شعشعه مناجات شعبانيه (۱۶)

راجِياً لما لدیک ثوابی

می توان گفت، امید و آرمان مثل آفتاب در مناجات شعبانیه می تابد. دو بار نیز «رجا» و «امل» با هم مطرح شده اند. نسبت بین امید و آرمان آشکار است. امید داریم که آرمان ما محقّق شود. آرمان افقی است که به آن می نگریم و امید شعله ای است که جان ما را گرم می کند و بر شور تکاپویمان می افزاید تا آرمان ما تحقق یابد.
در دعای کمیل این مضمون بسیار راهگشا در شناخت ماهیت انسان را داریم. انسان حقیقتاً از نگاه امام علی جز دعا دارایی ندارد و تنها سرمایه اش امید است. یعنی امید به تحقق دعا:
اغْفِرْ لِمَنْ لَايَمْلِكُ إِلّا الدُّعاءَ ،
ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ ،
وَسِلاحُهُ الْبُكَاءُ
نسبت سه مقوله دعاء و رجاء و بکاء، شایسته تأمل است. امام علی علیه السلام با سه تصویر یا تمثیل، ثروت و سرمایه و سلاح، این سه مقوله را تبیین کرده است. بکاء می تواند همان مقام تضرع باشد که در مناجات شعبانیه ذکر شده است. دعاء به مثابه آرمان است. در حیات طبیعی انسان است که ثروت و مالکیت که اعتباری اند، معنی پیدا می کند. در حیات معقول، اندیشه در جای ثروت قرار می گیرد. به تعبیر مولوی: «ای برادر تو همه اندیشه ای» و به تعبیر حافظ، معرفت بهره توست و زرق و برق دنیا نصیب دگران:
گوهر معرفت اموز که با خود ببری
که نصیب دگران است، نصاب زر و سیم
وقتی انسان حیات عاشقانه را انتخاب می کند، و می خواهد محبت و عشق و شیدایی اش روزافزون باشد، در این مرتبت دعا تبدیل به گوهر وجودی او می شود. آرمان او دعاست.
به همین دلیل گفته اند انسانی که رؤیایی یا آرمانی ندارد، زندگی اش تهی و بی معنی خواهد بود. مقوله امید به سه شکل در مناجات مطرح شده است:
یکم: بیان امید به نحو اثباتی
الف: راجیا لما لدیک ثوابی، به نحو اثباتی از امید انسان داعی نسبت به خداوند و پاداش او سخن می گوید
ب: داعی از ازدیاد محبت نسبت به خداوند، سخن می گوید. در این مرتبت او گویی در جستجوی ثواب و پاداش نیست. ازدیاد محبت گوهر همه ثواب ها و پاداش هاست.
إِلٰهِى أَقِمْنِى فِى أَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ
مرا در میان اهل ولایتت بپذیر، مقامی که امید افزونی محبت تو را دارند.
موقعی انسان به مقام عشق روزافزون می رسد، که جایگاه او در میان اهل ولایت باشد. اهلیت خود یکی از محور های بسیار مهم مناجات شعبانیه است.

دوم: نگرانی و دغدغه نومیدی
در این منزلت داعی از خداوند می خواهد که رشته امید او به خداوند قطع نشود. امید او به جمیل کرم خداوند است.
وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ
در این تعبیر از فعل متعدی «لا انقطع» استفاده شده است. در شکل دیگر از خداوند متعال می خواهد که او این رشته امید و ارمان را قطع نکند:
وَلَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائِى وَأَمَلِى
سوم: از واژه یأس استفاده شده است. این مرتبت در واقع دشوار تر از مرتبت فقدان امید است. گویی نومیدی امری عدمی و یأس امری وجودی است. نومید، امید ندارد، اما مأیوس، یأس دارد.
إِلٰهِى لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ
خدای من! بر حسن ظنم، ناامیدی و یأس را مسلط نکن. تعبیر « قنوط ایاس» از قرآن مجید گرفته شده است:
لَّا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاءِ الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوطٌ (فصلت: ٤٩)
انسان از دعاى خير خسته نمى‌شود، و چون آسيبى به او رسد مأيوس [و] نوميد مى‌گردد. چنان که از دقت در واژگان مناجات شعبانیه مشهود است، «مقام رجا» با «انقطاع رجا» و «قنوط ایاس» متفاوت است. ماوردی «قنوط» را کموقعیت کسی تفسیر می کند که از دعاء ناامید شده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)