نقد « تحریف مدرن» اندیشه و سلوک امام خمینی (۹)


ج - روایت سرلشکر وفیق سامرایی


وفیق السامرایی، ( متولد ۱۹۴۷ -)مسئول اطلاعات ارتش عراق در دوران صدام، و نیز مشاور امنیت ملی جلال طالبانی در سال ۲۰۰۵ بوده است. سامرایی در دوران جنگ عراق و ایران از فرماندهان اطلاعاتی عراق در جنگ بوده است. خاطرات او به ویژه در مقطعی که به جنگ هشت ساله عراق و ایران پرداخته، حاوی نکات بسیار مهمی است. او که با صدام مشکل پیدا کرده بود. از بیم جانش از عراق گریخت. خاطرات خود را با عنوان « حطام بوابة الشرقية» نوشته است. كتاب به زبان فارسي ترجمه و توسط مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. البته مترجم و ناشر نمی بایست برخی نام های تاریخی و یا نام گوره ها را تغییر دهند. می توانستند در پاورقی و یا توی پرانتز نظر خود را مطرح کنند. سامرایی به روشنی و صراحت قصد و تصمیم صدام و آمادگی ارتش عراق را برای حمله به ایران توضیح داده است، از سیاق سخن سامرایی که به موقعیتش به عنوان افسر ستاد و مسئول اطلاعاتی امور ایران در ارتش عراق، یاد می کند. می توان دریافت که در باره سال ۱۳۵۷ و تقابل ملت ایران به رهبری امام خمینی با نظام سلطنتی سخن می گوید. در زمانی که عدنان خیرالله طلفاح ( ۱۹۴۰- ۱۹۸۹) پسر دایی صدام و برادر زن صدام، ساجده با درجه ارتشبدی معاون نخست وزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح و وزیر دفاع عراق بود.:
« پس از گذشت چند روز به اداره عمليات رياست ستاد ارتش فراخوانده شدم. معلوم شد كه يك كميته عاليرتبه، به منظور انجام مطالعات لازم، براي تهيـه طرح های پدافندی و يا آفندی، در صورت بحرانی شدن اوضـاع و يـا بـروز جنگ تشكيل شده است. اين كميته كه »كميتـة مطالعـات« خوانـده مـي شـد، شامل « سرتيپ ستاد عبدالجواد ذنون » كه بعدها درجة ارتشبدی ستاد گرفـت، «سرتيپ ستاد شاكر وجرالاماره » كه بعدها به دنبال ايجاد مديريت برنامه ريزی، به عنوان مدير برنامه ريزی منصوب گرديد و بعد از آن بـه فرمانـدهی لشـكر هشتم پياده برگزيده شد. اما پس از آنكه در جريان جنگ با ايـران بـه درجـه سرلشكری ستاد نايل آمد، به اتهامات ظالمانه ای به هفت سال زندان محكوم گرديد كه چند سال از اين دوران را در زندان مركزی ابوغريب سـپری نمـود، سرهنگ ستاد محمد عبـدالقادر» كـه بعـدها بـه درجـة سـپهبدی نايـل آمـد. سرهنگ ستاد «عبدالكريم العيثاوی»، سرهنگ ستاد «نبيل خليل سعيد» و« سرهنگ سـتاد «امجد حسن الزهيری» بود. اينان از جمله افسران برگزيدة فارغ التحصيل دانشكده جنگ و دارای توانمنديهای نظری و علمی قابل توجهی بودند. چند ماه بـه صورت مستمر و با پشتكار قابل توجـه بـه تـلاش هـايی دربـاره شـناخت اسرائيل و ايران دست زدند و برنامه ريزی برای رويارويی نظامی با ايران اعم از آنكه آفندی باشد و يا پدافندی، از جمله وظايف اصـلي ايـن كميتـه بـود. ما اطلاعات خوب و كاملی راجع به ايران در اختيار اين كميتـه قـرار داديـم.
اين اطلاعات در مورد مسائل زير بود:
اوضاع سياسي .
پراكندگي جمعيتی ويژه قوميت های مختلف ايران
سرويسهاي امنيتي و اطلاعاتي
اوضاع اقتصادي .
وضعيت نيروهاي مسلّح (۱)
سامرایی در باره شرایط ایران که در اثر انقلاب آشفته و غیر مستقر به نظر می رسید، و چنان وضعیتی صدام را به حمله نظامی تشویق کرده بود، توضیح روشن تری می دهد:

