عطاالله مهاجراني در گفت و گو با اعتماد ملي: براي صلح به آمريكاي جديدي نياز است

دكتر عطا الله مهاجراني وزير فرهنگ اصلاحات چند سالي است كه از حوزه سياست به فرهنگ بازگشته است . دوري از مناصب سياسي اما هرگز باعث نشده است تا او نگاه تيزبينش به رويدادها و حوادث جهان را كاهش يافته بيند. مهاجراني كه هم اكنون در بريتانيا به زندگي و تحصيل مشغول است در ميانه حوادث لبنان از طرح آمريكا و اسراييل براي ساختن خاورميانه اي مي گويد كه محور آن اسراييل خواهد بود و مي گويد طرح خاورميانه بزرگ برخاسته از نگاه اسراييلي هاست . استاد تاريخ سال هاي نه چندان دور دانشگاه تربيت مدرس كه روزگاري به عنوان جوانترين نماينده مجلس شوراي اسلامي نگاه ها را به سوي خود كشانده بود بر اين باور است كه آمريكايي ها هرگز از روند دموكراسي در منطقه دفاع نخواهند كرد چرا كه نتيجه آن را در به قدرت رسيدن جبهه نجات و حماس و ساير گروه هاي اسلامگرا ديده اند . با چنين باوري است كه مهاجراني در گفت و گوي حاضر كه به صورت مكتوب انجام شد مي گويد : به گمانم جهان برای صلح و ثبات خود به امریکای جدیدی احتیاج دارد که صدای گام های چنان امریکایی را می توان در آثار نخبگان امریکایی شنید.
مهران قاسمي

مهران قاسمي: بوش و تیم محافظه کار همراه وی در جریان رقابت های انتخاباتی اولین دور ریاست جمهوری خود ، دموکرات ها- وبه طور خاص کلینتون – را به علت آنچه که گره زدن امنیت ایالات متحده با درگیری های خاورمیانه می خواندند سرزنش می کردند . چه تحولی باعث شده است تا جمهوری خواهان اکنون تا بدین حد سیاست خارجی خود را معطوف به خاورمیانه و به طور خاص مساله فلسطین و اسراییل کنند ؟ با توجه به اینکه در طی سالیان گذشته عملا درگیری های این منطقه هرگز باعث به خطر اقتادن امنیت ملی امریکا نشده بود عاملی را که باعث اولویت آشکار این مساله برای کاخ سفید شده است را چه می دانید؟
مهاجرانی: به گمانم مواضع کاندیداها در پیش از برگزاری انتخابات شبیه حرف هایی است که انقلاب ها هم تا پیش از پیروزی بیان می کنند.معمولا به دهان و ذهن مردم می نگرند، مواضع نخبگان جامعه برایشان اهمیت دارد، می کوشند اشکال و ایرادهای طرف دیگر را بزرگنمایی کنند تا بتوانند رای مردم را کسب کنند. البته در مورد جرج بوش در دور اول انتخابات او نتوانست به لحاظ کمی اکثریت آرا را کسب کند، برگه های ویژه الکترال و رای دادگاه او را رییس جمهور کرد.
خاورمیانه و اسراییل همواره برای امریکا پر اهمیت بوده و هست.گمان نمی کنم بتوان تفاوت عمده ای در رویکرد دموکرات ها و جمهوری خواهان در این باره یافت.اسراییل و لوبی یهودی امروزه در انتخابات امریکا نقش بسیار پررنگی دارد، بوش پدر در انتخابات ریاست حمهوری اش به اسراییل رفت، کنار دیوار ندبه،کلاه سنتی یهودی بر سر دعا کرد،شانه هایش را تکان داد،با هلی کوپتر بالای جولان اشغال شده پرواز کرد و اشغال جولان را از نظر امنیتی برای اسراییل حیاتی دانست.در این مقطع فعلی ،یعنی در نیمه دوم ریاست جمهوری در دور دوم اسراییل قدرت مانور بیشتری پیدا می کند. در این مرحله هم طبیعی است حزب جمهوری خواه که با چالش های جدی رویاروست. به عنوان نمونه،فوکویاما که مهمترین مدافع نظری نئوکان ها بود ، در کتاب تازه اشAmerica at the crossroads به صراحت از تجدید نظر و تغییر مواضعش سخن گفته است.از سویی محبوبیت بوش به حد اقل خود رسیده است. در چنین شرایطی اسراییل دوره طلایی تاثیر گذاری در حکومت امریکا را داراست،وقتی سخن از امنیت ملی امریکاگفته می شود باید گفت که تعریف امریکایی ها از امنیت ملی حفظ و گستزش رهبری جهانی است.جهانی که امریکا آن را رهبری می کند. دبیر کل سازمان ملل در حد کارمند کاخ سفید تلقی می شود. و قطعنامه های شورای امنیت به سلیقه امریکا تنظیم می شود.رسوایی بزرگی بود كه امریکا اجازه نداد اسراییل که کارکنان دفتر سازمان ملل در جنوب لبنان را به تعبیرکوفی عنان تعمدا بمباران کرد محکوم شود.


