شعشعه مناجات شعبانیه (۵۵)


ستایش سرمدی

در مناجات شعبانیه از سه واژه « ابد» ، « دائم» و « سرمد» برای حمد خداوند استفاده شده است. این واژه ها چه نسبتی با هم دارند؟ ایا ما به عنوان کسی که خداوند را حمد می کند و هر روز وشب بارها در نماز می خوانیم: « الحمد لله رب العالمین» آیا می توانیم خود را به جریان ابدی و دائمی و سرمدی حمد پیوند دهیم؟ بدیهی است، که همراه شدن با جریان سرمدی توحید و تحمید به تعبیر مولانا جلال الدین بلخی:
کآن نفس خواهد ز باران پاک تر
وز فرشته در روش درّاک تر
عمرها بایست تا دم پاک شد
تا امین مخزن افلاک شد
خود گرفتی این عصا در دست راست
دست را دستان موسی از کجاست؟
(مثنوی، دفتر دوم، بیت۱۴۶-۱۴۸)
دیگر با شکوه تر از این نمی توان سرود! اگر مولانا جلال الدین بلخی خود دمی پاک نداشت و از فرشته در روش درّاک تر نبود، این معارف الهی و انسانی به این والایی، جمع صورت با چنین معنیّ ژرف حاصل نمی شد.
به نظرم مثل همیشه می توان از پنجره قران مجید که کتاب توحید و تحمید است، به این موضوع نگریست. همانگونه که برخی به واژه های «ابد و دائم و سرمد» در مناجات شعبانیه اهتمام لازم را نداشته اند و از کنار آن گذشته اند. وقتی قرآن مجید از نیایش دائمی سخن گفته است، بسیاری مفسرّان در صورت نیایش توقف کرده اند.
الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿المعارج: ٢٣﴾
نیایش دائمی که در این آیه مطرح شده است، مراد صورت نماز نیست و حتی می توان گفت در این آیه به اعتبار دائمی بودن، موضوع فراتر از نماز رسمی است، که در وقت مشخصی خوانده می شود. به تعبیر قرآن مجید: إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا (النساء: ١٠٣) در وقت معینی نماز می بایست اقامه شود. وقتی از نماز دائمی سخن گفته می شود، وارد ساحَت دیگری شده ایم. به نظرم شیوا ترین تفسیر از ستایش سرمدی و نماز دائمی از ابن عربی است. صورت نماز را نمازی می داند که ما اقامه می کنیم. نماز شکل و ترتیب مشخصی دارد که در شریعت تبیین شده است. اما نماز دائمی نمازِ روح و نمازِ مشاهده است. تفسیر ابن عربی متفاوت از تفسیر کشاف و مجمع البیان طبرسی و تفسیر کبیر امام فخر رازی است. شاید رودکی بهتر از هر کس دیگری دو رویکرد شکلی و حقیقی نیایش موقتی و سرمدی را از هم تمییز داده است:
روی به محراب نهادن چه سود
دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسه عاشقی
از تو پذیرد، نپذیرد نماز
و تعبیر شیخ محمود شبستری در گلشن راز:
تو تا خود را به کلّی در نبازی
نمازت کی شود هرگز نمازی
پیداست در نماز رسمی نمازگزار می خواهد چیزی به دست بیاورد. به ازای نماز از خداوند انتظار دارد او را بیامرزد، او را به بهشت برین ببرد و از آتش جهنم مصون بدارد. در واقع نماز شعاعی است که از مرکز وجودی نماز گزار تابیده می شود و به او باز می گردد. در نماز روح، نماز گزار، مرکز وجودی خود را در دایره تقدیر و مقادیر خداوند قرار می دهد. در فضایی دیگر دم می زند و در آسمانی دیگر پرواز می کند. از پوسته نماز عبور کرده است. به تعبیر ابن عربی: « فإن المشاهدة صلاة الروح، غابوا في دوام مشاهدتهم عن النفس وصفاتها وعن كل ما سوى مشهودهم.» نماز گزار در نمازِ روح و تداوم چنان نمازی از نگاه به خویش، به تعبیر مناجات شعبانیه، نظر به نفس و صفات نفس و نظر به هر چیز دیگر جزء خداوند گذر کرده است، از هر چه رنگ تعلق می پذیرد، جز معشوق یگانه خود را آزاد کرده است. در حضور خداوند و از خود غایب است. نیایش او ابدی و دائمی و سرمدی است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)