شعشعه مناجات شعبانیه (۷۲)

نگاه خدا!
اگر انسان در این جهان به خداوند نظر نکرد، بدیهی است که در جهان آخرت نیز خداوند به او نظر نمی کند. اگر در این جهان با خداوند سخن نگفت و دعا و ندا و نجوا نکرد، در جهان بازپسین خداو ند با او هم سخن نمی شود. نظر به خداوند، نظر خداوند به انسان نیازمند استعداد و اهلیت است. به تعبیر حافظ:
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
(غزل ۴۵۲)
بی بصری همان مفهوم نابینایی معنوی و باطنی است که قران مجید به آن اشاره کرده است. کسی که در این جهان نابینا باشد، در ان جهان هم نابینا خواهد بود. « الاسراء، ۷۲» این مفهوم نابینایی در آیه ۱۲۴ سوره طه به روشنی تفسیر شده است. اعراض از یاد خداوند به نابینایی معنوی می انجامد.
در غزل ۳۴۶ دیوان حافظ « نظر» در کانون دایره غزل است، در این غزل حافظ از زاویه ای دیگر مفهوم نظر را تفسیر کرده است:


من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها
کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم
چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم
گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم
عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم

در این غزل، حافظ که ارزش و اعتبار نظر به معشوق ازلی و ابدی را به خوبی می داند و قدر می شناسد؛ نظر کردن بر هر امر دیگری را ناروا و ناپذیرفتنی می انگارد، حتی به چشمه کوثر نیز نظر نمی کند. چون لطف دوست او را در آتش می پسندد! البته مقدم بر حافظ و شیداتر از حافظ، مولانا جلال الدین بلخی، در دیوان شمس غزلی دارد، اگر آن غزل را نظرنامه بخوانیم، مبالغه نیست. توجه مولوی به اهلیت یافتن برای نظر کردن است:
هست کسی صافی و زیبانظر
تا بکند جانب بالا نظر
هست کسی پاک از این آب و گل
تا بکند جانب دریا نظر
پا بنهد بر کمر کوه قاف
تا بزند بر پر عنقا نظر
تا که نظر مست شود ز آفتاب
تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر
هست کسی را مدد از نور عشق
تا فتدش جمله بدان جا نظر
آب هم از آب مصفا شود
هم ز نظر یابد بینا نظر
جمله نظر شو که به درگاه حق
راه نیابد مگر الا نظر
(شمس، غزل ۱۱۶۹)
تمام وجود انسان مثل افتاب نظر می شود، آفتابِ نظر می شود. تمام زندگی او تماشای راز است و خانه اندیشه و احساس و خیال او تماشاگه راز.
با همه درخشندگی ها در بیان حافظ و مولوی، مناجات شعبانیه افقی فراتر را تفسیر می کند. افقی از جنس نور، افقی وصف ناشدنی که خداوند به انسان نظر می کند. خداوند انسان را صدا می کند و انسان به خداوند جواب می دهد. غزل حافظ و شمس در منزل نظر کردن یا نظر ناکردن انسان، نظر را تفسیر می کرد. اوج و اعتلای نظر، نظر خداوند است. و البته این نظر، متکی بر نظر انسان به خداوند است و نظر انسان، نیاز مند جانی پاک و نفسی معطر دارد. گوشی پاک می تواند صدای خدا را بشنود:


وَكَيفَ تَرى لَيلى بِعَينٍ تَرى بِها
سِواها وَما طَهَّرتَها بِالدامِعِ
وَتَلتَذُّ مِنها بِالحَديثِ وَقَد جَرى
حَديثُ سِواها في خُروقِ المَسامِعِ
أُجِلُّكِ يا لَيلى عَنِ العَينِ إِنَّما
أَراكِ بِقَلبٍ خاشِعٍ لكِ خاضِعِ

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)