شعشعه مناجات شعبانیه (۸۹)


آواز و نگاه و نجوای نهانی خدا


در مناجات شعبانیه، چهار بار موضوع نظر و هر بار با وصف و زاویه دید مشخصی مطرح شده است. دو بار موضوع نظر، نظرِانسان به خداوند است:
یکم: از خداوند نظری را امید دارد، که آن نظر موهبت الهی باشد، تا بتواند با چنان نظری با شایستگی به خداوند تقرب پیدا کند.
هب لی….وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ
دوم: از خداوند می خواهد تا دیدگان دل او را روشن کند، این روشنایی دل، موجب روشنایی حقیقی دیده می شود، تا بتواند به خداوند بنگرد.
وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ
در مرتبت بعد، سخن از نظرِ خداوند به انسان و داعی است. در دو مورد نیز این نظر مطرح شده است.
یکم: داعی نمی تواند از « حسن نظر» خداوند نومید باشد. همانگونه که در زندگی این جهانی شاهد توجه جمیل خداوند بوده است، انتظار و امید دارد که چنان توجه و نظری در آخرت نیز تداوم داشته باشد:
إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى
دوم: از خداوند می خواهد، به او نظر کند، او را ندا کند و با او نجوا کند:
إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ
موضوع نظر، از دو زاویه دید انسانی و الهی، ، در هر بار با تعبیری مختص به خود مطرح شده است. این منظومه معانی نظر، هنگامی که به اعتلای خود می رسد، دیگر از واژه «نظر»، در مناجات استفاده نشده است، واژه ژرف و رازناک « لاحظ» حضور پیدا می کند. این واژه است که با بار معنایی ویژه خویش می تواند، توفان نورِ مدهوشی را در جان داعی و عاشق برافروزد. اگر در مراحلی از نظر الهی متنعّم بود و به تعبیر حبیب:
قال عَبْدي لَكَ بُشْري
فَتَنَعَّمْ بِالنَّظَرْ (۴)
با مدهوشی و بیخودی، انسان در آستانه جلال خداوند قرار می گیرد و بیخود از شعشعه پرتو ذات می شود. در این منزلت دیگر انسان سخنی نمی گوید، خداوند است که در گوش او آواز می خواند، وجود او تمام چشم و گوش است.« زان که آنجا، جمله اعضا، چشم باید بود و گوش» آن هم چشم خدایی ، گوشی خدایی، تحقق حدیث قدسی که کانون چنین ماجرایی است، حدیث قدسی در مسانید معتبر اهل سنت و شیعه روایت شده است:
ومازال عبدي يتقرب إلي بالنوافل حتى أحبه فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به وبصره الذي يبصر به ويده التي يبطش بها وقدمه التي يمشي بها وإذا سألني لأعطينه وإذا استغفرني لأغفرن له وإذا استعاذني أعذته. (۵)
همواره بنده من، با انجام نوافل به من نزدیک می شود، تا اینکه محبوب من واقع می شود؛ هنگامی که او را دوست دارم، گوش او می شوم که با آن می شنود، چشم او می شوم که با آن می بیند، دست او می شوم که با آن کاری را انجام می دهد، پا و گام های او می شوم که با آن به سویی می رود. اگر از من چیزی بخواهد به او می دهم. اگر طلب بخشش کند، او را می بخشم، اگر از من پناه بجوید، پناهش می دهم.
کانون این حدیث ورود بنده خدا به مقام « محبوب» خداوند است. در چنین مقامی است که خداوند به او می نگرد و او از شوق و شور بیخود و سرمست و مدهوش می شود.


پی نوشت:
********
(۴) دیوان الحبیب، ص ۹۷

(۵) فتح الباری، حدیث شماره ۶۵۰۲. و البخاري ، کتاب الرقاق، باب التواضع، حدیث شماره ۶۵۰۲
تاج الدین محمد بن محمد شعیری، جامع الأخبار  ,  باب :   الفصل الثامن و الثلاثون في صوم رمضان و غيره جلد۱  ,  صفحه۸۱  
( جامع الاخبار از جمله مصادر درجه اول علامه مجلسی در تنظیم بحارالانوار است.)


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)