صد كتاب قبل ازصدسالگي! در باره کتاب حاج آخوند، نوشته: محمد رضا زائری


فضاي سياسي و اجتماعي پس از انقلاب شرايط جديدي براي روحانيت به وجود آورد و سرنوشتي متفاوت براي حوزه هاي علميه رقم زد. روحانيون كه صدها سال به حجره نشيني و ساده زيستي و دوري از مظاهر دنيا شناخته مي شدند يكباره در جايگاه مسؤوليت هاي رسمي و مناصب مختلف قرار گرفتند و مردم كه از روحانيت غالبا سيمايي معنوي و عرفاني در خاطر داشتند با نسلي از روحانيت مواجه شدند كه حرفهاي سياسي مي زدند و تصميم هاي اجرايي مي گرفتند و داراي قدرت و امكانات و اختيار فراوان بودند.
اين موقعيت جديد تصوير جديدي از روحانيت در افكار عمومي شكل داد و گرچه اين تصوير چندان هم دقيق نبود ولي در هر حال به تلقي و تصور عمومي در جامعه تبديل شد.
از سوي ديگر تحولات سبك زندگي و تغييرات عمومي در حوزه اجتماعي و فرهنگي نوعي گرايش و اشتياق به مضامين و محتواي عرفاني و معنوي را افزايش داد و مجموع اين عوامل انگار نوعي دلتنگي براي قشري از روحانيت عارف مسلك و دنياگريز و مردم دوست را در مخاطب ايجاد كرد. در چنين فضايي آثاري از كتاب تا فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني توليد شد كه با استقبال نيز مواجه گرديد.
نخستين اثر در اين فضا كتاب "فضيلت هاي فراموش شده" بود كه روزنامه و مؤسسه اطلاعات در شرح احوالات مرحوم شيخ عباس راشد تربتي (پدر مرحوم عبدالحسين راشد واعظ مشهور) منتشر ساخت و پس از آن كتابهاي ديگري در شرح احوالات و داستان هاي زندگي برخي روحانيان اهل معرفت و معنويت همچون مرحوم نخودكي و... به چاپ رسيد.
در سال گذشته دكتر عطاء الله مهاجراني كه بعد از دوران وزارت ارشاد و مسؤوليتهاي ديگر اجرايي و سياسي به خارج از كشور مهاجرت كرده و بيشتر مشغول تأليف و نگارش است كتابي با عنوان "حاج آخوند" در همين حال و هوا منتشر كرد.
مهاجراني كه صاحب قلمي توانا و نثري شيرين است، در اين كتاب شخصيتي واقعي به نام مرحوم شيخ محمود صالحاني را معرفي مي كند كه در روستاي مهاجران زادگاه نويسنده ساكن بوده و او تا سالهاي آغاز جواني خود و پيش از درگذشت آن بزرگوار با ايشان ارتباط نزديك و فراوان داشته است.
شخصيت و زندگاني "حاج آخوند" چنان متفاوت و اثرگذار و شگفت است كه هر خواننده اي را به خود جذب مي كند و با كتاب همراه مي سازد.
حاج آخوند يك روحاني ساده است كه در يك روستا زندگي مي كند و همراه و مانند بقيه مردم محل به دامداري و كشاورزي مشغول است، اما از يك سو بسيار عميق و اهل فكر و انديشه است و از سوي ديگر بسيار اهل ذوق و لطايف معنوي. هم با هموطنان مسيحي رفاقت دارد و هم يك كمونيست بي اعتقاد به دين مريد او مي شود. هم با نوجوان عقب مانده ذهني انس مي گيرد و هم يك استاد دانشگاه ساعتها گفت و گو مي كند.
مهاجراني در اين كتاب خاطراتي كهنه را با زباني داستاني و تازه و با نثري بسيار دلنشين روايت كرده و چهره جديدي از روحانيت به خواننده نشان داده است.
كتاب بلافاصله بعد از انتشار با چنان استقبال گسترده و عجيبي روبرو گرديد كه هم در مدتي كوتاه چند بار تجديد چاپ شد و هم نويسنده كتاب ديگري با عنوان "شيخ بي خانقاه" در ادامه آن نوشت و به چاپ رساند.
كتاب "حاج آخوند" از چهل و سه قطعه تشكيل شده است كه هر يك حدودا پنج شش صفحه هستند و گرچه مستقلا نيز مي توان هر كدام خواند و لذت برد اما در مجموع نيز به هم نوعي وابستگي و پيوستگي غيرآشكار دارند.
نويسنده با ظرافت مضامين متنوع از فرهنگ و هنر و ادبيات و ميراث معنوي ايران اسلامي تا آداب و عادات زندگي روستايي را در لابلاي كتاب پراكنده و محتواي خواندني و جذابي از اشعار شاهنامه و ديوان حافظ تا رباعيات خيام نيز مانند نگين هايي قيمتي بر اين اثر هنري نشانده كه كتاب را خواندني تر و اثرگذارتر كرده است.
(يادداشت روزنامه شهرآرا)
https://telegram.me/morzaeri

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)