شعشعه مناجات شعبانیه (۶۴)

حسن ظنّ به خداوند


إِلٰهِى كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً ؟! «خدای من!، چگونه از درگاه تو با نومیدی و محرومیت بازگردم، درحالی‌که خوش‌گمانی‌ام به بخشش و وجودت این بوده که مرا نجات‌ یافته و بخشیده باز می‌گردانی.»
حُسن ظن به خداوند، نه تنها از مهمترین ارکان دعاست، بلکه رکن ایمان است. در مناجات شعبانیه به تکرار چراغ امید می تابد و به تکرار بر نومیدی و نفی و انکار آن پافشاری شده است. دقت در واژه های «رجا» و «امل» و البته حسن ظن و حسن توکل به روشنی نشان می دهد که مناجات شعبانیه آفتاب امید است. وقتی انسان به خداوند حسن ظن و حسن توکل » دارد. دشواری ها و رنج ها و مصیبت ها، امواج خُردی هستند که نمی توانند آرامش او را بر هم زنند و سایه ای از نومیدی در نگاه و قلب او پدیدار کنند. جمله زینب کبری سلام الله علیه در تفسیر آنچه که در عاشورا گذشت، پرچم بلند همیشه اندیشه حسن ظن به خداوند متعال در تاریخ اسلام و انسان است: « ما رایتُ الا جَمیلاً» جز زیبایی ندیدم…
یک بار دیگر نیز در مناجات شعبانیه حسن ظن در کنار نومیدی مطرح شده است:
إِلٰهِى لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ، وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ .
«خدای من!، بر خوش‌بینی‌ام ناامیدی و یأس را چیره نسازم و امیدم از زیبایی کرمت قطع نشود.»

پیداست داعی یا سالک، مدام مراقب است که مبادا سایه ای از واهمه و نومیدی بر آفتاب امید و حسن ظن و حسن توکل او بیفتد. تقابلی که در این فراز مناجات بین « حسن ظن» و « قنوط ایاس» برقرار شده است، درست همانند تقابل روشنایی و تاریکی است. تاریکی که انسان را به سوی سرگشتگی و نابودی و تباهی می کشاند. هر دوسوی حسن ظن به خداوند و بد گمانی با میناگری تمام در قرآن مجید تبیین شده است. مسیر و مقصد هر دو کنش و سلوک در قرآن مجید بیان شده است.
یکم: خوش گمانی به خداوند
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿البقرة: ٤٦﴾
«همان كسانى كه مى‌دانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد؛ و به سوى او باز خواهند گشت.».
گمان نمی کنم بتوان گمانی نیکوتر و زیباتر از گمان دیدار با خداوند، تصور کرد. قرآن چنین سلوکی را به خاشعین نسبت داده است. آنانی که از صبر و نماز و نیایش یاری می جویند.
دوم: بدگمانی
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا ﴿الفتح: ٦﴾
« و [تا] مردان و زنان نفاق‌پيشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‌اند، عذاب كند؛ بد زمانه بر آنان باد. و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنم را براى آنان آماده گردانيده و [چه‌] بد سرانجامى است.
«عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ» یعنی تباهی از هر سو آنان را فرا می گیرد، در فضایی دم می زنند و در زمانی و مکانی به سر می برند که تماماً تباهی است. «دائره» گستره ای بیشتر از زمان دارد، که در ترجمه فولادوند آمده است. چنانکه جمله: « ظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ» جمله اسمیّه است، که بعد از جمله فعلیّه آمده، و دوام و استمرار را می رساند. زمخشری در تفسیر کشاف به این نکته باریک اشاره کرده است، که بین «السَّوْءِ» که در آیه دوبار به کار رفته است و واژه «السُّوْءِ» تفاوت وجود دارد. دامنه و گستره تباهی و بدی در «السَّوْءِ» بیش از السُّوْءِ است. گستره و ژرفای دایره تباهی که در آیه بیان شده است، به حدی است که خشم و لعنت خداوند را در پی دارد.
این دو سنخ گمان را با هم بسنجید. حسن ظن به دیدار خداوند می انجامد، که همان: «بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند» وبدگمانی انسان را در سیاهچال تباهی سرنگون می کند. محمد متولی شعراوی عارف و مفسر ارجمند قران مجید، به این شیوه تبیین قرآنی در ذیل همین آیه سوره فتح اشاره کرده است:
«الجمع بين المتقابلات أسلوبٌ من أساليب القرآن لكي تبدو المفارقة،»
جمع بین اموری که با هم تقابل دارند، از شیوه های قرانی است؛ چنان که شاعر در وصف معشوقه خود، سروده است:

الوَجْه مثل الصُبح مُبْیَضّ. والشَّعر مِثل اللیل مُسودّ.
ضدّان لمّا استَجْمَعا حَسُنا. والضدّ یُظهرُ حُسنَهُ الضّدُ
سیمایی که مانند صبح می تابد
و مویی که مثل شب سیاه است.
وقتی دو ضد در کنار هم جمع می شوند، زیباست.
زیبایی هر ضدی را، ضد دیگر نشان می دهد.
هنگامی ما می توانیم زیبایی حسن ظن به خداوند و دیدار خداوند را درک کنیم، که از مفهوم متضاد آن، که تباهی بی منتهاست، تصوری داشته باشیم.


،


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)