شعشعه مناجات شعبانیه (۸۵)

حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ

فراسوی پرده های نور

اگر دیده ای نورانی و جان بین یافتیم که روشن از ضیاء نظر به خداوند بود، یعنی پرتو نظر خداوند را باز تاباند، یعنی توانستیم در چشمان او روشنایی الهی را ببینیم، می توانیم از فرا رفتن به فراسوی پرده های نور سخن بگوییم. در واقع به تعبیر گرگانی در رساله تعریفات، ما با چشم خداوند می نگریم. (۱۲) ما خود آینه خدا شده ایم. نجم رازی در مرصاد العباد، رباعی را روایت کرده است، متناسب با بحث ما، و جلوه خداوند در آینه دل و دیده انسان. (۱۳)

عمری است که در راه تو پای است سرم
خاک قدمت به دیدگان می سپرم
زان روی کنون آینه روی توام
از دیده تو به روی تو می نگرم

چنین سلوکی، یعنی طی راه و مراحل با سر! به تعبیر حافظ، رُفتن خاک در میخانه به رخساره، دیدگان انسان را درخشنده می کند؛ و گرنه با چشمان تیره جهان بین یا در واقع نبین! پای از سرای طبیعت بیرون ننهاده ایم، چگونه می توانیم به آفتاب بنگریم و به کوی عشق سفر کنیم؟ به تعبیر عطار:

دیده‌ای کو که روی تو بیند
دیده تیره است و یار در بر ماست
ما درین ره حجاب خویشتنیم
ورنه روی تو در برابر ماست

دیده اید گاهی خسی یا غباری بر چشم می نشیند، نمی توانیم درست ببینیم. این خدشه و خاشاک ظاهری است که مانع دید ما می شود، خدشه های باطنی به مراتب تأثیر بیشتری دارند. قرآن مجید، روی گرداندن از یاد خدا را موجب نابینایی معنوی انسان می داند، زندگی دشوار و تنگ می شود. چنان که ابوالعلاء معرّی از نابینایی ظاهری خود به زندان تعبیر کرده است. طه حسین که خود نابینا بود، برای بیان حال و احوال خویش در آینه ابوالعلاء کتاب « مع ابی العلاء فی سجنه» را نوشت. تعبیر غریبی در این کتاب است، طه حسین نوشته است:« من در بین دیواری سیاه از سیم خاردار و جداری زلال از آبگینه، حرکت می کنم.» (۱۴)
دیوار تیره سیم های خاردار، تنگنای چشمان نابینای اوست، و جدار نازک و زلال آبگینه، دیدگان دل روشن بین او.
اگر همانگونه که چشمان ما افق روشن را می نگرد، دیدگان دل ما توان دیدن افق های هستی را پیدا کند، ما از زندان مکان و زمان و ترکیب تخته بند تن رها می شویم. از دیوار سنگی و حجاب های تاریکی گذر می کنیم، آماده گذار از پرده های نور می شویم.

پی نوشت:
*****
(۱۲) علی بن محمد بن علی الجرجانی، کتاب التعریفات، حققه ابراهیم الابیاری، دارالدیان للتراث، ص ۱۸۱
(۱۳) نجم رازی، مرصاد العباد، به اهتمام محمد امین ریاحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، ص۳۰۶
(۱۴) عبدالرشید الصادق المحمودی، طه حسین بین السیاج و المرایا، ( مصر، عین للدراسات والبحوث الانسانیة الاجتماعیة ، ۱۴۲۵ ق) ص ۴۵

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)