شعشعه مناجات شعبانیه (۵۹)

ستایش سرمدی

چه کسی می تواند، کیمیای معنای سرمد را برای ما تبیین کند!؟ بدیهی است کسی که توانسته باشد، عشق و حیات و خرد سرمدی یافته باشد و گرنه چنان که گفته اند:
ذات نایافته از هستی، بخش
کی تواند که بود، هستی بخش
عطار نیشابوری، امام علی علیه السلام را « سلطان سرمد» خوانده است:
درین ره مرتضی بعد محمّد
درین ره مرتضی سلطان سرمد
وحشی بافقی، از سلطان سرمد رازگشایی کرده است. در منظومه «شیرین و فرهاد» باور دارد که امام علی علیه السلام، رازهای سرمد را می داند. و گرنه هر دلی نمی تواند به راز و رمز اسراء و سرمد راه یابد:

نه هر دل کاشف اسرار «اسراء» ست
نه هر کس محرم راز « فاوحا» ست
نه هر عقلی کند این راه را طی
نه هر دانش به این مقصد برد پی
نه هرکس در مقام «لی مع الله»
به خلوتخانهٔ وحدت برد راه
نه هر کو بر فراز منبر آید
«سلونی» گفتن از وی در خور آید
«سلونی » گفتن از ذاتیست در خور
که شهر علم احمد را بود در
چو گردد شه نهانی خلوت آرای
نه هرکس را در آن خلوت بود جای
چو صحبت با حبیب افتد نهانی
نه هرکس راست راز همزبانی
چو راه گنج خاصان را نمایند
نه بر هرکس که آید در گشایند
چو احمد را تجلی رهنمون شد
نه هر کس را بود روشن که چون شد
کس از یک نور باید با محمد
که روشن گرددش اسرار سرمد
بود نقش نبی نقش نگینش
سراید «لوکشف» نطق یقینش
در حقیقت عشق محمد و آل محمد است که داعی و سالک را به ساحت شناخت و درک سرمد نزدیک می کند. چنان که مالك بن المرحل سروده است:

دوامُ نعيم النفس حبُّ محمد
فدمْ في نعيم الحبِّ ما عشت تُحمد
دواؤك ذكرُ اللّه ثمّ اتباعه
فلا تخل عن ذكر مدى الدهر سرمد

دوام بهشت جان و بهشت عشق، با عشق محمد حاصل می شود. همواره به یاد خداوند باش و تبعیت از او، هیچ گاه از یاد خداوند در دهر و سرمد غافل مباش. لطافت های بسیاری در همین دو بیت مالک بن مرحل میناگری شده است. مثل درخشانترین رباعیات خیام. پیام را از آیه قران مجید گرفته است:
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿آل عمران: ٣١﴾
بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.»
عشق و پیروی دو روی یک سکه اند. پیروی، پلی است که عاشق را تبدیل به معشوق می کند. اگر مفهوم « ذنب » در آیه را همان مصداق: «وجودک ذنب لایقاس به ذنب» وجود تو گناهی است که هیچ گناهی با آن سنجیده نمی شود؛ تلقی کنیم. به ساحت فهم سرمد نزدیک شده ایم. چنان که در دعای کمیل با ایجازی اعجاز گونه امام علی علیه السلام پرده از رخسار سرمد بر داشته است:
يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَمالِكَ رِقِّى ،
يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِى ، يَا عَلِيماً بِضُرِّى وَمَسْكَنَتِى ،
يَا خَبِيراً بِفَقْرِى وَفاقَتِى ، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ ،
أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَأَعْظَمِ صِفاتِكَ وَأَسْمائِكَ ،
أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتِى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً ، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً؛ وَأَعْمالِى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً ،
حَتَّىٰ تَكُونَ أَعْمالِى وَأَوْرادِى كُلُّها وِرْداً وَاحِداً،
وَحالِى فِى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً .

ای خدای من! سرور و سالار من! ای که جان من به دست توست.
ای که سرنوشتم در دست توست، دانایی که سود و زیانم می دانی
ای که از فقر و بی نوایی ام آگاهی، ای که می دانی تا چه حد درمانده و بیچاره ام؛
ای پروردگار، ای پروردگار، ای پروردگار!
به حقیقت تو و والایی و قدس تو، به بزرگترین صفات و نام هایت، از تو می خواهم؛
همه لحظات عمرم، روز و شبم به یاد تو آبادان باشد، پیوسته در خدمت تو باشم، اعمالم مورد قبول تو باشد،
به حدی که تمام اعمال و دعا و ورد هایم، وردی واحد باشد.
برای همیشه در خدمت تو باشم.
خداوند را با چهار نام خطاب می کند: اله و سید و مولا و مالک رقّ
برای خداوند سه صفت بیان می کند، سه بار با یا ربّ خدا را می خواند.
چهارر بار دیگر خداوند را به حق و قدس و اعظم صفات و اعظم اسماء می خواند.
سه ستاره امید را روشن می کند. آبادان بودن تمام عمر با یاد خدا، دوام خدمت، و قبولی اعمال،
در استنتاج از همه خواسته ها و خدا خوانی، یک درخواست دارد، تمام نیت و سخن و سلوک، تمام دعا ها و نجواها و نداها، در هم آمیخته شوند، سرود یگانه سرمدی شود!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)