مهران قاسمي: در فضای پس از 11 سپتامبر و تحت تاثر تغییر دکترین اقتصاد محور حاکم بر تعاملات جهانی – به ویژه برای کشورهای قدرتمند – و جایگزینی دکترینی امنیت محور ، واشنگتن در تعقیب برنامه های خود به نوعی از همراهی و یا حداقل عدم مخالفت جدی رقبای خود سود برد . آیا در گذر زمان و کاهش دغدغه های امنیتی می توان انتظار داشت که با بازگشت به عصر اولویت رقابت های اقتصادی ، این یکه تازی و خود محوری ایالات متحده به چالش کشیده شود ؟ اصولا با دور شدن از فضای 11 سپتامبر چه تحولاتی را در نحوه تعامل قدرت های بزرگ بر سر حوادث و رویدادهای منطقه ای پیش بینی می کنید ؟
مهاجرانی: به گمانم امریکا نمی تواند در عرصه اقتصادی و صنعتی در دهه آینده نقش درجه اولش را حفظ کند.به نمونه قابل توجهی اشاره می کنم. در سال گذشته مصرف فولاد در چین 325 میلیون تن و در امریکا 125 میلیون تن بود.این عدد نشانه اتفاق مهمی ست که در چین افتاده است.از این رو امریکا به نقطه قوتش که توانایی نظامی –سیاسی است تکیه می کند.از این رو هر چه جهان از رقابت های نظامی سیاسی دور شود و رقابت در عرصه اقتصاد در تمامی وجوهش اتفاق بیفتد امریکا نقش محدود تری خواهد داشت.بیهوده نیست که امریکا مدام می کوشد فضای امنیتی را هم در داخل امریکا و هم در بیرون آن تغلیظ کند.


مهران قاسمي: تحولات اخیر خاورمیانه را با توجه به استراتژی خاورمیانه بزرگ کاخ سفید چگونه می بینید ؟ آیا این تحولات در همان راستا صورت گرفته و یا در حالت حداقلی خود به هموار شدن راه برای شکل گیری نظمی جدید در منطقه کمک خواهد کرد یا بالعکس با تهدید این طرح در جهتی مخالف سیاست آمریکا پیش می رود ؟
مهاجرانی: خاورمیانه انگار کانون دنیاست. مرکز تولید نفت و حضور برج دیدبانی امریکا و غرب یعنی اسراییل و نقطه گره خوردن سه قاره و سه دین،امریکا به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم و با کم فروغ شدن تاثیر انگلستان، همواره در صدد بوده است که بر منطقه اعمال حاکمیت کند .پایگاه های متعدد نظامی در منطقه، رژیم های کاملا وابسته یا گوش به فرمان،سلطه بر نفت و بازار نفت،باعث شده است که امریکا همیشه برای خاورمیانه طرح و برنامه داشته باشد. محمد رضا شاه در مقدمه اخرین کتابش از امریکایی ها گله می کند که چرا با او چنان رفتاری دارند. مثلا اجازه ورود به امریکا به او ندادند یا او و فرح را به یک بیمارستان روانی فرستادند،...حرف شاه نشانه ای است که امریکا در منطقه دولت هایی گوش به فرمان می خواهد اگر مقاومتی در برابر امریکا اتفاق افتاد باید نابود شود.اگر امریکا و اسراییل موفق شوند اراده خود را اعمال کنند و شعله مقاومت در منطقه را خاموش کنند به گمانم برای سال های طولانی شاهد یاس و رکود خواهیم بود. برعکس در این تقابل که شیمون پرز هم آن را برای اسراییل مبارزه برای بقا خوانده است پیروزی مقاومت،پیروزی مسلمانان در یک مقطع تاریخی بسیار پر اهمیت خواهد بود.
گویی با دو خاورمیانه رویارو هستیم طرح امریکا و طرح دیگری که مقاومت نمودار آن است همان حرفی که عمرو موسی امروز زد :"خاورمیانه دید را کشور های منطقه خواهند ساخت."


