شعشعه مناجات شعبانیه (۷۳)

إِلٰهِى إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ


« خدای من! آن‌که به تو راه جوید درخشنده است.» برخی مترجمان، «لمستنیر» را برای وصف راه به کار برده اند. کسی که به خداوند راه می جوید راهش روشن است.
یکم: به گمانم عبارت لایه عمیق تری دارد، نه تنها راهش روشن است، بلکه خود او هم از جنس روشنایی می شود. رونده هم روشن است. این برداشت را می توان به قرینه و تناسب آیاتی که در وصف روشنایی و نور بهشتیان در قرآن مجید تبیین شده است، استنباط کرد. روشنایی و نور مردان و زنان با ایمان در دو آیه مطرح شده است:
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَىٰ نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿الحديد: ١٢﴾
آن روز كه مردان و زنان مؤمن را مى‌بينى كه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گويند:] «امروز شما را مژده باد به باغهايى كه از زير [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانيد. اين است همان كاميابى بزرگ.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿التحريم: ٨﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، به درگاه خدا توبه‌اى راستين كنيد، اميد است كه پروردگارتان بديهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان‌] آن جويبارها روان است درآورد. در آن روز خدا پيامبر [خود] و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند خوار نمى‌گرداند: نورشان از پيشاپيش آنان، و سمت راستشان، روان است. مى‌گويند: «پروردگارا، نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى، كه تو بر هر چيز توانايى.»

دوم: اکثر مفسران قران مجید با توجه به برخی قرینه ها، تحقّق آیه را در روز قیامت و در هنگام ورود اهل ایمان به بهشت، تفسیر کرده اند. نمی توان چنین حصری را از آیه استنباط کرد. چنان که ابن عجیبه در تفسیر بحر المدید، برای آیه مصداق این جهانی نیز قائل است: « وهو نور الإيمان في الدنيا» روشنایی و نور یا تابش اهل ایمان در آخرت، نشانه ایمان آنان در این دنیاست. نکته ای لطیف! اما وقتی ایمان در آخرت مثل چراغ می درخشد و مثل ماه از پیش روی و سمت راست می تابد، چرا در همین جهان نیز اهل ایمان بهره ای از نور ایمان نداشته باشند و ندرخشند و نتابند؟ در زندگی همین دنیایی خویش تجربه کرده ایم؛ کسانی که وقتی وارد جایی می شوند، یا بر جمعی وارد می شوند، روشنایی با آن ها وارد می شود. مرحوم آیه الله محمد امامی خوانساری چنین بود. روشن بود… چشمانش، خنده اش، تبسمش، راه رفتنش… دل ها با حضور او روشن می شد. در نوجوانی ، وقتی هفده سالم بود، به خانه علامه طباطبایی در قم رفتم. روشن بود! چهره و چشمان و کلمات و طمأنینه و تبسمش روشن بود.
برخی با خود تاریکی می آورند، نگاهشان تاریک است. کلماتشان تیره است. تا هستند مثل ابر سیاه بی باران، فضا را تاریک و تنگ می کنند. مثل گِل و لای چسبنده بویناکند، می خواهی هر چه زودتر از دستشان رها شوی!
سوم: طبری روایتی از پیامبر اسلام در تفسیر جامع البیان در ذیل آیه ۱۲ سوره حدید مطرح کرده است، سخن در باره مراتب نور مومنان است:
" مِنَ المُؤْمِنِينَ مَنْ يُضِيءُ نُورُهُ مِن المَدِينَةِ إلى عَدَنَ أبَيْنَ فَصَنْعاءَ، فَدُونَ ذلكَ، حتى إنَّ مِنَ المُؤْمِنِينَ مَنْ لا يُضِيء نُورُهُ إلاَّ مَوْضِعَ قَدَمَيْهِ ”.
روشنایی برخی از مدینه تا عدن و صنعاء را در بر می گیرد. برخی دیگر تنها با روشنایی خود، پیش پای شان را می بینند.
چهارم: علامه طباطبایی به این نکته لطیف اشاره کرده است، که آیه مطلق روشنایی ایمان را بیان می کند. این روشنایی منحصر در اهل ایمانی که مسلمانند نیست.
پنجم: وقتی کسی راه به سمت خداوند را یافت و بر این راه مستقیم و دائم بود، همو روشن و تابناک است و هم راه. بقلی در تفسیر عرآئس البیان فی حقائق القرآن، به نکته لطیفی در باره نسبت بین خداوند و انسان اشاره کرده است. او نکته را از آیه نور گرفته است. انسان مستنیر، در واقع مشکات نور خداوند می شود. نور خداست که از چراغدان جان انسان می تراود.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)