« رژيم عراق به ايـن نتيجه رسيده بود كه فرصت طلايي لازم براي رهايی از نفوذ ايـران در عـراق و زمينه های لازم برای ابطال معاهده ۱۹۷۵الجزاير و بازگرداندن حاكميت و سلطة كامل بر شط العرب، بر مبناي معاهده ۱۹۷۵ و تعديل خـط مـرزی و پشـتيبانی از عرب های اهواز به منظور شروع يك انقـلاب و آزاد شـدن از تابعيـت ايـران و برانگيختن آتش فتنه های قومی در بلوچستان و كردستان و آذربايجان، به منظور سرنگوني رژيم جديد ايران و از هم پاشيدن دولت ايران فراهم شده است. ايـن فرصت تاريخي براي صدام، قدم برداشتن در راهي بود كه او را به رهبـري كـل منطقه سوق ميداد. (۲)
سامرایی هدف صدام از حمله به ایران را در سه بخش تبیین کرده است: یکم: لغو معاهده ۱۹۷۵ الجزایر، که صدام باور داشت، این معاهده در دوره ضعف عراق بر عراق تحمیل شده است.
دوم، تجزیه ایران و الحاق خوزستان (عربستان از دید صدام ) به عراق
سوم: سرنگونی حکومت انقلابی ایران و تشکیل دولت دست نشانده صدام در تهران. به همین خاطر همزمان با طراحی حمله به ایران مقدمات تشکیل دولت در تبعید از همان هفته های نخست پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود. لرد جرج براون وزیر خارجه سابق انگلستان و حسن العلوی واسطه های تماس با فعالان سیاسی و نظامی ایران از جمله شاپور بختیار و غلامعلی اویسی بودند.
حسن العلوی می گفت: صدام گمان می کرد جنگ با ایران همانند جنگ شش روزه اسرائیل با اعراب، یا حدّ اکثر هفت روزه خواهد بود. به همین خاطر در فکر تشکلیل دولت رژیم جدید در تهران بود. بختیار در واقع نامزد صدام برای ریاست دولت بود. بختیار بارها به بغداد آمد. صدام تأمین مالی دولت جدید را تا استقرار بر عهده گرفت و پول حسابی به بختیار و اویسی داد. صدام شخصی کریم بود!» (۳)
صدام به فرماندهان نظامی، اعضاء حزب بعث، به روزنامه نگاران مرسدس هدیه می داد. وقتی مسئول کمیسون فلسطین بودم. در سال ۱۳۷۴ به اردن رفته بودم. دوستی اردنی که در دانشگاه پهلوی هم دوره بودیم. به دیدنم آمد. با بنز مدل اس ! گفتم: « سلیمان!، بنز تو از بنز رئیس جمهور ایران هم شیک تر و نو تره.»
گفت: « هدیه صدام است. به همه مدیران روزنامه ها و نشریات اردنی بنز داد!» وفیق سامرائی نیز به بنز اهدایی صدام در کتاب، ویرانی دروازه شرقی اشاره می کند. پیداست برای تشکیل دولت در ایران چه هزینه هایی صدام البته از جیب شیخ و آل و خلیفه تامین کرده است. چنان که گفته شده است: « بختیار در پول غلت می زد. » و نیز بعد ها تمام هزینه اردوگاه نظامی سازمان مجاهدین خلق را بر عهده گرفته بود.
در اسناد سال ۱۹۸۰ آرشیو ملی انگلستان، که منتشر شده است. می توان نمونه هایی از اسناد مربوط به حمله عراق به ایران و طرح تشکیل دولت دست نشانده در ایران توسط صدام را بررسی کرد. این اسناد پیش از این توسط مجید تفرشی پژوهشگر ارزشمند اسناد بررسی و منتشر شده است. در سندی که با عنوان سرّی در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۰ ( ۳مهرماه ۱۳۵۹) یعنی در سومین روز از آغاز حمله ارتش عراق به ایران، منتشر شده است. سر دیوید میرس ( متولد ۱۹۳۷- ) که از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ سفیر انگلستان در لبنان بود. سال ها در بخش سرویس دیپلماتیک ملکه در ژاپن و لائوس و فرانسه و ایران خدمت کرده بود. از محتوای سند پیداست که او به دلیل آشنایی با ایران، در بخش خاورمیانه وزارت خارجه، مسائل انقلاب ایران و ایوزسیون در تبعید را پی گیری می کرده است. در سند یاد شده در چهار بخش اطلاعات قابل توجهی در باره تشکیل حکومت دست نشانده توسط صدام در تهران و یا دست کم در خوزستان مطرح شده است.
یکم: لرد جرج براون( همان مسئول لوبی صدام در انگلستان و رابط صدام با شاپور بختیار و غلامعلی اویسی و آلیانس سرمایه دار یهودی ایرانی مقیم انگلستان) در تعطیلات آخر هفته در پاریس با شاپور بختیار ملاقات کرده است. بختیار تازه از بغداد مراجعه کرده بوده است. می توان گمان کرد، مراد از تعطيلات آخر هفته مي تواند روز شنبه و يك شنبه ۲۹ و ۳۰ شهريور، يعني پيش از حمله عراق باشد. بختیار در این دیدار می گوید، «هیچگاه اپوزیسیون چنین موقعیت مناسبی برای تغییر رژیم در ایران نداشته است.
سخن بختیار یاد اور سخن صدام است که در شهریور سال ۱۳۵۸ به صلاح عمر العلی گفته بود: فرصتی طلایی برای حمله به ایران ممکن است هر صد سال یک بار اتفاق بیفتد و اکنون همان موقعیت است!