مهران قاسمي: اسراییل در دهه های گذشته امنیت خود را بر ناامنی و به نحوی انتقال هراس از خود به درون مرزهای همسایگانش استوار کرده است . حوادث اخیر – چه در غزه و چه در لبنان – نشان داد که هر نوع ناامنی و یا هراس آفرینی در مناطق مجاور می تواند به سرعت به درون اراضی تحت کنترل تل آویو نفوذ کرده و این رژیم را متاثر از خود کند . آیا این امر می تواند به تغییر معادله امنیت در ذهن سیاستمداران اسراییلی منجر شده و نحوه تعامل این رژیم با همسایگانش را تغییر دهد ؟ آیا تصور می کنید بعد از پایان درگیری های حاضر می توان انتظار آرامشی پایدار را داشت ؟
مهاجرانی: اسراییل کشور نیست یک موسسه نظامی-امنیتی است.که سرزمینی را غصب کرده است.چنین سیستمی همواره نیاز دارد که شرایط را برای مردم سرزمین های اشغالی نا امن نشان دهد تا ارتش برای بقای سایه بسیار سنگینش و توسعه طلبی اش بهانه داشته باشد.اخیرا سایت وزارت خارجه اسراییل را نگاه می کردم به تمامی نقشه های جغراقیایی که استناد می شود و نقشه در سایت قابل دسترسی است این نکته نوشته شده که این نقشه ها قابل استناد حقوقی و سیاسی نیست!در واقعااسرییل هیچ همسایه ای را به رسمیت نمی شناسد تا بتواند مرزهایش را از نیل تا فرات ادامه دهد .همان دو خط آبی که در حاشیه پرچم اسراییل دیده می شود نماد همین توسعه طلبی است.خانم رایس به نبی بری گفته است آوارگان لبنانی که از جنوب لبنان گریخته اند دیگر نباید باز گردند. ارتش اسراییل هم از اشغال لبنان تا رود لیطانی صحبت می کند.نکته ای در پرسش اشاره شده در مورد تاثیر یا سرایت ناامنی به درون اسراییل، از این روست که برای نخستین بار شهر های اسراییل مثل حیفا موشکباران شده است.اسراییل تا به حال چنین تجربه ای را نداشته است.
در مورد آینده نمی توان پیش بینی کرد، پیروزی مقاومت می تواند شرایط منطقه را دگرگون کند.آرامش پایدار تنها با رفع اشغال فلسطین و لبنان و سوریه ممکن است.


مهران قاسمي: حزب الله در سال های اخیر تمایل خود را برای تبدیل شدن به یک حزب و جریان سیاسی نشان داده و در ساختار سیاسی لبنان هم مشارکت کرده بود . با توجه به اینکه سیاست آمریکا بر مبنای ورود گروه های مبارز و حتی شبه نظامیان مخالف دولت ها به روند سیاسی و پذیرش ساز و کاریها دموکراتیکی است که در نهایت به محدود شدن آن ها می انجامد ، چرا در این مورد آمریکا استانداردی دوگانه را به نمایش گذاشته است ؟ در مورد حماس نیز این رفتار به صورت مشابهی صورت گرفته است . در حالی که ورود اخوان المسلمین مصر به رقابت های سیاسی از سوی غرب رویدادی میمون تلقی شده است اما حماس به عنوان شاخه فلسطینی این جمعیت ، نه تنها تشویق به پیوستن به ساختار سیاسی و مشارکت در آن نشده که با انواع محدودیت هایی که ظاهرا در نهایت هدفی جز سرنگونی دولت این جنبش ندارند روبرو شده است . تحلیل شما از این روند چیست ؟
مهاجرانی: استاندارهای دو گانه تقریبا در همه امور و در اصول سیاست امریکا قابل اشاره است.در قاموس امریکا دموکراسی و آزادی وقتی تحقق می یابد که آن کشور و ملت در ارده امریکا ذوب شود.امریکا گمان نمی کرد که حماس با چنان پیروزی درخشانی در انتخابات رای مردم فلسطین را کسب کند از این رو می بینیم که اسراییل و امریکا از زمان پیروزی حماس،نگذاشته اند دولت حماس شکل بگیرد.شاید هم امریکا گمان می کرد که می تواند حماس را کنترل کند.این که چنین گمانی چرا اتفاق می افتاد شایسته بررسی است.در مورد اخوان المسلمین هم چنان چه اخوان در یک انتخابات آزاد پیروز شود و از خود استقلال نشان دهد حتما امریکا از اخوان حمایت نمی کند. گمان می کنم امریکا برای اعمال فشار بر مبارک و امتیاز گیری بیشتر از او گه گاه با از دموکراسی صحبت می کند تا مبارک به ناگزیر بیشتر به دامان امریکا پناه ببرد.نکته آخر این است که اخوان در مصر بر خلاف حزب الله و حماس شاخه نظامی ندارد.از این رو نگرانی نسبت به آن ها هم کاهش پیدا می کند.


