شعشعه مناجات شعبانیه (۵۳)


اقرار به گناه و اعتذار
تقابل انسان و شیطان

انسان و شیطان در باره گناه خویش و مواجهه با خداوند سبحان دو ایده و رویکرد متفاوت دارند. شیطان هیچگاه به گناه و نافرمانی خویش اقرار نمی کند، اعتذار نمی کند، طلب مغفرت نیز نمی نماید. خود را برتر می شمرد و استکبار می ورزد. آدم، به گناه خود اقرار می کند. سال ها اشک می ریزد، نادم و معتذر است و طلب مغفرت می کند. شیطان قوس نزولی مراتب کمال را تا منتهای انحطاط می پیماید و ادم، مرتبه به مرتبه اوج می گیرد…این ویژگی ها تنها در قرآن مجید با دقت و میناگری الهی تبیین شده است، در کتاب مقدس نشانی از این دو رویکرد و تقابل شیطان و آدم نمی بینیم. نکته های قرآنی تمییز این دو رویکرد:
یکم؛ در قران مجید دو تعریف، « ابی و استکبر» برای شیطان یا ابلیس به کار رفته است. مخالفت و سرکشی و خود بزرگ بینی. نکته قابل تأمل دیگر این است که شیطان در پاسخ به خداوند، که چرا بر آدم سجده نکردی؟ می گوید: تو مرا گمراه کردی! در سوره الحجر، گفتگوی خداوند با شیطان و دلایل و یا توجیه شیطان به روشنی مطرح شده است:
فرمود: «اى ابليس، تو را چه شده است كه با سجده‌ كنندگان نيستى؟»
گفت: «من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، آفريده‌اى، سجده كنم.»
گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‌آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت،
( سوره الحجر، آیات ۳۲ و ۳۳ و ۳۹)
الف: تحقیر و کوچک شمردن آدم و خلقت آدم، ب: خود بزرگ بینی، سرکشی در برابر فرمان خداوند، ج: خود را بری از خطا و گناه محسوب کردن و خطا را متوجّه خداوند نمودن، سه ویژگی رویکرد شیطانی در این آیات است. شیطان در واقع با اصرار و تعمد در برابر فرمان خداوند سرکشی می کند.

دوم: ادم و حوا، به محض اینکه متوجه خطای خود می شوند، خطا را به خود نسبت می دهند و نه به خداوند، از خطای خود تعبیر به ستم بر خود می کنند . ثانیا از خداوند طلب مغفرت می نمایند.
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ( الاعراف،٢٣)
گفتند: «پروردگارا، ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود.»
این شیوه سلوک متواضعانه آدم و حوا، موجب می شود که خداوند توبه آن ها را می پذیرد. شیطان، نافرمانی و سرکشی در برابر خداوند را با استکبار و
تبختر همراه می کند.(۲). در غرر و درر، تعبیری از امام علی علیه السلام روایت شده است، که غرور و سرکشی ناشی از گناه را از خود گناه بدتر تفسیر کرده اند. یعنی سرکشی شیطان گناه بزرگتری از نافرمانی او بود.« التبجّح بالمعاصی اقبح من رکوبها. » (۳). تبجح را تکبر ویرانگر و تباه کننده تعریف کرده اند. در این بزرگی فروشی، تبختر و سرخوشی نیز دیده می شود. چنانکه در قرآن مجید در باره گناهکاری که در گناه خود گمان می کند، عزت وجود دارد، با گناه عزیز می شود.: « وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ (البقرة: ٢٠٦) و چون به او گفته شود: «از خدا پروا كن» نخوت، وى را به گناه كشاند. پس جهنم براى او بس است، و چه بد بسترى است..

پی نوشت:
(2) Jane Dammen McAuliffe, Encyclopaedia of Quran, Brill, Lieden, 2001, vol, 1 P 525, Andrew Rippin : article, devil

(۳) شرح جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، تألیف محمد تمیمی آمدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۴، ج ۱ ص ۱۰۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)