سالیان زیادی است که تاریخ از مشروطیت عبور کرده است. دورانی که در آن ایرانیان به طور جدی در مقابل استبداد به صف شدند. امروز با گذشت از آن سالها این پرسش یه صورت جدی وجود دارد که اگر واقعا جریان مشروطه رخ نمی داد اکنون ایران به لحاظ اجتماعی چه شرایطی را باید تحمل می کرد. عطاءالله مهاجرانی معتقد است: مشروطیت نخستین نهیب بر استبداد بود. به نظر می رسد حق با او باشد. مهاجرانی در این گفتگوی کوتاه با ما مشروطیت را یک سرمایه ملی معرفی می کند. سرمایه ای که هرچند شبیه مزرعه ای سوخته است اما مقابله با استبداد را در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت کرده است. متن اين گفتگو را در ادامه بخوانيد:
سهامالدین بورقانی
اولين تصويري كه مشروطه در ذهن شما ايجاد مي كند چيست؟
مشروطيت در ذهنم با يك تصوير شكل مي گيرد و محو مي شود. تصوير يك مزرعه نيم سوخته، مي خواهيم در لابلاي خوشه هاي سوخته دانه هاي سالم دود زده را پيدا كنيم. اما واقعيت اين است كه همين مزرعه خاطره اي از آزادي و عدالت خواهي را در ذهن ملت ما زنده و بيدار مي كند.
مشروطه چه ويژگي هايي دارد و چه دستاوردهايي براي ما به همراه داشت؟
مشروطيت براي نخستين بار، نهضت ملي را در ايران نمايان كرد. به دليل تنوع جغرافيايي و تنوع قومي و مذهبي تا پيش از مشروطيت چنان حركت ملي فراگيري را در ايران شاهد نبوده ايم. حس ملي، از ويژگي هاي قابل اعتناي مشروطيت است.
دوم: براي نخستين بار عدالت يعني مبارزه با استبداد، تبديل به شعار اصلي مردم شد. مهمترين خصيصه تاريخ ايران استبداد بوده و هست. مشروطيت نهيبي به استبداد بود. سوم: براي نخستين بار علماي ديني مثل علامه ناييني كوشيدند مفاهيمي مثل استبداد را نقد و تفسير كنند. اولين بار بود كه روحانيت چنين رويكردي را نشان مي داد.
اگر انقلاب مشروطه رخ نمي داد ما در حال حاضر چه وضعيتي داشتيم؟
حال که مشروطیت را به عنوان یک میراث و خاطره داریم وضعمان این است اگر نداشتیم؟ تفاوت اش واقعا همین است ملتی که در حافظه تاریخی خود خاطره مبارزه با استبداد و ارتجاع را دارد، عدالت طلب بوده است، این خود سرمایه ای برای پیشرفت است. گرچه اگر ملتی تاریخی حافظه تاریخی نداشت، تلخی رنج هایش دو چندان می شود.
آن کس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید بسی خفته نماند
شما استاد تاريخ هستيد. اساسا با مقوله تاريخ چگونه ايد؟ عبرت هاي تاريخي چيست؟ عبرت ها و درس هاي ما از مشروطه چه مي تواند باشد؟
تاریخ بر اندوه آن که تاریخ می خواند یا می داند می افزاید. به تعبیر کتاب مقدس کثرت دانش با کثرت غم همراه است. برای من تاریخ ایران آینه اندوه است. ملت و کشوری بزرگ که ازدو هزار سال پیش تا به امروز همواره کوچک شده است. این تحلیل رفتن فقط در قلمرو سرزمینی نبوده است. در قلمرو دانش و دانایی هم کوچک شده ایم...عبرت تاریخ همین است، چرا عقب مانده ایم و چرا در مقاطعی چراغ دانش در این سرزمین با تمام درخشش افروخته بوده است؟ این مهمترین عبرت تاریخ ماست.
مشروطه تحولات كيفي فراواني را موجب شده است. آيا مشروطه را به عنوان شروع تحولات جامعه ايراني به سمت مدرنيته قبول داريد؟
به گمانم نقطه آغاز تحول در ایران اصلاحات امیر کبیر است. که البته در این سرزمین ناتمامی، آن اصلاحات با قتل حسرت بار امیر کبیر ناتمام ماند.
جنبش مشروطه را در جهت اهدافي كه داشت موفق ارزيابي مي كنيد يا ناموفق؟
مشروطیت به سرانجام نرسید. استبداد صغیر و بعدا استبداد پهلوی اول،شکوفه های آزادی و عدالت خواهی و انتخابات آزاد را سوزاند، مشروطیت تبدیل به یک خاطره شد و نه یک جریان تاریخی اجتماعی زنده و پیشرونده.
در نخستين پارلمان ايران پس از مشروطيت با طيف ناهمخواني از نمايندگان مواجه هستيم، از بزاز و نانوا گرفته تا روشنفكران، هر كدام داراي يك راي و نظر بودند كه در نتيجه آن مجلس به شدت متشتت شده بود. برخي اين مسائل را يكي از دلايل شكست مشروطه مي دانند. نظر شما دراين باره چيست؟
مجلس اول از زمره مهمترین نقاط افتخار ملت ایران است. انصافا سند درخشان مذاکرات مجلس اول، نشانه روشنی از هوشمندی ملت ماست. از جهاتی مجلس اول مشروطه بر مجلس اول انقلاب اسلامی برتری دارد. مذاکرات هر دو مجلس پیش روی ماست.