مهران قاسمي: درگیری اخیر میان حزب الله و اسراییل ، نخستین نمونه از درگیری های گسترده ای است که دولت ها دیگر در آن نقشی ندارند و گروه ها و جنبش های مردمی بازیگر اصلی محسوب می شوند . تاثیر این روند را بر تحولات منطقه ای و حتی برهم کنش نیروها در درون کشورهای منطقه چگونه ارزیابی می کنید ؟ آیا جایگزین شدن نیرویی مردمی به جای دولت در عرصه ای چون امنیت ، که قاعدتا قلمرو خاص دولت است می تواند از لبنان به سایر کشورهای منطقه و از این عرصه به سایر عرصه ها تسری یافته و ساختار منطقه را در بعد میزان ایفای نقش مردم و مشارکت آن ها تغییردهد ؟
مهاجرانی: واقعا رویارویی حزب الله و ارتش و دولت اسراییل شگفت انگیز ترین پدیده قرن است.در طی پنج جنگ گذشته اعراب با اسراییل این نخستین بار است که یک جریان مقاومت در برابر اسراییل ایستاده است.نفس ایستادگی تا همین اندازه هم امری فوق تصور است. نشانه روشنی است که افسانه شکست ناپذیری ارتش اسراییل شکسته است. در عراق و افغانستان نیز با توجه به تفاوت های اساسی که با هم دارند چنین جریانی مشاهده می شود.گمان نمی کنم در دراز مدت چنین وضعیتی قابل دوام باشد.طبیعی است در شرایطی که دولت ملی و مردم لبنان تشخیص دهند چنین دو گانگی حل خواهد شد.


مهران قاسمي: درگیری اسراییل در دو جبهه لبنان و غزه برخی از تحلیلگران را به این باور رسانده است که این حوادث با سناریویی از پیش تعیین شده از سوی اسراییل اجرا شده اند . به عبارت دیگر اسراییل برای اقدامات اخیر خود برنامه ریزی کرده و تنها به دنبال دستاویزی برای تسریع اجرای آنها بود . در این مورد چه نظری دارید ؟
مهاجرانی: سید حسن نصرالله در سخنان اخیرش به همین موضوع اشاره کرد که اسراییل آماده حمله به لبنان شده بود . مانور نظامی را در هوا و دریا و زمین در دهه آخر خرداد بر گزار کرد.در صدد آماده سازی سیاسی تبلیغاتی برای آغاز جنگ بود . حزب الله با اسارت دو سرباز اسراییلی در و اقع چنین فرصتی را از اسراییل گرفت.رییس سابق موساد نیز در مقاله ای که در روزنامه معاریومنتشر کرد از آغاز جنگ توسط اسراییل انتقاد کرد گویی می خواست بگوید که جنگ به مقدمات بیشتری احتیاج دارد. مواضع امریکا و شورای امنیت سازمان ملل نشان داد که آنان چندان غافلگیر نشده اند و اسراییل را به ادامه جنگ تشویق کردند.مثل موضع گیری سران 8 در پیترزبورگ،


