شعشعه مناجات شعبانیه (۷۵)


شیدایی یاد خدا

إِلٰهِى وَأَلْهِمْنِى وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلىٰ ذِكْرِكَ

«خدای من! به من الهام کن، تا از یاد تو به یاد تو شیدا شوم!»
شیدایی از یادت به یادت را به من الهام کن!
گویی این فراز دعا، در همان حال و هوایی است که محبت خداوند افزون می شود ، داعی وقتی می بیند و احساس می کند که خداوند به او نظر کرده است،از نظر خدا شیداست. نکته بسیار لطیف در این فراز، این است که داعی خدا را می خواند و از خداوند می خواهد، که شیدایی در یاد خدا را به او الهام کند. موسیقی هماهنگ هر سه واژه «الهی» و «الهمنی» و «ولهاً»، که در هر سه واژه سه حرف « اله» خدا تکرار شده است.منظومه آوایی بسیار لطیف، گوشنواز و دلپذیری ایجاد کرده است، که متناسب با معناست. یاد خداوند، امری سیال است، مثل امواج دریا، موجی در پس موجی دیگر، «ذکرک الی ذکرک» سعدی چنین ولهی را به روشنی تصویر کرده است:

گر تو صد بار بیایی به سر کُشته عشق
چشم باشد مترصّد که دگربار آیی
کس نماند که به دیدار تو واله نشود
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
(غزل ۴۹۸ سعدی)
چشمی که مترصد است، بی قرار است و در انتظار دیدار دیگری است، جانی که کشته عشق است و بی تاب نظر دیگری است، تفسیر « وله» است. حافظ از تمثیل مرغ در قفس و بی تابی مرغ به وله تعبیر کرده است. دیده اید، بلبلان یا مرغان عشق، بی تابانانه به هر سوی قفس می پرند و سر به میله های قفس می کوبند و آواز می خوانند؟ واله اند.
واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکّر و بادام دوست
سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست
(غزل ۶۲)

وله، همان حال بلكه مقام حيرتی است كه همراه با وجد و سرور است. همان حالتی كه حافظ گفت: سر و دستار ندانم که کدام اندازم! این حال، حال واله است. شور و شوق سراسر وجود را فرا گرفته است. امام علی علیه السلام در خطبه متقین، چنین دلدادگی و شیدایی و شوری را تصویر کرده است. اگر نبود؛ اجلی که خداوند برای زندگی این جهانی متقیان معین کرده است و عمری که بهره آنان شده است، دمی جان آنان در این جهان قرار پیدا نمی کرد:
«وَ لَوْلاَ الاَْجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْن »
« و اگر سرآمد معیّنى که خداوند براى (زندگى) آنها مقرّر داشته نبود یک چشم بر هم زدن، ارواحشان در پیکرشان قرار و ارام نمی گرفت.»
جان واله همّام تاب نیاورد، فریادی برکشید و مرغ روحش پرواز کرد. سخن امام علی علیه السلام در باره دلدادگی و شیفتگی و شیدایی بر روح انسان متقی، در جسم و جان همام تابید و او را تا مسند گه خورشید چرخ زنان به پرواز آورد…
متقین نه تنها در سینه شان قلبی است که می تپد، بلکه قلب دیکری است، که می توان آن را فؤاد خواند. فؤاد با شوق و شور برانگیخته از یاد خداوند می تپد. فؤاد قلبِ قلب است. اگر جریان خون به حیات طبیعی ما معنا و تداوم می بخشد، فؤاد قلبِ روح است، یاد خداوند غذای روح ماست.
آب را آبی است کو می راندش
روح را روحی است کو می خواندش

مناجات المریدین و نیز مناجات المحبین، امام علی بن حسین علیه السلام را می توان تفسیر مناجات شعبانیه نامید. در مناجات المریدین، شیدایی ناشی از محبت خداوند، بیان شده است:
« وَ لِقاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِى، وَوَصْلُكَ مُنَىٰ نَفْسِى؛ وَ إِلَيْكَ شَوْقِى، وَفِى مَحَبَّتِكَ وَلَهِى »
« و دیدارت نور دیدگانم و وصالت آرمان جانم؛ و اشتیاقم به‌سوی توست، شیفتگی‌ام در عشق توست.»

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)