( د. ۱۲۷۶ ق) صاحب تفسیر الصراط المستقیم سروده است:
یا واصِفَ المُرتَضی قَدْ صِرْتَ فی تِیه
هَیْهات هَیْهات مِمّا قَدْ تَمَنِّیه
هَوَالّذی کانَ بَیْتُ الله مَولِدُه
و صاحبُ البیتِ اَدری بِما فِیه
ای ستاینده مرتضی در صحرایی راه می پویی
هیهات هیهات که به آنچه تمنا می کنی برسی
او کسی است که در خانه خدا متولد شد.
صاحب خانه می داند، که در خانه چیست و کیست!

پی نوشت:
(۱) سید حسین بروجردی، تفسیرالصراط المستقیم ، ج ۱ ص ۱۱۷
المکتبة الاسلامیة https://books.rafed.net/m/

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)