مهران قاسمي: اسراییل با توجه به انبوه تلفاتی که در اثر حملات مبارزان فلسطینی متحمل می شد و هزینه بالای حفظ امنیت در این مناطق از غزه عقب نشست . در آن زمان برخی معتقد بودند این عقب نشینی تاکتیکی برای کاهش میزان تلفات و همزمان آرام کردن آتش مقاومت است . در شرایط فعلی آیا تصور می کنید اسراییل طرحی برای بازپس گیری برخی مناطق از تشکیلات خودگردان داشته باشد ؟
مهاجرانی: اسراییل اساسا اجازه نمی دهد که منطقه ای واقعا خود گردان اداره شود.این که هر وقت اسراییل تشخیص دهد تانکهایش تا منطقه خودگردان بیایندو وزرا را دستگیر و زندانی کند وزارت خانه ها را ویران کند .خود گردانی یک شوخی کهنه است.همه سرنوشت طرح صلح و تفسیر و اجرای آ« به اسراییل سپرده شده است.از این رو به گمانم اسراییل هیچ وقت تشکیل دولت فلسطینی را تحمل نمی کند.


مهران قاسمي: تاثیر سیاست تعیین یکجانبه مرزها را که اولمرت برنامه های انتخاباتی خود را حول آن متمرکز کرده بود بر آینده تحولات منطقه چه می دانید ؟
مهاجرانی: در اجلاس وزرای خارجه عرب در قاهره تمام حرف را عمرو موسی بیان کرد . صریح گفت که طرح صلح مرده است و امریکا و غرب پرونده را دست اسراییل داده اند تا یک جانبه هر گونه خواست عمل کند.بی اعتنایی امریکا و اسراییل نسبت به محمود عباس نشان می دهد که او را نیز برگه ای سوخته تلقی می کنند.وقتی اولمرت از سیاست یک جانبه حرف می زند معنی اش همین است که فلسطینی ها و کشورهای همسایه نقشی ندارند.


مهران قاسمي: تل آویو خواستار آن شده است که منطقه ای امن در نزدیکی مرزهای این رژیم با لبنان ایجاد گردیده و ارتش لبنان در آن منطقه مستقر گردد . آیا تشکیل این منطقه که قاعدتا با هدف به عقب راندن حزب الله صورت می گیرد می تواند متضمن ثباتی پایدار باشد ؟ آیا حضور نیروهای حافظ صلح و یا نیروهای ناتو ، که به کرات از سوی اسراییل و کشورهای غربی پیشنهاد شده است ، می تواند آرامش را به منطقه بازگرداند ؟
مهاجرانی: هنوز از کم و کیف منطقه حائل و ترکیب نیروهای سازمان ملل اطلاعی نداریم. طرح این موضوع هم در واقع جنگ روانی علیه لبنان و حزب الله است. علامه سید محمد حسین فضل الله در مصاحبه با غسان بن جدو می گفت: این نیرو های سازمان ملل بروند در طرف اسراییل چرا از منطقه حائل در لبنان صحبت می شود؟


مهران قاسمي: علت سکوت آمریکا در قبال درگیری لبنان که ظاهرا می تواند مدت ها به طول انجامد و منطقه را درگیر جنگی شاید فراگیرتر کند را چه می دانید ؟
مهاجرانی: می خواهند اسراییل فرصت لازم را برای نابودی حزب الله در اختیار داشته باشد.وقتی رایس می گوید کشتارهای لبنان توسط اسراییل درد زایمان خاورمیانه جدید است. پیداست امریکا برای لبنان و منطقه طرح های بلند مدتی دارد که آغاز آن از دید آنان نابودی حزب الله است.


مهران قاسمي: عقب نشینی نظامی سوریه و خلا ایجاد شده در لبنان را تا چه حد در این بحران موثر می دانید ؟ آیا رد صورت حضور سوری ها ، اسراییل در هراس از درگیری گسترده نظامی ، که می توانست دیگر کشورهای عرب را هم وارد عرصه کند ، باز هم حاضر به حمله به لبنان می شد ؟ آیا می توان فشار بر سوریه را پیش از ترور حریری، برای ترک لبنان ، نوعی زمینه سازی برای اقدامات فعلی اسراییل که با هدف حذف و یا خلع سلاح حزب الله صورت می گیرد تلقی نمود ؟
مهاجرانی: تردیدی نیست که در شرایط حضور ارتش سوریه در لبنان اسراییل نمی توانست با خاطر آسوده طرح خود را پیش ببرد. از این رو حادثه مشکوک تروررفیق حریری پیش آمد که بهانه ای برای برخورد با سوریه فراهم شود که شد.ببینید آنقدر که سازمان ملل نگران ترور حریری بود نگران لبنان نیست!در واقع چنان که در پرسش اشاره شده اسراییل فعلا مشغئل برداشتن گام دوم است