دوم: به گزارش سازمان سیا، دولت عراق با غلامعلی اویسی تماس گرفته است. از او خواسته اند با هوادارانش به عراق برود. در عراق مستقر شود. وقتی خوزستان آزاد می شود، اویسی در خوزستان مستقر شود.
سوم: سر دیوید میرس، تردید می کند که اپوزسیون تبعیدی بتواند، بر افکار عمومی و جهتگیری سیاسی ایرانیان به ویژه جوانان اثر گذار باشد.
چهارم: تشکیل حکومت در خوزستان را موجب تخریب وجهه اپوزسیون تبعیدی می داند. مگر ان که عراق بتواند بر تمام ایران مسلط شود.
بعد از همین سفر ها و قول و قرار های شاپور بختیار و غلامعلی اویسی دو شخصیت سیاسی و نظامی بود، که صدام به آن ها اجازه داد ایستگاه رادیویی در عراق تاسیس کنند. برخی همکاران دون پایه بختیار اکنون در شبکه های فارسی زبان ضد ایرانی فعالند، اینان یادگار همکاری همان رادیوها در همان روزگارند.
این سند را بایست بار ها خواند و بین سطور آن را یافت


پی نوشت:
*********
(۱) ویرانی دروازه شرقی، وفیق السامرایی، ترجمه،. مرکز مطالعات و تحقیقا جنگ ۱۳۹۱ ص:۴۸ و ۴۹
(۲) همان، ص ۵۷
(۳) گفتگوی نویسنده با حسن العلوی، روز پنجشنبه ۱۵ ابان ماه ۱۳۹۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)