شعشعه مناجات شعبانیه (۷۰)

وَلَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ
چهارم: خدای من! مرا از جمله کسانی قرار ده، که فرمان تو را کوچک و سبک نمی شمرند. خفّ به معنای سبکی در برابر وزن و وزانت است. هم می تواند در امور مادی به کار رود و هم در امور معنوی. کسانی که نسبت به فرمان خداوند با استخفاف روبرو می شوند، پیداست سخن بر امری معنوی و تشریعی است. چنان که به همین وجه معنوی استخفاف با دقت در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن اشاره شده است:
«يراد الخفة المعنوية اي الاستهانة و الضعف و الدنائة» سبک شماری معنوی و اهانت و سستی و پستی است. (۱)
شاید بتوان شعر ابو تمام را مصداق گویایی و شاهد روشنی بر این قول تلقی کرد: ابوتمام استخفاف را در شعری در برابر مکارم قرار داده است:
إِذا المَكارِمُ عُقَّت وَاِستُخِفَّ بِها
أَضحى النَدى وَالسَدى أُمّاً لَهُ وَأَبا
وقتی ارزش ها سبک شمرده شد و به کناری نهاده شد، یاوه و سبکسری میدان پیدا می کند.


استخفاف می تواند در سه قلمرو صورت گیرد. نخست: در قلمرو اندیشه و نیت. مانند کسانی که به شرک باور دارند. آنان توحید را خفیف تلقی کرده اند. دوم: در قلمرو بیان و سخن. سوم: در قلمرو سلوک و رفتار
شاید به توان نماز را به عنوان مصداقی برای امر خداوند تلقی کرد. کسانی که به تعبیر قرآن مجید « الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿الماعون: ٥﴾
کسانی که از نماز خویش غافلند. این غفلت را می توان در هر سه قلمروی که اشاره کردم، تبیین نمود. نماز در اندیشه و خرد آنان وزن لازم را ندارد. در اقامه نماز سبکسر و سرسری رفتار می کنند. اذکار را با دقت بیان نمی کننند. نماز آنان ترتیب و موالات و طمأنینه لازم را ندارد، در نماز حضور ندارند. می بینید که می توان هزاران هزار منزلت و غفلت و استخفاف در نماز تصور کرد. تعابیری که قران مجید برای کسانی که از ذکر، یاد خداوند اعراض می کنند و یا آن را به بازی می گیرند و یا از قرآن و با قرآن مهجورند، تمامی این تعاریف، نشانه های استخفاف است. استخفاف می تواند گستره ای پهناور داشته باشد.
به عنوان مثال، تعبیر قرآن مجید به خوف نامه، یا خوابنامه استخفاف قرآن است.
قرآن کتاب کریم است و پیامبر عظیم الشأن اسلام، نبیّ مکرم و رسول اکرم است و کریم نام خداوند است، حال اگر ما خدای کریم رحمان رحیم را به خدای ترسناک ترساننده تأویل کردیم. قرآن که کتاب توحید و عبودیت و رحمت و محبت است، به خوف نامه تأویل شد، رسول اکرم که رسول رحمت و محبت است، به پیامبر اقتدار گرا موصوف شد، تمامی این تعابیر و یا تفسیر سه گانه جز استخفاف خداوند و امر خداوند و قرآن کریم و رسول اکرم نیست.

(۱) سید حسن مصطفوی، التحقيق في كلمات القرآن، ج ۳ ص ۹۴-۹۵


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)