مهران قاسمي: علت بی تفاوتی اعراب و حتی مواضع انتقادی آن ها در برابر حزب الله چیست ؟ چه عاملی باعث شده است تا صفوف سابقا پیوسته اعراب در برابر اسراییل این چنین دچار گسست شود ؟ آیا تصور نمی کنید زمانی برای شکل گیری پیمان های امنیتی میان اعراب و شاید در بعدی گسترده تر میان جهان اسلام فرا رسیده است ؟
مهاجرانی: از پیمان ها کاری ساخته نیست.به قول عرب ها سیاهی مرکب است بر سفیدی کاغذ. تا امریکا در امور کشور های عربی و اسلامی دخالت می کند وشاه کشوری را مطابق سلیقه اش تغییر می دهد.به کشور های دیگر مسلمان کمک اقتصادی می کند، تقزیبا در تمامی کشورهای منطقه به استثنای ایران و سوریه و لبنان پایگاه نظامی دارد.از مصر و اردن و ...چه انتظاری داریم. داوری تلخ و تاریخی در مصاحبه نصرالله مطرح شد. نصرالله خطاب به کشور های عربی گفت ما نه به قلوب شما نیاز داریم و نه به شمشیر های شما. شما ها در این معرکه بین جلاد و قربانی بی طرف باشید. گمان نمی کنم این حرف درست و درشت در این روزگار غریب از ذهن حکومت های عرب منطقه فراموش شود.
علاوه بر آن اکثریت حکومت های منطقه پشتوانه ملی و مردمی ندارند. در واقع در کشور خویش با مقاومت رو در رو هستند چگونه می توانند از حزب الله دفاع کنند؟ و سخن آخر این که اختلاف در بین کشور های اسلامی یک پروژه همیشگی است که در چنین روزهایی جواب بدهد، شاید هم می خواهند مسلمانان در هر برهه ای از تاریخ در گیر مساله بقای خود باشند و همواره نیازمند باقی بمانند. چه کسانی صدام را تشویق به حمله به ایران کردند ، و دو دهه بلکه بیشتر توان و سرمایه مسلمانان را نابود کردند؟

مهران قاسمي: تاثیر حوادث لبنان و فلسطین را بر تحت فشار قرار دادن سوریه ، به عنوان عضوی از محور اهریمنی بوش ، چه می دانید ؟ آیا اسراییل قصد گسترش درگیری به سوریه را دارد ؟ در صورت درگیری احتمالی واکنش سایر اعراب را چگونه ارزیابی می کنید ؟
مهاجرانی: به گمانم گام بعدی در صورت پیروزی اسراییل در لبنان، سوریه است. من در حیرتم از موضعگیزی عجیب ایران که اعلام کرد در صورت حمله اسراییل به سوریه ایران بی تفاوت نمی ماند.این موضع گیری یک اشتباه استراتژیک در تاریخ ماست.یعنی لبنان و حزب الله برای ما اهمیت درجه دوم دارند؟ اگر اسراییل در لبنان به موفقیت برسدو گام بعدی تغییر رژیم در سوریه خواهد بود.ضاهرا خدام را برای چنان روزی خریده اند.هر چند وقتش که برسد به او هم اعتماد نمی کنند. جهاد خازن نوشته بود . سرنوشت دوستان امریکا از دشمنان امریکا- از زاویه شیوه برخورد امریکا- غم انگیز تر است.مثل سرنوشت ترحم انگیز محمدزضا شاه .
گمان نمی کنم از اعراب غیر از سر و صدا شاهد اتفاق دیگری باشیم. نزار قبانی شعر شگفت انگیزی دارد که در بین روشنفکران و مردم عرب و مسلمان ضرب المثل شده است:
اذا خسرنا الحرب لا غرابه
لاننا ندخلها
بکل ما یملکه الشرقی من مواهب الخطابه
بالعنتریات التی ما قتلت ذبابه
لاننا ندخلها
بمنطق الطبله و الربابه
اگر در جنگ شکست بخوریم،از میراث شرقی خطابه استفاده می کنیم،سرگرم شعار هايی می شویم که آزارش به پشه هم نمی رسد،منطق ما طبالی و سر و صداست.
همه شاهد بودیم که در تقابل جلاد و قربانی به تعبیر نصرالله از جلاد دفاع کردند و سخن آنان هنوز هم نقل روزنامه ها و مسئولان اسراییلی است که حزب الله مساله اسراییل فقط نیست.


