شعشعه مناجات شعبانیه (۶۹)


در سوره سجده، با بیان مراتب آفرینش انسان، به این نکته توجه داده شده است، که بندگان شکر گزار خداوند سبحان اندک شمارند:

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿السجدة: ٩﴾
«آنگاه او را درست‌اندام كرد، و از روح خويش در او دميد، و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد؛ چه اندك سپاس مى‌گزاريد.»
در قسمت نخست آیه به کمال جسمی و روحی انسان اشاره شده است، خداوند پیکر انسان را در احسن تقویم آفرید و از روح خود در او دمید. در بخش دوم آیه به نعمت شنوایی و بینایی و قلب انسان یا دل انسان توجه شده است. در این بخش از واژه «قلب» استفاده نشده است، از واژه «فؤاد» استفاده شده است. تفاوت قلب با فؤاد در این است که قلب بیشتر به معنای همان عضو صنوبری است که در سینه انسان می تپد؛ اما فؤاد، قلبی است که در آن شعله معرفت و محبت گرفته باشد. با تأکید بر این سه نعمت به عدم شکرگزاری بندگان توجه شده است. این مضمون در قرآن مجید در مواردی تکرار شده است. ( المومنون، ۷۸ و الملک، ۲۳)
اکثریت که شکرگزار نیستند، دچار غفلت شده اند. توجه مناجات شعبانیه به همین نکته است، که خداوند را از یاد نبریم و شکر نعمت هستی، نعمت شعله فطرت الهی، نعمت شنوایی و بینایی، نعمت دل عاشق را به جای بیاوریم. به همین دلیل فراموشی شکر، و یا غفلت از شکر، در قرآن مجید در کنار مضمون فراموشی یاد خداوند قرار می گیرد. کسانی که نه تنها از ذکر خداوند غافلند، بلکه گاه یاد را به بازی میگیرند. ( الانبیاء،۳) و یا از ذکر اعراض می کنند ( الانبیاء، ۴۳)
نکته دیگری که می توان در باره شیوه شکر، از قرآن استنباط کرد، این است که شکر تنها امری نیست که بر زبان بگردد، می بایست در سلوک انسانی جریان پیدا کند. به همین خاطر به آل داوود توصیه می شود که: «اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ» ﴿سبإ: ١٣﴾ ای خاندان داوود سپاس ورزید، و از بندگان من اندکی سپاسگزار هستند.
سپاس ورزیدن، امری است که در سلوک انسانی اتفاق می افتد و فراتر از سخن اوست. در این آیه که به اندک شماری از بندگان توجه شده است که شاکرند، می توان چنان جمع را بندگانی تلقی کرد، که در سلوک خود شکر گزارند. و البته شکر، در نسبت با همان دم الهی که در جان انسان دمیده شده است، و در نسبت با فؤاد که از محبت و عنایت خداوند شعله ور است، هنگامی به بلوغ خود می رسد، که به تعبیر، محمد بن حبیب:


و سَمِعْنا مِنْ حَضْرَةِ الْغَیْبِ سِرَاً

انتَ مَحْبُوبٌ عندنا کُنْ شَکوراً
از حضرت غیب بانگی به گوش ما رسید که تو در نزد ما محبوب هستی، شکر گزار باش! (۱)
در حقائق التفسیر، سلمی مطلبی را از قول جوزجانی و ابن عطاء در تفسیرِ شکر روایت کرده است، که تماشایی است!
قال الجوزجانى: لئن شكرتم للإسلام لأزيدنكم الإيمان ولئن شكرتم للإيمان لأزيدنكم الإحسان، ولئن شكرتم للإحسان لأزيدنكم المعرفة، ولئن شكرتم المعرفة لأزيدنكم الوصلة، ولئن شكرتم الوصلة لأزيدنكم القرب، ولئن شكرتم القرب لأزيدنكم الأنس.
«جوزجانی گفت: اگر به خاطر نعمت اسلام سپاسگزاری کردید، نعمت ایمان را بر شما می افزایم. اگر به خاطر نعمت ایمان سپاسگزار بودید، نعمت احسان افزوده می شود، از نعمت احسان شکر گزار بودید، نعمت معرفت به شما داده می شود. از نعمت معرفت سپاسگزاری کردید، از نعمنت وصل بر خوردار می شوید. از وصل سپاسگزار بودید، بر قرب می افزایم. از قرب شکرگزار بودید، به مقام انس می رسید.»
در این تفسیر جوزجانی، شُکر مثل هفت شهر عشق عطار، هفت منزلت دارد.

قال ابن عطاء: لئن شكرتم: هدايتى، لأزيدنكم: خدمتى، ولئن شكرتم: خدمتى لأزيدنكم: مشاهدتى، ولئن شكرتم: مشاهدتى، لأزيدنكم: ولايتى، ولئن شكرتم: ولايتى، لأزيدنكم رؤيتى.
«ابن عطاء گفت: اگر از هدایت شکرگزاری کردید، بر خدمت به شما می افزایم. از خدمت سپاسگزار بودید، مرا مشاهده می کنید. از مشاهده شکرگزار بودید، به نعمت ولایت آراسته می شوید، از ولاین سپاسگزار بودید، به نعمت رؤیت می رسید.» همان بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند» محصول شکر گزاری است.»

پی نوشت:
****
(۱). ۳۹ ديوان الشيخ محمد بن الحبيب، كمبريج، ۱۹۸۱ ص

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)