مهران قاسمي: توان حزب الله برای مقاومت تا چه حدی است ؟ آیا اسراییل پیش از درگیری برآوردی از توان هجومی این گروه داشت ؟ تاثیر اقدامات حزب الله بر افکار عمومی درون اسراییل چه بوده است ؟ آیا دولت اولمرت برای توقف این درگیری تحت فشار قرار گرفته یا موفق شده است افکار عمومی را به نفع خود بسیج کند؟
مهاجرانی: در همه عرصه ها حزب الله از خود قابلیت بسیاری نشان داده است.انهدام ناو جنگی اسراییل در مدیترانه، موشکباران-سایت فارسی بی بی سی می گوید موشک پرانی!-حیفا که در واقع مرکز مهم اقتصادی و صنعتی محسوب می شود،مواجهه قدرتمندانه در زمین و در درگیری های بنت جبیل و مارون الراس نشان داد که حزب الله حریف توانایی است و می تواند اسراییل را غافل گیر کند،مثل تعبیر معروف نصرالله که مرحله حیفا و مرحله بعد از حیفا و مرحله بعد از بعدازحیفا،نشانه های توانایی حزب الله در عرصه های مختلف است . بی تردید چنان چه حزب الله بتواند این نفس بلند افسانه ای اش را در مقاومت حفظ کند. نقش دوران سازی در تاریخ منطقه ایفا می کند.تا به امروز حزب الله توانسته افکار مسلمانان را در سراسر دنیای اسلام به خود جلب کند.گاه ظرافت هایی هم دیده می شود. دیروز جوان الجزایری به من می گفت:این که می پرسیدند متی نصرالله؟
حالا خداوند نصرالله را فرستاده است!تصویری است از این واقعیت که مقاومت آرزو و آرمان گمشده مسلمانان بوده است که یافت شده.
اسراییلی ها حزب الله را جدی گرفتند از چند روز پيش شیوه جنگی شان را تغییر دادند و به جای تکیه بر نیروی زمینی مجددا به بمباران هوایی پرداختند. یعنی مقاومت حزب الله در زمین ارتش اسراییل را متوقف کرده است.در روزنامه های اسراییلی هم می توان نمونه هایی را یافت که از دولت اولمرت به دلیل محاسبه اشتباه در مورد توان حزب الله انتقاد کرده اند.نسخه انگلیسی روزنامه های اسراییلی از طریق اینترنت قابل دسترسی است.روزنامه عربی السفیر هم هر روزه خلاصه مقالات روزنامه های اسراییل را درج می کند.


مهران قاسمي: برخی تحلیلگران معتقدند سیاست آمریکا بعد از این درگیری ها از تغییر آرام و پیوسته دولت ها در خاورمیانه و تطابق آنها با الگوی دموکراسی مد نظر واشنگتن به سمت و سویی دیگر رفته و کاخ سفید حاضر نخواهد بود به کشورهای منطقه و به طور خاص دوستان خود فرصتی نامحدود برای این امر بدهد چرا که فقدان دموکراسی را اکنون بیش از گذشته عامل شکل گیری گروه های مبارز و گاه زیرزمینی می داند که می توانند در تعاملات و تحولات منطقه ای نقشی پر رنگ تر از قبل داشته باشند . آیا با این دیدگاه موافق هستید ؟ اصولا تاثیر این رویدادها را بر تعامل واشنگتن با کشورهای جهان عرب چگونه می بینید ؟
مهاجرانی: اساسا امریکا نه اعتقادی به دموکراسی دارد و نه آزادی،منظورم دولت فعلی امریکا و مشخصا نئوکان هاست.اگر کشوری تسلیم منافع امریکا باشد اگر همه نخبگانش را به زندان بیفکند و روزنامه ها را توقیف کند امریکا مشکلی ندارد.علاوه بر آن امریکا به تجربه دیده که ثمره انتخابات آزاد و دموکراسی می شود پیروزی حماس و جبهه نجات در الجزایر یا اخوان در مصر.توماس فریدمن در مقاله ای که علیه نصرالله نوشته بود گفته بود که حزب الله جریان دموکراسی در منطقه را با مشکل مواجه کرد دیگر امریکا از جریان های دموکرات دفاع نخواهد کرد.


مهران قاسمي: درگیری ها اخیر باردیگر ضعف رسانه ای جهان اسلام را آشکار ساخت . محروم ماندن از امکان انتشار آرا و نظرات و حتی در شکل حداقلی آن فراهم آوردن امکان انتشار اخبار واقعی و فیلتر نشده عملا مانع استفاده جهان اسلام از توان بالقوه افکار عمومی جهانیان به ویژه غرب شده و بدین ترتیب ابزاری قدرتمند برای فشار بر حاکمان از دست می رود . برای پوشاندن این ضعف چه راهکاری در نظر دارید؟ اصولا نقش رسانه ها را در این درگیری های منطقه ای چگونه می بینید ؟
مهاجرانی: واقعیت تلخی است که مسلمانان رسانه جهانی در اختیار ندارند.رسانه قدرتمند و موثری مثل الجزیره هم در دنیای عرب برد دارد و نه حتی در جهان اسلام. در حالی کهاسراییل از این بعد در واقع امپراتوری رسانه ای در اختیار دارد.از جمله دلایلش استبداد موجود در جهان اسلام است که اساسا کار رسانه ای جهانی را بر نمی تابد مگر این که در خدمت او باشد.


مهران قاسمي: رایس از خاورمیانه ای جدید سخن گفته است که دیگر نشانی از خاورمیانه به همراه نخواهد داشت . خاورمیانه مطلوب آمریکا چه ویژگی هایی دارد ؟ آیا تلاش برای ایجاد چنین خاورمیانه ای بر خلاف خواست ملت ها به تشکیل همان گروه های مخالف و مسلحی که آمریکا برای تامین امنیت خود خواهان ورود ان ها به فاز سیاسی است نخواهد شد ؟
مهاجرانی: امریکایی ها از خاورمیانه بزرگ صحبت می کردند. اولین بار به گمانم همزمان با مذاکرات صلح اعراب و اسراییل،شیمون پرز این اصطلاح را در کتابش که همین عنوان را داشت مطرح کرد.خلاصه قصه این است که در خاورمیانه جدید اسراییل محور خواهد بود. محور سیاسی،و اقتصادی.


مهران قاسمي: آمریکا در آستانه انتخابات میان دوره ای قرار دارد . تاثیر این تحولات را بر انتخابات درونی آمریکا چه می دانید ؟ آیا ادامه درگیری ها می تواند به تضعیف هر چه بیشتر موقعیت محافظه کاران منجر شود یا مردمان آمریکا ترجیح می دهند با توجه به اولویت های داخلی خود آرایشان را شکل بدهند ؟
مهاجرانی: اين تحولات از همان زمره خواب هایی است که امریکا برای منطقه دیده است اما واقعیت ها از آرزوهای امریکا فاصله زیادی دارد.عراق و افغانستان و لبنان پیش روی ماست. به گمانم جهان برای صلح و ثبات خود به امریکای جدیدی احتیاج دارد که صدای گام های چنان امریکایی را می توان در آثار نخبگان امریکایی شنید.


مهران قاسمي: چه تفاوتی میان رویکرد جمهوری خواهان و دموکرات ها به مساله خاورمیانه می بینید ؟ آیا با روی کار آمدن دولتی دموکرات می توان انتظار تغییری جدی در مواضع آمریکا داشت ؟ به صورت عام آیا تفاوتی در رویکرد این دو حزب به اسراییل وجود دارد ؟
مهاجرانی: انتخابات نوامبر می تواند معیار خوبی برای ارزیابی باشد.ظاهرا بوش و جمهوری خواه ها در موقعیت ضعیفی هستند مثل موقعیت بلر و حزب کارگر در انگلیس،هر چند اگر تیم بوش بتوانند مردم امریکا را نگران کنند گاه مردم از ترسشان ممکن است مجددا به جمهوری خواهان رای بدهند. قبلا هم اشاره کردم قائل به اختلاف استراتژیک میان آنان نیستم. البته لبنان می تواند در این مرحله تاثیر گذار باشد.سرنوشت انتخابات آتی امریکا را حزب الله روشن می کند!
(روزنامه اعتماد ملی)